تبليغاتX
سراب بهائیت

سراب بهائیت

تحقیقی پیرامون دیانت بهائی دیانت ساختگی تشکیلات بهائیت

خوش بود گرمحک تجربه آید به میان

تا سیه روز شود هرکه در او غش باشد 

                                                                                          

جریان انتخابات  اخیر ریاست جمهوری  در ایران فرصت مناسبی را برای شناخت دوست و دشمن  فراهم آورد .  پس از گذشت بیش از 10 روز از این واقعه تاریخی کهانتخابات ریاست جمهوری اوج  مشارکت مردمی  را بنمایش گذاشت ، می توان  به دلایل متعددی رد پای تشکیلات رهبري  بهائیت یعنی بیت العدل نامشروع  مستقر در اسرائيل را بعنوان  رهبری  جاسوسی ، خبر چینی ، دروغ  سازی ، شرکت و سازماندهی در تظاهرات داخل و  خارج از کشور  علیه  جمهوری اسلامی را  را به طور عيان و آشكار مشاهده كرد . شاید تا قبل از این انتحابات کمتر کسی  به اوج  خباثت  و دشمنی این فرقه  با نظام جمهوری اسلامی ایران اعتقاد داشت   اما با نزدیک شدن به انتحابات و وقایع بعد از آن همداستانی تشکیلات بهائی با دول استعماري  خارجی  یعنی امریکا ،اسرائیل ،انگلیس  وآلمان و..... چهره پلید بیت العدل نامشروع  در پس پرده توطئه های گوناگون اخیر  را بیش از پیش آشکار كرديد. در اینجا  به برخی  از اقدامات بیت العدل نامشروع  اشاره می شود:

1-بیت العدل نامشروع  قبل از انتخابات  طی بیانیه های مختلف  با توجیهات مضحکانه  و توضیح و تفسیر آن در سایر سایت های منتسب بهائی  شرکت بهائیان ایران  در انتخابات ایران را بر خلاف تعالیم 12گانه این فرقه مجاز شمرد. این اقدام در راستای فریب کاری و استفاده از ساده لوحی برخی کاندیدها  و وابستگان آنها در ستادهای انتخاباتی  بمنظور جلب حمایت از این فرقه  و بنوعی مشروعیت دادن به فعالیت این فرقه  در ایران در صورت انتخاب  شدن کاندیدای مزبور صورت پذیرفت .هر چند که در اینمورد نباید نقش دوستان نادان که برای  کسب چند رای  بیشتر حاضربه زیر پا گذاشتن  اصول مقدس اسلامی شدند، را از نظر دور داشت.

2-رفتار بعدی این فرقه ایحاد تفرقه در بین آحاد جامعه ایرانی  و افزایش حس بی اعتمادی مردم به وضعیت موجود کشور  از طریق بجث و مذاکره با مردم کوچه و بازار بود آنها همواره در برخورد با مردم مسیر تبلیغ را دنبال میکردند اما ظاهرا بحث انتخابات امر مهمتری را در برداشت  که جایگزین  تبلیغ بهائيت گردیده بود چون این بار فرصت گرانبهائی ایجاد شده بود تا به آنچه محور مباحث مردم بود  زيركانه   وارد گردند   و با سوار شدن بر موج التهاب آميز مبارزات انتخاباتي از این طریق بذر ناامیدی از اسلام و انقلاب اسلامي و روحانيت  را با مغشوش جلوه دادن وضعیت موجود در ذهنهاي افراد ساده لوح و زود باور بكارند تا رای دهنده کمتری به پای صندوق رای رود و جریان حضور اکثریتی  مردم در انتخابات از آب و تاب بیفتد یا جو عمومی را بنفع کاندیدای خاصی تغییر دهند.

3-حرکت بعدی تشکیلات بهائیت ؛ استفاده از سرمایه های پنهان انساني خود دردستگاه های عظیم و طویل دروغ پراکنی  مراکز و شبکه های  خبری  امریکا ، اسرائیل  و بخصوص    انگلیس  که گویا اینبار مسئولیت   خبری و نرم افزاری  دشمنان قسم خورده  ایران اسلامی را بعهده داشت ، بود . هم اکنون بخش فارسی اکثر این شبکه های  گسترده خبری در بسط و قبض  نیرو های تربیت یافته  بهائی می باشد.بطور مثال راديو فردا وابسته به "سيا " با گوينده و خبر نگار بهائي اش و راديو صداي آمريكا با گويندگي  ضد انقلابي فراري به نام " احمد باطبي " كه رفيق و هم صحبت و مصاحبه شونده مكرر تلويزيون آيين بهائي در آمريكا   مي باشد و كانالهاي متعدد ضد انقلابي كه از آمريكا و اروپا برنامه پخش ميكنند و همگي از مبلغين راديو صداي دوست بهائي و تلويزيون آئين بهائي مي باشند . این شبکه ها ي عریض و طویل و با سرمایه های فراوان وبه کمک همین نیروهای تربیت یافته بهائی ؛ آتش تهیه  تبلیعاتی را در ابعاد گسترده ای در مبارزه نرم با نظام جمهوری اسلامی تهیه و انتشار  می دهند .اینکه اکثریت  تهیه کنندگان اخبار ،خبرنگاران  و گویندگان  این شبکه های خبری  از میان  بهائیان معرفی شده از بیت العدل  نامشروع انتحاب گردیده اند ما را به یاد همکاری صمیمانه  عبدالبها وبریتانیای کبیر در جنگ با دولت عثمانی و اشغال  فلسطین  می اندازد.اگر آنروز  عبدالبها  برای اربابان انگلیسی  خود به نحو شایسته ای برای ضربه زدن به مسلمانان  از هر خیانتی فرو گذاری نمی کرد و برای  خوش خدمتی خود  به گرفتن لقب و مدال  "نایت هود" یعنی  نشان دولتی  انگلیس  نائل  می آمد ،امروز هم نوادگان و بازماندگان  او همان مسیر بندگی و ضلالت وی  در خدمت به امریکا و اسرائیل و انگلیس را با شدّت و حدّتی فراتر دنبال می کنند . آری امروزاعوان و انصار بیت العدل نامشروع  با تمام قوا  در برابر اسلام و شیعه و نظام مقدس جمهوری اسلامی صف آرائی کرده و از هر اقدام  ضد حقوق بشری فرو گذاری ندارند . این گروه از بهائیان با تائیدات بیت العدل نامشروع  وظیفه مهم به تخریب کشاندن وتحریک نمودن افکار عمومی به ایرانیان داخل کشور را با  صدها  بخش خبری و گزارشات تفرقه افکنانه وبعضا خط هدایت اغتشاشگران خیابانی را دنبال می نماید.

4-ترفند دیگر تشکیلات ضاله بهائیت همکاری با سایر گروهک های معاند  و مخالف جمهوری اسلامی  در برپائی میتینگ ها و تظاهرات در کشور های اروپائی در مقابل سفارت های جمهوری اسلامی  به حمایت از اغتشاگران و برهم زنندگان امنیت و نظم عمومی در شهر های ایران می باشد  .

 5 – تشكيلات بهائيت با سواستفاده  از مباحث مطروحه در خصوص " حقوق شهروندي " و در سطح گسترده اي خود را جلو انداخته و معركه گردان اين مباحث با هدف مظلوم نمائي و چهره حق به جانب دادن به اين فرقه گمراه و اسلام ستيز شد . حتي بعضي طرفداران خود را به سوي ستادهاي انتخاباتي كانديداها اعزام كرد تا با به بهانه انتخابات به تبليغ بهائيت و توجيه مظلوم نمائي خود بپردازند . اين نقشه زيركانه موجب گرديد كه مباحث اصلي فراموش شده و طرفداران هر يك از نامزدها ديگري را به طرفداري از بهائيان متهم كنند و نقشه بهائيت براي انحراف در مباحث اصلي جامعه جامه عمل پوشانيده شد و بر التهابات احساسي مردم افزوده كردند .

 6 – سايتها و وبلاگها و گروههاي اينترنتي كه   وابسته  مستقيم و غير مستقيم  به تشكيلات بهائي دارند به همراه دهها گروههاي گفتگوي اينتر نتي بهائي نظير " بهائيان ايران " – گروه جوانان بهائي " – " بهائيان شيرازي " – " پرشيان بهائي " در سايتهاي ياهو و گوگل و .... و حضور گسترده در " فيس بوك " و " تويتر" و " يو تيوب "و........ با اتنشار عكسها و كاريكاتورهاي زشت و ناپسند عليه مقامات عاليقدر مملكت منجمله رهبر معظم انقلاب و رئيس جمهور منتخب و ساير نامزدها به عنوان ستون پنجم  دشمن عمل نموده و به طور مرتب و منظمي  اخبار تجمعات و گردهمآئيهاي عناصر اغتشاش گر را از طريق ايميل و خبر نامه و پيامهاي الكترونيكي ميان بهائيان و مراجعه كنندگان به اين سايتها پخش ميكرده و ميكنند .

به لیست بالا می توان موارد دیگری افزود اما از حوصله خوانندگان این وبلاگ خارج است لذا چند نتیجه گیری از طرح این مباحث نیز ضروری است:

الف- با آشکار شدن آن روی سکه تشکیلات بهائیت درجریانات اخیردیگردفاع از عدم دخالت در سیاست ، وحدت عالم انسانی پوشالی معنائی ندارد آنچه که امروز از بیت العدل نامشروع و ایادی  آن در صحنه ایران اسلامی سر می زندنه تنها تفاوتی بارفتار امپریالیسم و صهیونیسم جهانی نداشته بلکه از یک مرکز فرماندهی میگردد لذا رحم وشفقت اسلامی برای چنین تشکیلات صهیونیستی دیگر جایز نمی باشد.

ب-بخش اعظمی از هزینه گزاف  نفوس  کشته شده و خسارات گسترده وارده  شده بر  جامعه ایران در جریانات بعد ازانتخبات  را باید بحساب  فرقه ضاله گذارد . آنهائی که برای زندانی شدن تعدادی بهائی مجرم  آسمان وریسمان را بهم می دوختند اکنون برای شراکت خود در اغتشاشات اخیر که دلائل  آن دربالاذکر شدچه دفاعی دارند  ؟!!!

ج- بیت العدل نامشروع  و تشکیلات جهانی بهائیت در حرکتی هماهنگ  با اربابان اسرائیلی و امریکائی خود ذوق زده از اغتشاشات اخیر درچند شهر ایران کار را برای جمهوری اسلامی تمام شده فرض نمودند  اما زهی خیال باطل که استحکام نظام جمهوری اسلامی باتحریک وتشویش و حمایت از اغتشاشگران دستخوش تغییر گردد.

د-  درس دیگری که از واقعه اخیر باید گرفت هشیاری همه کسانی  که به دوستی خاله خرسی این جماعت دلخوش کرده یودند و اشک تمساح  آنها را دلیلی بر مظلومیتشان فرض کرده بودند و در تبلیغات خود بر دفاع از حقوق  این فرقه صحه می گذاردند مي باشد .از سوی دیگر دستگاه قضائی کشور نیز باید در دفاع از حقوق اکثریت  جامعه اسلامی  شیعی شجاعانه تکلیف عناصر ضاله را روشن نماید.حوزه های علمیه باید راهکار فرهنگی لازم را برای جلوگیری از آثار مخرب تبلیغات این فرقه را فراهم سازد.دستگاه دیپلماسی ایران تلاش مصاعف خود را در نشان دادن  چهره ضد حقوق بشری تشکیلات بهائیت را به جوامع بین المللی انعکاس دهد. صدا و سیما جمهوری اسلامی با تهیه برنامه های فرهنگی نقش تفرقه انگیز و معاندانه این فرقه را با دین اسلام و مذهب شیعه بصورت گسترده و بر اساس واقعیات و اسناد  موجود تاریخی بسط و گسترش دهد.دستگاه های مسئول  نیز باید بصورت جدی خطر این تشکیلات جاسوسی پیچیده  که همردیف با سایر گروهک های معاند و بلکه خطر ناکتر از پیش می باشد را از طريق  شناسائی توطئه هاي آنان با قوت تمام دنبال نمایند.  مسامحه با دشمنان امام زمان  (علیه السلام) و مردم شیعه  و پیرو آن امام همام که آشکار و پنهان از هر  اقدامی برای ضربه زدن به کشور جمهوری اسلامی  کوتاهی نمی نمایند دیگر بس است.چرا که از قدیم به ما یاد داده اند که:ترحم بر پلنگ تیز دندان ستمکاری بود بر گوسفندان.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم تیر 1388ساعت   توسط صدرا  | 

 

در پست مطلب های قبلی اشاره گردید که بیت العدل نامشروع بواسطه تعطیل شدن فعالیت محفل ملی بهائيان ایران (یاران ایران)دست یاری بسوی گروه های سیاسی معاند با نظام جمهوری اسلامی ایران ،دراز نموده تا هر از گاهی به پشتیبانی از آنان ،بیانیه یا اطلاعیه ای صادر نمایند تا بدینوسیله جبهه بین المللی حمایت کننده از بهائیت را کثیر جلوه داده و هموطنان بهائی ایران را دچار توهم سازند. بیت العدل نامشروع با رویکرد به شیوه""ارتباط صمیمانه""با N.G.O ها یا تشکل های غیر دولتی اعم از سیاسی و غیر سیاسی بصورت خزنده بدنبال نفوذ وجلب نظر این تشکلات به فرقه بهائیت می باشد تا در موقع لزوم وبصورت سفارشی به طرفداری از تشکیلات بهائیت بپردازند.در بیانیه 14 می 2009(24اردیبهشت88)بیت العدل نامشروع؛ خوشحالی زاید الوصف خود را از موضع مجلس عوام!!! کانادا در حمایت از یاران ایران ودر قبال دولت جمهوری اسلامی ایران ،اعلام می دارد. در حالیکه هیچ اطلاعاتی از این مجلس عوام  و اینکه نظرات آنان چقدر اعتبار جهانی و بین المللی دارد ،ارائه نمی دهد . بیت العدل نامشروع هنوز که هنوز است نمی داند دیدگاه یک مجلس يك کشور خارجی كه داراي موضعگيري معاندانه و سياسي با  كشور ايران مي باشد آنهم از نوع عوامش!!! هیچ پشیزی برای مردم ودولت ایران ارزش نداشته و نمی تواند مایه دلخوشی هموطنان بهائی گردد. شگرد ديگر  بیت العدل نامشروع براي تشويق بهائيان به  نفوذ در سازمانها و تشکل های غیر دولتی ما را بیاد رفتارهای کشورهای استعمارگر در قرن 19و اوایل قرن 20 میلادی می اندازد که تحت پوشش عمران و آبادی و فعالیت های خیر خواهانه مذهبی ،نیات شوم خود را پس از جمع آوری اطلاعات وآگاهی از نقاط ضعف ملل محروم به اجرا در می آوردند.سوء استفاده از آرم صلیب سرخ جهانی توسط جوانان بهائی برای فریب دادن و اغفال مردم بر هيچكس پوشيده نيست كه هدف از اين اقدامات به ظاهر انسان دوستانه ؛ زمينه سازي براي نفوذ بيشتر و القاي فرهنگ استعماري آن دولتها بوده است .نمونه عینی آن را در رفتار تشکیلات بهائی در منطقه مهدی آباد - شیراز می توان یافت.آنجا که تعدادی جوان احساساتي و خام  بهائی با سربندهای سازمان صلیب سرخ جهانی و با  اهداي توپ و آب نبات  و دفتر و مداد رنگي و در پوشش يك سازمان غير دولتي بسراغ پسران و دختران نوجوان و شيعه  آن منطقه رفته تا بخیال خام خود آنانرا شتشوی مغزی داده و و زمينه چيني لازم براي ايجاد محبت و علاقه در آنان به سوي بهائيان را فراهم ساخته و در دراز مدت  بسوی فرقه بهائیت منحرف سازندکه خوشبختانه با اقدامات خودجوش اهالی منطقه و درايت مسئولين شهر ؛آنگونه که در خبرها آمده است ،توطئه شوم آنان نقش برآب گردید. آری بیت العدل نامشروع هموطنان نا آگاه و احساساتي بهائی را دستاویز برنامه های شیطانی خود قرار داده است و از آنان بعنوان نوکران بی جیره و مواجب استفاده می کند.به آنان اجازه تفکر واستفاده از نعمت خدادادی عقل را نمی دهد.اجازه نمی دهدآنان خوب و بد خود را عاقلانه تشخیص دهند و به آن عمل کنند و نهایتاً آنانرا به راهی می کشاند که وحدت ملی کشور را بهم ریخته ؛ زمينه نفوذ و حضور بيگانگان را در مملكت فراهم كنند ؛ با كمك و همراهي عوامل ضد انقلاب  در مجامع بين المللي مشكل آفريني كنند  و تفکر شیعه انقلابی و اسلام آزادي بخش  را هدف حملات بيگانگان  قرار دهند . بیت العدل نامشروع با سرپوش گذاشتن بر صدها إشکال اساسی خود و عدم پاسخگوئی به سوالات مکرری که درباره مشروعیت بیت العدل بدلی مطرح می باشد ،همچنان بهائیان ایران را سپر بلای خود قرار می دهدو با انحراف افکار هموطنان بهائی از صداقت آنان نسبت بخود نهایت سوءاستفاده را می نماید.بیت العدل نامشروع در این راستا از خود مایه نمی گذارد بلکه این بهائیان بیچاره هستند که باید تاوان ندانم کاری و دستورات متناقض  بیت العدل نامشروع را بپردازند. بیت العدل نامشروع نمی داند که جامعه شیعی ایران به هیچ عنوان دست از امام و انقلاب و ساحت مقدس حضرت بقیة ا... اعظم( اروحنا له الفدا )برنمی دارند وهرحرکت دشمن را در هر لباسی تشخیص داده و به مبارزه با آن خواهند پرداخت .

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم اردیبهشت 1388ساعت   توسط صدرا  | 

حرکات اخیر تشکیلات بهائیت و در راس آن بیت العدل نامشروع را باید دنباله برنامه های شیطانی این فرقه محسوب نمود . بیت العدل نامشروع مایوس از اقدامات پیشین  ، موافقت حود را با تعطیلی فعالیت محفل ملی ایران (یاران ایران) طی بیانیه های پی در پی در اواخر اسفندماه 87 و اوایل فروردین 88 اعلام می دارد. طی این مدت سایت های وابسته به این فرقه با تاسی جستن از بیت العدل نامشروع در یک چرخش آشکار ادبیات نوشتاری خود را تغییر داده و بمانند گرگی زخم خورده مقامات جمهوری اسلامی و روحانیون را آماج توهین خود قرار داده اند.هرچند باید منتظر بود تا با آشکار شدن سایر رفتار های بیت العدل درمانده از حل مسائل بهائیان ایران نشست وآنگاه به جمع بندی کاملی از اقدامات این فرقه پرداخت ،اما در عین حال تشریح و نقد فعالیت های بیت العدل نامشروع در این برهه زمانی خالی ازفایده نیست.

1-مطمئناً مدیریت و سازماندهی بهائیان ایران کاری نیست که بتوان با یک بیانیه از سوی بیت العدل نامشروع هدایت و انجام شود لذا بایستی نیازمند حرکت جدید و در قالبی متفاوت با فعالیت محفل ملی ایران(یاران ایران) باشد. بیت العدل پس از دستگیری اعضای یاران ایران و واکنش مقامات جمهوری اسلامی ایران درباره اقدامات غیرقانونی آنان درایران از روی ناچاری تن به تعطیلی تاکتیکی فعالیت های آشکار یاران ایران داد اما کماکان شاهد فعالیت های گسترده تبلیغی در قالب خانواده های روحانی بوده و بعضاً بصورت شبکه های زیرزمینی و مخفیانه دستورالعمل های مربوطه توسط خادمین محلی ودر شکل جلسات روحی وضیافات 19 روزه به بهائیان انتقال می یابد. لذا تعطیلی فعالیت یاران ایران را باید یک تاکتیک سیاسی بیت العدل برای برون رفت از فشار های وارده از سوی جامعه انقلابی مردم ایران دانست.

2- ساده لوحانه است که بپذیریم با عدم فعالیت چند نفر"" تجت عنوان یاران ایران ""این فرقه باچنین تشکیلات پیچیده ای از فعالبت اصلی و اساسی خود که همانا تبلیغ و گسترش بهائی گری در بین جوامع اسلامی و شیعی و به انحراف کشاندن آنها است دست بردارد.دربیانیه26مارس2009 بیت العدل دقیقاً  هرنوع دستور واطاعت از حکومت ایران را بر نمی تابد و رعایت دستورات حکومتی توسط بهائیان ایران را به منزله تجاوز به حریم اندیشه انسانی تلقی نموده و عدم تبعیت و اطاعت وزیر پاگذاشتن آنرا به بهائیان ایران القا میکند .براستی آیا اینست نشانه تبعیت از حکومت که در احکام بهائی بر آن صحه می گذارند.آیا این بیانیه نوعی دهن کجی و مخالفت با نظام جمهوری اسلامی و مردم شیعه ایران نیست؟ آیا معنای واقعی تبعیت از حکومت تنها باید در اسرائیل غاصب رعایت گردد و سایر کشورهاو ازجمله ایران از شمول این قاعده باید خارج شوند؟براستی اینهمه تاکیدات بها الله و عبدالبها بر رعایت  و اطاعت از قوانین و مقررات مدنی و عدم دخالت در سیاست و اطاعت از حکومت ( هر حکومتی ) کجا رفت ؟؟!!

3- چگونه است که بیت العدل نامشروع با صدور چنین بیانیه ای مرگ حقوق شهروندی بهائیان را رقم می زند .با چنین نقطه نظراتی آنهم از سوی مرکزیت جهانی بهائیان دیگر نمی توان بهائیان ایران را شهروند ایرانی محسوب نمود چرا که حقوق شهروندی امری دوطرفه است یک طرف آن مردم و طرف دیگر حکومت. .آنان یا باید به استناد احکام بهائی در تبعیت از حکومت تن در دهند یا بایستی حقوق شهروندی خود را با چارچوب قوانین جمهوری اسلامی ایران متناسب سازند در غیر اینصورت آنان نه بهائیند و نه شهروند ایرانی . در بیانیه فوق الاشاره بیت العدل نامشروع عملاًوعلناً بهائیان ایران را به مقاومت در برابر احکام دولتی و حکومتی تحریک می تماید و لذا به همین دلیل حقوقی روشن می توان هر بهائی را که از حکومت تبعیت ننماید تحت پیگرد قانونی قرار داد.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم اردیبهشت 1388ساعت   توسط صدرا  | 

در تاریخ 9 فوریه 2009 (بهمن 13۸۷) بیانیه دیگری از سوی بیت العدل نامشروع خطاب به پیروان بهائیت در ایران صادر گردید. در نگاه اوٌل ،بیانیه با همان عبارات قبلی و سابق خود به دلداری بهائیان می پردازد اما با کمی تعمٌق متوجه می شویم بیت العدل نشینان دیگر توانائی لازم را در برخورد با مسائل و مشکلات بهائیان بطور بی سابقه ای از دست داده و قادر به حلٌ آن نبوده و نخواهند بود .بنظر می رسد که کادر رهبری بهائیت در حال پوست انداختن است .اکنون نه الهامات دروغین آنان برای بهائیان مستقر در خاک ایران کار ساز بوده و نه طرفداری بی شائبه دول غربی!!.توان عملیاتی این تشکیلات اکنون بصورت محسوسی در ایران زمینگیر شده است . با توجه به علاقه مندی دول غربی به این فرقه بعنوان ستون پنجم خود در ایران و استفاده از آن برای تخریب مذهب شیعه و در کنار آن انتقال اطلاعات و اخبار بصورت پنهانی و با فناوری های روز ؛ به خارج از کشور ،عملا جایگاه خود را برای مبارزه نرم با نظام جمهوری اسلامی بجای گروهک های مخالفت دولت و نظام جمهوری حفظ کرده است. با آشکار شدن این رفتارهای مرموزانه تشکیلات بهائیت برای دولت و مردم ایران و افشا گری های بعمل آمده طی چند سال اخیر از نیات شیطانی آنان و خواب هائی که برای به تباهی کشاندن دین و مذهب مردم ایران تحت عنوان برنامه های 5 ساله دیده بودند دیگر جائی برای مبارزه پنهانی با این فرقه وجود نداشت و اکنون دولتمردان با پشتوانه مردمی و حرکت خود جوش مردم راه را برای ادامه حرکات شوم این فرقه مسدود کرده اند و پوست اندازی تشکیلات بهائی از این جهت است که دیر یا زود باید در قبال این اقدامات آنطرف سکه یعنی سیاسی بودن خود را آشکار سازد . پیش مقدمه آن نیز صدور اعلامیه های پشتیبانی از سوی گروهک های معلوم الحال و عناد ورز و کاملا سیاسی و وابسته  است که در بیانیه بیت العدل نیز به بخشی از آنان اشاره شده است. هرچند از مفاد این اعلامیه ها بخوبی می توان  به نگارندگان آن که عمدتاً بهائی بوده و تحت عنوان حزب و دسته سیاسی توزیع گردیده ،پی برد ، اما نهایتاً آبشخور آنان یکی است و باید آنرا درمراکز سرویس های جاسوسی و پیچیده دول غربی و در راس آن امریکا و اسرائیل دنبال کرد.اکنون كمونيستها  و چریک های فدائی خلق وسلطنت طلبان و نويسندگان فراري از مردم و عناصر وابسته به حكومت ننگين پهلوي و عناصر سست ايمان و زود باور و كج انديش و...... که چهره های معلوم الحالی برای مردم ایران می باشند،بعنوان وکلای مدافع  فرقه بهائیت به میدان آمده اند تا ثابت نمایند در مبارزه  با مذهب شیعه و نظام جمهوری اسلامی، بهائی ،چپ ،منافق، سلطنت طلب،همجنسگراها و...  در صف سیاسی واحدی قرار میگیرند و ادعای بیت العدل نامشروع درعدم سیاسی بودن این فرقه ادعائی پوچ و مضحک است. واکنون تشیکلات بهائیت تحت رهبری بیت العدل نامشروع و غیر معصوم مامن مناسبی برای سایر ورشکستگان سیاسی و فراری از ایران در آمده است تا دوباره با استفاده از کمک دول غربی و پول و هزینه جمع آوری شده از بهائیان ایران را صرف راه اندازی صدها سایت اینترنتی و مراکز رادیو وتلویزیونی نموده و به تبلیغ علیه ایران بپردازند و مرتباً فریاد تظلم خواهی و واحقوقا واحقوقا را بلند نمایند ودر کنارآن  ادعای غیر سیاسی بودن خود را نیز داشته باشند. لذا بیت العدل نشینان دلخوش از اینکه امریکا و دول غربی کاری برایشان انجام دهند به انتظار نشسته اند اما فراموش کردند امریکا دیگر در مناسبات بین المللی هم نمی تواند فرقه بهائیت را وجه المصالحه خود قرار دهد.در طي سي سال دوران شكوهمند انقلاب اسلامي ؛ احزاب ورشکسته سیاسی خیلی تلاش کردند اما پس از مدتی ناامید و سرخورده گوشه عزلت گزیدند.بهرحال از آنجائیکه درماندگی بیت العدل آشکار و مشهود است جهت رفع گیجی و سردرگمی پیشنهادات زیر ارائه می گردد  :

1-از آنجائیکه فرقه بهائیت ادعا جهان وطنی داردلذا ایران نمی تواند وطن بهائیان مستقر در ایران محسوب گردد تا به تبع آن ادعای شهروند ایرانی داشته باشد و جارو جنجال در مورد حقوق بهائیان ایران بعنوان شهروند کاملا بی مورد است و از دیدگاه حقوقی جایگاهی ندارد تا قابل پیگیری باشد(شواهدو دلایل فراوانی در اینمورد وجود داردکه باید از منظر حقوق اجتماعی به آن پرداخته شود)بهمین خاطر بیت العدل می تواند از دوستان عزیز و دلسوز خود در رژیم غاصب اسرائیل بخواهد تا نسبت به اسکان بهائیان ایران در کرمل و حیفا اقدام نماید و با ایجاد دکه و بازارچه مشکلات اقتصادی آنان نیز کاهش یابد و مشکل عدم مهاجرت به اسرائیل هم تا حدودی حل گردد. البته آلاسکا هم جای بدی نیست که گرفتن مجوز آن از دولت امریکا چندان نباید سخت باشد

2-بیت العدل همانگونه که تبلیغ را در خاک اسرائیل تعطیل کرده تبلیغات بهائیت را بصورت فردی و گروهی کاملاً ممنوع کرده  و کلیه محافل و مهاجرت های تبلیغی را تعطیل نماید تا مصداق جرم برایشان حادث نگردد و مجبور به صدور بیانیه های متعدد و آبکی نباشد .

 3 – در همه نظامهاي عالم وظيفه اقليتها اين است كه به حقوق و حدود و حساسيتهاي اكثريت جامعه ای که در آن زندگی می کنند احترام بگذارند . بر عهده تشكيلات بهائيت در اسرائيل است كه هموطنان بهائي ايراني را با هدف تبليغ تحريك ننمايند و اجازه ندهند بهائيان  ايراني  نا خودآگاه عامل اغتشا ش و بلوا در ايران گردند و نظم اجتماعي را بر هم زنند .

  آيا بيت العدل ميخواهد با تحريك اجانب بار ديگر تاريخ دوران قاجار را تكرار نموده و دعواي بابي و مسلمان راه بيندازد تا از هر طرف كه آسيب ببينند به نفع بيت العدل و مظلوم نمائي بهائيت سو استفاده  شود ؟؟؟؟؟

البته بیانیه بیت العدل نامشروع از زوایای دیگر قابل نقد بوده که بیاری خدا در پست مطلب های آینده به آن پرداخته خواهد شد.



 



+ نوشته شده در  جمعه نهم اسفند 1387ساعت   توسط صدرا  | 

سکوت خفقان آور و در عین حال معنادار مجامع بهائی و بخصوص بیت العدل نامشروع در برابر جنایات دهشتناک رژیم غاصب اسرائیل در غزه برگ ننگین دیگری بر پرونده فرقه بهائیت می افزاید.بیت العدل مرکز جهانی بهائیت در حیفای اسرائیل در حالی که روزانه شاهد کشتار خونین دهها زن و بچه بی گناه فلسطینی بدست ارتش تا به دندان مسلح اسرائیل می باشیم ، مدعیان دروغین صلح جهانی در زیر زمینهای بیت العدل چشمان خود را بسته نگه داشته و بر این جنایات اربابان آشکار مهرتایید می زنند. کجاست خانم بانی دوگال و نماینده پرمدعای بهائیت در سازمان ملل که اشک تمساح خود را به جهانیان نشان دهد . مدعیان وحدت عالم انسانی در کدام سوراخی پناه گزیده اند که جنایات عالم انسانی را نمی بینند و دم فرو بسته اند؟!! براستی چرا صدها شبکه تلویزیونی ، دهها خبرگزاری ،هزارها سایت و وب سایت  همواره جیغ شان در می آید که حقوق ما فلان و بهمان شد و مظلوم نمائی پشت سر مظلوم نمائی ، اما هزاران انسان بیگناه فلسطینی در غزه هر روز به خاک و خون می غلطند و دریغ از یک اعلام همدردی !!!کودک غزه ای

بر همگان روشن است وقتی فرقه ای بی اصل و نسب وساخته بیگانگان که نه خدای او معلوم و نه پیامبرش و نه آب و خاکش!!! ، دیگر انتظار اینکه بخواهد بر خلاف میل سازندگان و حامیان خود قدمی بردارد توقعی غریب و بعید می باشد . بدون شک این سکوت آنان نه تنها بار دیگر وابستگی تمام و کمال فرقه بهائیت را به اسرائیل و امریکا آشکار ، بلکه سیاسی بودن و غیر الهی بودن این فرقه را بیش از پیش اثبات نمود. اکنون سکوت بیت العدل در برابر  جنایات رژیم اسرائیل در کشتار مردم بیگناه غزه همه را به این باور قلبی می رساند که شعار های دروغین "صلح جهانی و وحدت عالم انسانی" این فرقه و در راس آن بیت العدل همه و همه در راستای مردم فریبی است و یقیناً آنان نیز در این جرم و جنایت شریکند و باید روزی در برابر افکار عمومی جهان و دادگاه عدل الهی پاسخگو باشند.کودکان غزه ای

اکنون جوانان روشنفکر و آزاد اندیش بهائی در سراسر جهان در مقابل سوالات متعدد هم سن و سال غیربهائی در خصوص سکوت غیرقابل توجیه تشکیلات رهبری بهائیت سرافکنده و محزون به گوشه عزلت خزیده اند. بدون شک این بهائیان آزاد اندیش هرگز گناه غیر قابل بخشش سران و رهبران بهائیت را نخواهند بخشید و عنقریت است که شاهد طغیان و اعتراض علنی این جوانان فهمیده و روشنفکر باشیم.   

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1387ساعت   توسط صدرا  | 

 

درپی درج پست مطلب "خواب خرگوشی بیت العدل" یکی از دوستان بهائی با ارسال نامه ای به وبلاگ سراب بهائیت بگونه ای دیگر مطالب پست مطلب را از دیدگاه جوانان بهائی تائید نموده است. اینکه نامبرده وابسته به کدام دسته از بهائیان می باشد بر ما نامعلوم می باشد ولی آنچه در نامه کاملاًمشهود است اینکه استدلالات و سوالات مطرح شده از بیت العدل نامشروع مبتنی بر عقلانیت ، شعورو شجاعت ایشان است. مطالب نامه وی گویای این واقعیت است که بیت العدل برای نسل جوان بهائی ایرانی یک امر موهومی و غیر قابل دسترس بوده و نتوانسته جایگاه رهبری بهائیت را آنگونه که رهبران پیشین پیش بینی کرده بودند ،بدست آورد.با این مقدمه شما را به خواندن نامه این بهائی نگران بدون هیچ دخل و تصرفی دعوت می نمایم:

اقای صدرا

احتراماً اینجانب بعنوان یکی از جوانان بهائی که با مشکلات عدیده ای روبرو است وهم اکنون در یکی از شهرهای کویری ایران به تحصیل مشغول است  نکاتی را در مورد مقاله اخیرتان (خواب خرگوشی بیت العدل) که دیدگاه طیفی از جوانان بهائی ایرانی می باشد را اعلام می دارم. باشد که قضاوت صحیحی در این مورد داشته باشید.

1-   اساساً دیانت بهائی طی 160 سال اخیر همواره دارای فراز و نشیب فراوانی بوده است و همه آنها در تاریخ ثبت گردیده است. اگر در 160 قبل رهبران دیانت بهائی در کنار دیگر بهائیان خود دچار مشکلات بمراتب بدتر میگردیدند ،تحمل درد و رنج برای احبا نیز آسانتر میگردید. ولی اکنون با گذشت زمان اعضای بیت العدل نه تنها در کناربهائیان ایران نیستند بلکه با آسودگی خاطر فقط به صدور بیانیه اکتفا می کنندو ذره ای از آلام و سختی هائی که بربهائیان ایران می رود را نه داشته اند و نه خواهند داشت.

2-   برای من بعنوان یک بهائی سخت است که بپذیرم رهبران جامعه بهائیان احساسات قلبی جوانانی مانند من و دوستانم را نادیده می گیرد و همان رفتاری که در ایران با ما در عدم مجوز تحصیلات عالیه می گردد ، بگونه ای دیگر اما مشابه بیت العدل با ما دارد.

3-   برای من و امثال من سوالات مکرری از اعضای بیت العدل اعظم وجود دارد:

-آیا همه اعضای بیت العدل نیز مانند من بهائی زاده بوده اند و آنگونه که بفکر آتیه فرزندان خود هستند و در مورد آنان عمل می کنندبفکر بهائی زاده ای مانند من در ایران هستند؟ایکاش آنان گزارشی از فرزندان خود و تحصیلات آنان میدادند.

- آیا بهائیان سایر کشورها مهم تر و عزیزتر از بهائیان ایرانی هستند که در هر کجای این جهان با آزادی بتوانند به تحصیلات خود ادامه دهند اما جوانان بهائی ایران  چنین اجازه ای نداشته باشند؟

-آیا اعضای بیت العدل نمی توانند مانند سایر ادیان تدبیری برای تبلیغ بیندیشند؟

-چرا در دیانت ما گروه خاصی متولی این کار نیستند مانند کشیشان در مسیحیت یا طلاب در اسلام؟

- چرا برای تبلیغ همه بهائیان باید در گیر شوند؟

   -برهمین اساس من و تنی چند از دوستانم تصمیم گرفته ایم به اینگونه بیانیه ها توجهی نداشته باشیم و خود برای سرنوشتمان فکر کرده و عمل نمائیم.من این مطلب را به خانواده و بخصوص پدرم در میان گذاشته ام . وقتی که می بینم که پروانه کسب پدرم بدلیل اینکه در مغازه وی فرد دیگری به تبلیغ پرداخته ، تاکنون تمدید نگردیده افسوس می خورم  و با خود می اندیشم که اعضای بیت العدل در حل این ماجرا در کجای قضیه اند و اگر بجای پدرمن بودند چکار میکردند؟

4-   اکنون با خود عهد کرده ام تا زمانی که اعضای بیت العدل در کنار ما و در خاک ما و با ما نباشنددیگر به تبلیغ نپردازم زیرا اعتقاد دارم که مقام آنان از حضرت بهاالله و حضرت عبدالبها بالاتر نیست که در کنار احبا تحمل درد و رنج و تبعید نمودند

5-   من و دیگر دوستانم نیز علاقه مندیم که مانند فرزندان عزیز اعضای بیت العدل در دانشگاه های معتبر خارجی به تحصیل مشغول شویم و با گرفتن مدارک عالیه بار دیگر به احبای عزیز و خانواده های آنان خدمت نمائیم.حضرت بهالله میفرمایند: ای اغنیای ارض فقرا امانت منند در میان شما.امانت مرا درست حفظ نمائید و به راحت نفس خود تمام نپردازید.    به امید آنروز   

 

  

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه سیزدهم آذر 1387ساعت   توسط صدرا  | 

 

پیام 31 اکتبر 2008 برابر با 10 آبان 87 صادره از سوی بیت العدل مستقر در حیفا ، حاوی مطالبی است که هر فرد آزاد اندیشی را که کمی از تاریخچه تشکیلات بهائیت طی 160 سال گذشته داشته باشد به خنده وا می دارد.

گویا بیت العدل نشینان  هنوز در خواب خرگوشی بسر می برند و دوست دارند دروغهای آشکار خود را بعنوان حقیقت بهائیت بخورد جامعه ایرانی و بخصوص بهائیان ساده اندیش بدهند و با زیر پا گذاشتن واقعیت های ملموس که در گوشه گوشه تشکیلات بهائی بچشم می خورد،خود را الگوئی از صداقت و پاکی جلوه دهند .اما خوشبختانه مسیر باطلی که بیت العدل نشینان بعنوان سردمداران تشکیلات بهائی دارندمی پیمایند‌‌بقدری گویای واقعیت های باطل این فرقه است که راه گریزی بجز دروغ پراکنی پیدا نمی کنند.

با این مقدمه بسراغ پیام 31 اکتبر بیت العدل می رویم تا بار دیگر به اشتباهات مکرر  و افشای دروغ های بزرگ آنان اشاره کنیم:

در این بیانیه آمده است:

      """......به هموطنان عزیز توضیح دهیدکه هرگونه دخالت سیاسی حزبی و یا جبهه گیری سیاسی در تمام سطوح محلی ،ملی و بین المللی اکیدأ و شدیدأ منع و نهی شده است......"""

حافظه تاریخی ملت ایران در قبل از انقلاب اسلامی هنوز بخاطر دارد که وجود صد ها عوامل بهائی در ارکان سیاسی،نظامی،اقتصادی،آموزشی وفرهنگی حکومت منحوس پهلوی بقدری گسترده و تمام عیاربود که صدای علمای آنزمان و از جمله حضرت امام خمینی (ره) در اوج مبارزات 15 خرداد 42 در مخالفت با گسترش و نفوذ بهائیت در منابر طنین انداز گردید( رجوع شود به وبلاگ امام خمینی و بهائیت)!!. زیاد دور نمی رویم در همین دوران اخیر مگر بیت العدل نشینان به جامعه بهائی ایران توصیه بر رای دادن و شرکت در انتخابات سیاسی شورای اسلامی ننمودند؟،چیزی که در انتخابات گذشته سابقه نداشت. آیا دیدار و رایزنی نمایندگان منتسب به محافل بهائی شهر های ایران با کاندیداهای مجلس شورای اسلامی جهت پشتیبانی از تشکیلات بهائی چیزی جز انگیزه های سیاسی بوده است ؟

آیا بیت العدل فراموش کرده است؟!!!

در بخش دیگری از این بیانیه آمده است:

    """"....مفهوم حکومت در دیانت در مقام نهادی برای تامین رفاه و ترقی بشری و اصل اطاعت از آن و تبعیت از قوانین مدنی از جمله ویژگی های بارز آئین بهائی است......"""""

می بینیم که توصیه های قبلی و مکرر بیت العدل خلاف این موضوع را نشان می دهد. بر اساس قوانین مدنی جمهوری اسلامی تبلیغ بهائیت در ایران بهر شکل آن بلحاظ قانونی جرم و خلاف محسوب می شود و اگر بنابراطاعت و تبعیت آنگونه که در عبارت فوق آمده است چرا بیت العدل صریح و واضح دستور بر عدم تبلیغ به جامعه بهائی نمی دهد تا بهائیان جرم و خلافی نداشته باشند؟ اما بالعکس تشکیلات بهائیت بر انجام تبلیغ بصورت جمعی یا فردی در ایران تاکید و اصرار دارد.آیا اطاعت در جامعه بهائی جور دیگری تعریف می شود؟!!! .شاید منظور از حکومت ،حکومت اسرائیل است که مورد قبول بیت العدل نشینان است که تمام قوانین آن را از جمله "عدم تبلیغ در خاک اسرائیل" را مو بمو و لعل به لعل اجرا میکنند ولی از نظر آنان زیر پا گذاشتن قوانین جمهوری اسلامی ایران اشکال ندارد تا آنجا که حتی دانش آموزان مسلمان دوره ابتدائی و مراکز آموزشی هم از دست تبلیغات ظاهر فریب بهائیت آسوده نیستند.

آیا بیت العدل فراموش کرده است؟

اما در قسمت دیگری از بیانیه بیت العدل آورده شده است:

    """...عده ای از روی بیخبری و یا به منظور پشبرد مقاصد خود ، وجود مراکز جهانی بهائی در کشور اسرائیل را امری سیاسی و نوعی وابستگی به نهضت صهیونیسم به شمار می آورند........."""image

اتفاقا بایستی گفت که در عین آگاهی و بر اساس دلایل فراوانی که در اسناد تشکیلات بهائیت وجود دارد حیات و ممات این تشکیلات در دست دولت اسرائیل است. این باورکه جدائی و تباینی بین بهائیت و صهیونیزم وجود ندارد را با عبارت همسر شوقی آفندی یعنی روحیه ماکسول که دیدگاه این تشکیلات در مورد اسرائیل است دنبال میکنیم. او می گوید:

""من ترجیح می دهم جوانترین ادیان (بهائیت)از تازه ترین کشورهای جهان (اسرائیل)نشو و نما نمایدو در حقیقت باید گفت آینده ما (بهائیت و اسرائیل)چون حلقه های زنجیر بهم پیوسته است  ""(۱)

 آیا  این حلقه های زنجیر بهم پیوسته  می توانند اهداف جداگانه ای  داشته باشد ؟!!

آیا بیت العدل فراموش کرده است؟!!!

بیانیه بیت العدل می افزاید:

       """"......جای تاسف است که اهل افترا بهائبان را مخالف و حتی دشمن اسلام می شمرد...""

واقعیت اینست که در صدها آثار باقیمانده از رهبران بهائی از جمله بها الله و عبدالبها وشوقی آفندی  بقدری  به  امامان ،رهبران دینی و مذهبی توهین گردیده  که هر فرد مسلمان و شیعه ای از شنیدن آن  باید  خون گریه کند . به عبارات ذیل که نشانه بغض وکینه رهبران بهائی نسبت به وجود مقدس حضرت ولی عصر علیه السلام است توجه فرمائیدتا بدانید تبلیغ فرقه بهائی آخرش به کجا منجر می گردد.عبدالبها میگوید: 

....ای بنده حقّ جمهور ناس منتظر موعودی خونخوارند و وليّ ظالمی غدّار مهديی خواهند که با سهم و سنان و شمشيری برّان سيلی از خون بيچارگان جاری و ساری نمايد و شب و روز مشغول بضرب اعناق گردد و قطع رقاب فرمايد و بروجی از سرها بيارايد ملک الموت باشد و آفت جانها گردد خونريز شود فتنه‌انگيز گردد بنيان انسان براندازد و مدن و قری بر باد دهد اطفال يتيم کند و زنان بيوه نمايد اين را شروط حقيّت دانند و منتظر چنين موعودند ......"(۲)

آیا بیت العدل فراموش  کرده است ؟!!

در بخش پایانی بیانیه سخن از فشار های اقتصادی و اجتماعی از جمله محرومبت جوانان از تحصیلات سخن گفته است.جالب اینجاست که اخیرا بیت العدل در پاسخ به سوالات جوانان بهائی در مورد خروج از ایران جهت ادامه تحصیل  بر عدم خروج آنان از ایران تاکید نموده است. واقعا اگر محرومیت از تحصیل جوانان بهائی مهم است  پس چرا اجازه خروج آنان را به سایر کشورها نمی دهند تا رفع این محرومبت که برای آن اینهمه جاروجنجال راه انداخته اند، شود؟ نهایت سادگی جوانان بیچاره بهائی که حتی برای ادامه تحصیل آنان نیز باید منتظر مجوز بیت العدل شوند.بدون شک وحشت بیت العدل از اینست که با مهاجرت گسترده جوانان بهائی به خارج از کشور و عدم بازگشت آنان به ایران نیروی جوان بهائیت در ایران به تحلیل رفته و اهداف تشکیلات بهائیت در آینده و در جامعه ایران بدلیل نبود نیروی  جوان با شکست مواجه گردد.

راستی تشکیلات بهائیت چگونه دم از ایران و ایرانیت می زند در حالیکه در اوج مبارزات ضداستبدادی و ضد استعماری مردم ایران علیه حکومت ظالم و فاسد پهلوی مهر سکوت کامل بر لب زده و نه تنها کوچکترین گامی در همراهی مردم ایران بر نداشتند بلکه با ارتباط ننگین حود با حکومت پهلوی تا آنجا توانستند در مقابله با انقلاب مردمی ایران با حکومت پهلوی همکاری کردند. این تشکیلات استعماری با همین بهانه عدم دخالت در سیاست مانع از مشارکت جوانان پر شور بهائی در مبارزات مردم ایران می شد و در حالیکه مردم ایران جشن پیروزی را شادمانه در کوی و برزن برگزار میکردند ، بهائیان مایوس و دل مرده در کنج حانه های خود خزیده بودند.

در طی این سی سال که از پیروزی انقلاب اسلامی ایران گذشته و در تمام این لحظات و مراحل حساس تاریخ این این انقلاب هیچ گونه همدردی و وطن پرستی از سوی بهائیت ایران مشاهده نشد و حتی این تشکیلات عنکبوتی در مقابل دفاع مقدس مردم ایران در مقابل متجاوزین مهر سکوت بر لب زده بود.

آنچه برای تشکیلات بیت العدل مهم است اینست که با تشویق بهائیان به تبلیغ مرام بهائیت در وحدت ملی و دینی ایرانیان خدشه وارد سازند و آنگاه راه را برای ابرقدرتهای سلطه طلب هموار سازند.زهی خیال باطل.......


۱-مجله امری

۲-مکاتیب جلد اول صفحه ۴۰۷

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت   توسط صدرا  | 

 

. ناتوانی بیت العدل نامشروع رهبری بهائیت در برخورد با مسائل اجتماعی و سیاسی بهائیان ساکن در ایران هرروز ابعاد تازه ای بخود می گیرد . این ناتوانی هر چند در تاریخ گذشته بیت العدل درباره هزاران شبهه ای که پیرامون مشروعیت آن در اذهان بهائیان حقیقی سابقه داشته و تا کنون نیز پاسخ روشنی برای آن نیافته اند وجود دارد اما تحولات دو ساله اخیر در رشد آگاهی مردم ایران از خطر فرقه بهائیت ازیک ازطرف و حمایت های مشکوک دول خارجی از جمله آمریکا و اسرائیل از این تشکیلات از طرف دیگر باعث گردیده که طرحهای استعماری بیت العدل نیز مرتبا" دستخوش تغییرو تحول می گردد .
بررسی های پژوهشی نشاندهنده این موضوع است که طی سالیان اخیر حنای این فرقه در سایر کشورهای پیشرفته و توسعه یافته بخصوص کشورهای اروپایی و امریکا رنگی نداشته و آمار موجود بر عدم موفقیت در جذب نفرات جدید در این فرقه صحه می گذارد و آنچه بعنوان گسترش بهائیت نشان داده می شود نیز در جوامع عقب مانده یا توسعه نیافته که ادیان رسمی در آنها وجود نداشته ، جلوه گر می باشد . کشور ایران در این میان از جایگاه ویژه ای برای این فرقه برخوردار است و نگاه بیت العدل به این ناحیه از جغرافیای جهان کاملا" متفاوت و بعضا" مغایر با سایر کشورها است . آنها با جامعه 70 میلیونی شیعه و در دولتی که بنای حکومتی آن دین اسلام و قوانین اساسی آن منبعث از شریعت اسلام است مواجه اند و عدم درک صحیح از این موقعیت ، بیت العدل را همواره دچار سر در گمی نموده است و آنان را ناچاراز ورود به عرصه سیاست جهانی در تقابل با نظام جمهوری اسلامی نموده است . این فرقه که همواره ادعای عدم سیاسی بودن خود را سر داده است اکنون دست در دست اربابان سیاسی خود به شکل یک اپوزیسیون سیاسی ، ضدیت با جمهوری اسلامی را در دستور کار دارد و بعنوان پیاده نظام دشمن در خاک جمهوری اسلامی ، مذهب و دین مردم را بعنوان مدافعان این نظام نشانه گرفته است .
درخارج کشور نیز با تشکیل دهها جلسه با ضد انقلابیون ، توسعه چندین شبکه رادیو و تلویزیونی ، ایجاد دهها سایت اینترنتی بر این تلاش خود روز به روز می افزاید تا شاید به حیات در حال جان دادن بهائیت در ایران جان تازه ای بخشد .
عرصه ای که بیت العدل نشینان در این برهه به آن وارد شده اند به میدان مرگ و زندگی شبیه شده است . از یک طرف تحت فشار کشورهای سلطه گر بایستی در جامعه کنونی ایران از خود حرکتی نشان دهند تا بهانه سیاسی فشار بر جمهوری اسلامی را برای دول خارجی ایجاد نمایند و از طرف دیگر تمام اقدامات یکی دو ساله اخیر آنان که برای اجرای آن بصورت تشکیلاتی برنامه ریزی شده بود به دربسته مردم شیعه و عاشق ولایت برخورد کرده است .
بهائیان ایران که عروسکان خیمه شب بازی این میدان در اجرای اوامر باصطلاح الهی بیت العدل نشینان می باشند ، خسته و درمانده از این وضعیت در یک سر در گمی دائمی بسر می برند .یک روز طبق اعلامیه بیت العدل در سال 2004 بایستی حرکت عمومی تبلیغ را شروع کنند . یک روز به جای حرکت عمومی تبلیغ ، باید به تبلیغ فردی بپردازند و روز دیگر این حرکت بایستی با حفظ حکمت ( از نوع بهائی آن ) انجام شود و از تبلیغ علنی در پارکها خودداری نموده و به سراغ منسو بین مسلمانان خود بروند!!؟؟
این پریشان حالی دائمی و تغییر تاکتیک باعٍث گردیده که سیل اعتراضات ، آرام آرام متوجه بیت العدل گردد. بهائیان ایران نمی خواهند زندگی آرامی را که در کنار سایر ایرانیان دارند با دستگیری ، زندانی شدن و از دست دادن شخصیت اجتماعی و تلقی شدن بعنوان یک همدست دشمن خارجی عوض نمایند و آن زندگی را دستخوش ناملایمات سازند . آنها معتقدند که تبلیغ در هر نوع آن ، کارایی خود را در بین جوامع ایرانی بدلیل هشیاری و آگاهی روز افزون مردم از دست داده است و  اکنون با پاسخ دندان شکن مردم مسلمان ایران مواجه می گردد و بطوریکه حتی هموطنان اقلیتهای مذهبی ایران هم به مخالفت با بهائیت پرداخته اند .
به همین علت یک دختر بهائی با ارسال یک نامه اعتراض آمیز در تاریخ 16 آبان سال 1386 از بیت العدل خواستار توضیح می شود و جالب اینجاست که جواب این نامه یکسال بعد در تاریخ 4 سپتامبر 2008 (16/6/87) و با توجیهات دو پهلو صادر می گردد .
در این راستا بیت العدل تلاش می نماید که با صدور بیانیه 4 ژوئن 2008 موذیانه بیانیه های سالهای 2004و 2005 خود را به فراموشی سپرده و وضعیت را برای بهائیان ایران عادی جلوه دهد اما واقعیت اینست  که کم کم سراب بهائیت در ایران روز به روز افول بیشتری پیدا می کند و ساده انگارانه خواهد بود که بگوئیم از این به بعد این فرقه بتواند در جامعه ایرانی اقبالی داشته باشد و این امر صرفا" به دلیل ناشی گری بیت العدل نشینان (که در اسرائیل جا خوش کرده اند ) از وضعیت کشور شیعی مذهب ایران است . آنان می پندارند که با وجود مشکلات داخلی و خارجی ، مردم از ایمان و اعتقاد خود دست برمیدارند در حالیکه مردم ایران که پوست و خون آنها با ولایت اهل بیت عجین گردیده و هر روز بر این عشق در عصر غیبت حضرت ولی عصر (عج) افزوده می شود ، دست از این اعتقادات دینی و قلبی خود بر نمیدارند و فرصت را برای فرقه بهائیت جهت به گمراه کشاندن جوانان این مرزو بوم فراهم نمی سازند. 
شکست طرحهای تبلیغی بهائیت در ایران که مهد تأسیس این فرقه است بقدری برای تشکیلات بهائیت سخت وزیان آور است که دائما" بدنبال تغییر در روش و برنامه های کاری بهائیان ایران در توسعه این فرقه گردیده است .ولی بیداری مردم ایران و نقش بر آب شدن این طرحها ، نا امیدی بی حد و حصری را در جامعه بهائی ایران به همراه داشته است . این نا امیدی در روند حرکت دول خارجی در حمایت از این فرقه که روزی آنرا وجه المصالحه مذاکرات خود می دانستند نیز روز به روز در حال آشکار شدن است

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت   توسط صدرا  | 

 

چندی است که در ایران گفتمان حقوق زنان به اوج خود رسیده و نهادها، شخصیت های دولتی و غیر

 دولتی و سازمان های مدنی هر کدام با ارائه مقالات، برپائی همایش ها و نشست های علمی به نوعی در

 ابعاد مختلف این بحث شرکت نموده و به نقد و بررسی نظرات موافق و مخالف می پردازند.

 در این میان فرقه ضاله بهائیت نیز بر آن شده تا در این گفتمان شرکت کرده و با طرح نظرات سران

خود، موقعیتی در جامعه و نزد اندیشمندان پیدا نماید. از آن جمله "بیت العدل" بالاترین مقام تصمیم گیری

 بهائیت مستقر در حیفای اسرائیل در پیام مورخ 20 جون 2008 میلادی به این موضوع پرداخته است.

 بیت العدل در بخشی از این پیام عنوان می نماید: " بدون شک یکی از اساسی ترین مسائلی که فکر

مردم ایران را به خود مشغول کرده است نیاز مبرم به رفع موانع پیشرفت زنان در جامعه می باشد." و

 خطاب به بهائیان می گوید: "شما عزیزان برای کمک به پیشرفت این اصل مهم، موقعیتی خاص و

مناسب دارید!"

 بیت العدل در پیام ظاهر فریب خود، بهائیان ایران را خطاب قرار می دهد که: " بسیاری از هم وطنان

 شریفتان خواهان تحقق این اصل عمومی انسانی یعنی تساوی حقوق زنان و مردان هستند و بدون شک

 از همراهی شما در فرایند یادگیری گام به گام برای رفع کلیه موانع موجود و توان دهی به زنان ایران

 برای مشارکت متساوی آنان در جمیع شئون و مجهودات بشری استقبال خواهند نمود."

بهائیت و تناقض در ادعا

خوب است با مروری بر نوشته ها و کتب رهبران بهائیت و احکام و تعالیم ایشان گام به گام از نحوه

توان دهی به زنان ایران و روش رفع کلیه موانع موجود!!!! آگاه شده و ببینیم آیا بهائیت در عمل نیز پیرو

 این شعار ظاهر فریب می باشد و یا برعکس با وضع قوانین و احکام تبعیض آمیز خلاف آنرا اجرا

 نموده و طرح شعار تساوی حقوق رجال و نساء صرفا محملی برای ضدیت با انقلاب اسلامی ایران

و دیانت مقدس اسلام و احکام نورانی آن می باشد.

 و اینک مروری چند:

1. چرا در بهائیت علیرغم سردادن شعار تساوی حقوق زن و مرد و افتخار نمودن به این شعار

 و اعلام لزوم مشارکت زنان در جمیع شئون، هیچ کدام از رهبران چهارگانه بهائیت زن نبوده اند؟

 

2.در پیام بیت العدل آمده است: " تساوی حقوق زن و مرد برای شما امری ساخته و پرداخته ی دنیای

غرب نیست بلکه حقیقتی روحانی و همگانی و جنبه ای از ماهیت نوع انسان است که یکصد و پنجاه

 سال پیش حضرت بهاء الله آن را در وطن خویش، ایران، تعلیم فرمودند."

 جالب است بدانید که جناب بهاء الله خود دارای چهار زن بوده و میرزا علی محمد باب، رهبر اول

 ایشان نیز دو زن داشته است. حال چگونه است که " این حقیقت روحانی و همگانی و جنبه ای از

 ماهیت نوع انسان" فقط برای پیروان این فرقه باید رعایت شود، ولی جناب باب و بهاء از آن مستثنی

 هستند؟!

 

3. بیت العدل مدعی است: " زنان بهائی در نیم قرن اخیر پا به پای مردان در اداره ی امور جامعه

بهائی در سطوح محلی، ملی و منطقه ای با موفقیت کامل شرکت نموده اند."

 آیا می دانید از نظر بهائیت، زنان حق شرکت و عضویت در جمع 9 نفره بیت العدل - بالاترین نهاد

رهبری در بهائیت - را نداشته و عضویت آنها در آن حرام و غیرممکن می باشد و از ابتدای تشکیل

 بیت العدل تا کنون حتی یک زن نیز در جمع بیت العدل حضور نداشته است؟ چرا در اینجا نیز زنان

 باید  فقط مردان را انتخاب نمایند و تصمیمات این جمع کاملاً مردانه را بدون چون و چرا اطاعت کرده

 و به آن عمل نمایند و حق اعتراض هم نداشته باشند؟!! البته با توجه به این که تعالیم بهائی، تصمیمات

 بیت العدل را مصون از خطا و الاهی می داند، جائی برای زنان در این شورا نیست، چرا که باید

فقط "در مسیر توان دهی به زنان ایران برای مشارکت متساوی آنان در جمیع شئون و مجهودات

 بشری استقبال نمود نه شئون الاهی!!

4. در قسمتی دیگر از این پیام می گویند:

" باید برای غلبه یافتن بر آن سنن فرهنگی که پیشرفت زنان را محدود می سازد، همچنان به مساعی خود

 ادامه دهید."

خوب است بدانیم رهبران بهائیت همچون اعراب دوره جاهلیت هیچ ارزش و اعتباری برای دختران در

خانواده قائل نبوده و بر اساس احکام بهاء الله در کتاب اقدس، خانه مسکونی و البسه با ارزش متوفی

فقط به پسر ارشد خانواده می رسد و برای دیگران هیچ سهمی از این میراث با ارزش متصور نیست.

همچنین سهم پدر متوفی بیش از سهم مادر، سهم برادر بیش از سهم خواهر و سهم عمو و دائی بیش از

 سهم عمه و خاله است!! بر این اساس تمام مردان در بهائیت ارجحیت و ارزش بیشتری از زنان دارند.

۵.  بیت العدل در تشویق بهائیان به پیگیری این اصل مهم می نویسد:

 " دستیابی کامل به هدف تساوی واقعی بین زن و مرد کار آسانی نیست و تقلیب و تغییر و تحولات همه

 جانبه لازم، هم برای مردان و هم برای زنان، امری بس دشوار است. بنابراین صمیمانه توصیه

می نماییم که برای درک بیشتر و عمیق تر این اصل مهم به کوششهای خود ادامه دهید و سعی نمایید

که آنرا در زندگی خانوادگی و در حیات جامعه خود بیش از پیش منعکس سازید."

اما بهائیت حتی در اجرای تساوی بین زنان جامعه خود نیز عاجز و ناتوان است چه رسد به دیگر

جوامع و اقوام و ملل!!! بنا بر تعالیم ایشان اگر زنی در شهر ازدواج کند مهریه او 19 مثقال طلا و

اگر زنی در روستا ازدواج نماید مهریه او 19 مثقال نقره است! - تفاوت حقوق زن شهری با زن

روستائی - آیا این نحوه تعیین مهریه، مشارکت و تساوی واقعی زنان در جمیع شئون است؟

 

6. جناب بهاء الله رهبر بهائیان که مدعی آوردن دین جدید و مترقی و منطبق با نیاز بشر امروزی

است، فراموش نموده که دوران بردگی و استثمار زنان توسط مردان به پایان رسیده است و علی رغم

 این مساله در کتاب احکام خود به مردان بهائی اجازه می دهد که دو همسر اختیار کرده و از

 دوشیزگان و کنیزان برای خدمت رسانی به خود استفاده نمایند.

 

7. مصیبت  بارتر از همه اینست که چنانچه دوشیزه ای در بهائیت مورد زنا قرار گیرد بایستی مشابه

 زناکننده هر کدام 9 مثقال طلا به بیت العدل مستقر در اسرائیل بپردازند و در صورت تکرار این عمل،

 این جریمه ناعادلانه نیز دو برابر می گردد و راهی هم برای احقاق حقوق این دوشیزه بیچاره وجود ندارد.

 و خنده دارتر این است که جریمه ناراحت کردن دیگران 19 مثقال طلا است!!!! در حالی که جریمه از

 بین بردن حیثیت و ناموس یک زن فقط 9 مثقال طلا است و مرد زناکار نیز با پرداخت این جریمه آزاد

 می گردد.!!!!!

 

توجه و تذکر مهم:

بیت العدل از بهائیان می خواهد: "با دوستان و همسایگان و همکاران خویش در باره چالشها و راه

 حلهای موثر در این مورد به گفت و گو پردازید و در پروژه هائی که از طرف دولت و یا دیگر

 سازمانهای مدنی برای رسیدن به این هدف متعالی انجام می گیرد، شرکت جویید." بهائیان در اجرای

این دستور، مصمم به تماس با سازمانها، موسسات، انجمن ها و هیات های مربوط به زنان هستند و به

 احتمال زیاد با شما نیز تماس گرفته و یا خواهند گرفت و سعی می کنند با همسو نشان دادن تعالیم خود

 با گفتمان " تساوی حقوق زن و مرد" از موسسه یا سازمان شما سوء استفاده نمایند. از این رو استدعا

می شود به سبب همراهی با ایشان، موجب بدنامی سازمان خود را فرآهم نسازید تا بهائیان از امکانات

 و حسن شهرت شما برای تبلیغ مرام باطل خود بهره برداری ننمایند.

متواضعانه آمادگی خود را برای ارائه هر گونه توضیحات از طریق حضوری و یا تلفنی و یا کتبی

 در باره مطالب فوق و سایر تعالیم فرقه ضاله بهائیت اعلام می نماییم.

 

                                                                با تقدیم احترام

                                         پاسخ به سوالات و شبهات در مورد فرقه ها و مذاهب

                                                    شیراز: صندوق پستی 119- 71855

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم شهریور 1387ساعت   توسط صدرا  | 

کالبد شکافی رفتار و اقدامات اخیر تشکیلات رهبری کننده بهائیت مستقر در اسرائیل مشهور به بیت العدل و توصیه های مکرری که در این  ماه  به بهائیان ایرانی نموده است در نوع خود جالب و قابل تامل و بررسی است. پس از ترس و وحشتی که در پی دستگیری یاران ایران (اعضای محفل ملی  بهائیان ایران) به جان جامعه بهائی و بخصوص خادمان شهرهای ایران (اعضای محفل محلی )افتاد و ادامه بحث پیرامون این دستگیری در بین محافل و ضیافت های بهائیان ایران که منجر به تضعیف روحیه میگردید لازم بود اینبار بیت العدل بفکر چاره افتد و طی مدتدکوتاهی اقدام به صدور 2 بیانیه در یکماه نماید.                 

هرچند در قدم اول تلاش شد به مدد وزارت خانه های امور خارجه دولت امریکا و انگلیس و سازمان های رسمی و غیر رسمی بین المللی و وابسته به این ارگان ها در سطح زیادی مخالفت خود را با دستگیری اعضای یاران ایران بعمل آید ، اما بی تاثیر بودن این اقدامات در مقامات ایرانی از یک طرف و وحشت حاکم بر جامعه بهائی از طرف دیگر باعث شد که پیام 3 جون 2008 بیت العدل اذهان بهائیان نگران را به جهت دیگری سوق دهد. بیت العدل در این پیام از بهائیان درخواست می کند فکر و ذهنشان را از مسائل یاران ایران به اطرافیان خود سوق دهند و به ایرانیان که تحت ظلم و ستم هستند خدمت کنند و درباره آنچه مشغله فکری آنهاست مذاکره شود و از اختلاف و انشقاق پرهیز شود. این پیام نشاندهنده این موضوع است که در اثر اقدامات مردمی و مقامات ایرانی تهدید علیه این فرقه تشدید گردیده و احتمال پراکندگی و تفرقه زیاده شده و زحماتی که بعد از انقلاب برای سر پا نگه داشتن این فرقه صورت گرفته به یکباره بهدر رفته و آنچه را که بافته اند رشته گردد. لذا پس از گذشت دو هفته ازییام فوق ،پیام دیگری در 20 جون 2008 صادر می نماید .بیت العدل  در این پیام موذیانه به طرح  تساوی حقوق زن و مرد می پردازد . قبل از اینکه به نیات پشت پرده این پیام بیت العدل بپردازیم جالب است بدانیم فرقه ای دم ازتساوی حقوق زنان و مردان می زندکه:

-هیچیک از رهبران بهائی از میان زنان نبوده و معیار تساوی حقوق زن و مرد در این مورد زیر پا گذاشته شده است

-آنان را در بالاترین رده رهبری یعنی حضور در بیت العدل راه نمی دهندو حقوقی را در انتخاب اعضای بیت العدل برایشان قائل نیستند.

- تبعیض در مهریه اعطائی مردان شهری و روستایی به زنان بهائی

- در مسئله ارث بیشترین میزان را به پسر ارشدخانواده می دهند بدون اینکه دختران سهمی داشته باشند

-.........................

و دهها مورد اختلاف و بی احترامی به حقوق زنان ترویج می دهند اما خود را مدافع حقوق زنان می دانند. اما در انتهای پیام 20 جون 2008 دستور العمل بیت العدل صادر می گردد .بیت العدل در این پیام دستور می دهد که :"بهائیان درباره چالش ها و راه حل های موثر در اینمورد (حقوق زنان )با دوستان ، همسایگان و همکاران گفتگو نمایند و در پروژه هایی که از طرف سازمان های مدنی برای رسیدن به این هدف انجام می کیرد شرکت جویند."اینکه کادر رهبری بهائیان مستقر در اسرائیل در مقطع کنونی مجوز روود بهائیان را به سازمان های مدنی یا ngoها را صادر می نماید از چند جنبه قابل بررسی است:

1-     این سازمان ها با قالبی مردمی بروز پیدا نموده و صرفا بدنبال تحقق یک هدف می باشند . دراین سازمان ها برخلاف سازمان های رسمی با هر اعتقادی می توان به عضویت در آمده و بدون نگرانی از گزینشی رفتار شدن با عضو براحتی به فعالیت پرداخت. معمولا این سازمان ها به موضوعی خاص حساسیت داشته و در همان راستا به فعالیت می پردازند . فرقه بهائیت از آنجائیکه کاملا سازمان یافته حرکت می کند لذا اینبار سازمان های مدنی را محل مناسبی برای نفوذ و رخنه و سپس انجام نیات شوم خود در پوشش این سازمان ها یافته است.

2-     هدف دیگری که بیت العدل بدنبال آنست ، همراهی نمودن با افراد و تشکل هایی است که بعضا با طرح مسئله قصد به زیر سوال بردن مسائل مترقی اسلامی  را دارند و چه پوششی بهتر ازاین سازمان ها که به آنها این فرصت مغتنم را میدهدکه برای توسعه و تبلیغ بهائیت از طریق همین محافل مدنی  افکار دروغین همچون تساوی حقوق زن ومرد بسط و گسترش دهند . بعبارت دیگر آنچه را که نمی توانستند تحت لوای فرقه بهائیت در جامعه کنونی ایران بصورت آشکار و مستقیم تبلیغ نمایند از مجرای اینگونه سازمان ها و تحت پوشش آنها اعلام و غیر مستقیم تبلیغ می نمایند .

3-     قصد دیگری که بیت العدل دارد به تثبیت رساندن این فرقه در اینگونه محافل برای کم کردن حساسیت مذهبی و کاهش تنفر عمومی بدلیل مخالف بودن اعتقادات آنان با اعتقادات جامعه شیعی ایران است. در حقیقت فرقه بهائیت با ورود به این سازمان ها ضمن بیان آزاد اعتقادات مسموم خود سعی در کسب وجهه در بین سایر اقشار بی تفاوت ، مخالف و یا بی توجه به اعتقادات اسلامی که با تشکیل اینگونه سازمان ها خود را مترقی تر و پیشرفته تر از آنچه در دین مبین اسلام آورده شده ، میدانند.

لذا مشاهده می کنیم پس از این دستور العمل لیست کاملی از سازمان های مدنی زنان فعال در ایران و سایر کشورها که فعالیت موضوعی آنان "زنان ایران"است بصورت شبکه گترده در اختیار بهائیان قرار گرفته و توسط عوامل بهائی داخل و خارج از کشوربر ثبت نام در این سازمان ها تاکید می گردد.حتی به توصیه یکی از خوانندگان بهائی سایت نیو نگاه (سایت رسمی بهائیت)به خوانندگان این سایت میگوید که بدون اینکه چیزی در مورد دیانت خود بگوئید در این سازمان ها ثبت نام کنید .

بهرحال رفتارهای بیت العدل نشینان که بهائیان ایرانی را ملعبه و بازیچه این صحنه قرار داده و از شرایط و فرصت مهیا شده برای نفوذ و رخنه در بین جوامع مسلمان ایرانی کوتاهی نمی نماید باید از جنبه های سیاسی و امنیتی مورد ارزیابی قرار گرفته و نقشه شوم آنان را در نطفه خفه کرد. در پایان توصیه ما متولیان این سازمان ها و مراکز دولتی که اقدام به صدور مجوز برای این سازمان ها می نمایندُاینست که مواظب نفوذ عوامل بهائی در اینگونه سازمان ها باشید چرا که آنان بدون توجه به اهداف اولیه تشکیل این سازمان ها صرفا اهداف از قبل تعیین شده فرقه بهائیت به رهبری بیت العدل مستقر در اسرائیل را دنبال می کنندتا با امکانات این سازمان ها کماکان جوانان این مرز و بوم را به گمراهی کشانده و آنان را از دین اسلام خارج سازند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت   توسط صدرا  |