تبليغاتX
سراب بهائیت
سراب بهائیت
نقدو تحقیقی پیرامون تشکیلات بهائیت به رهبری بیت العدل نامشروع
 

 

    تشکیلات اداری و سازمانی بهائیت در قلب اسرائیل اکنون در کانون نقد و توجه متفکران غربی قرار گرفته و با تردید و شک نسبت به نوع تشکیلات فرقه ای ودیکتاتوری آن می نگرند .

امروزه تشکیلات پرسر و صدای جهانی بهائیت، در جهان غرب از سوی محققانی همچون «دکتر خوان کول» استاد مطالعات خاورمیانه دانشگاه میشیگان و رئیس سابق مطالعات خاورمیانه، «دکتر دنیس مک اوئین» ، پژوهشگر انگلیسی و «فیچیکیا» اندیشمند آلمانی مورد انتقادات جدی قرار گرفته است.

آنان معتقد هستند که ساختار شورای ۹ نفره رهبریت تشکیلات جهانی بهائیت از گرایشات شدید بنیادگرائی برخوردار است تا گرایشات لیبرالیستی، و مؤلفه‌های فرقه‌ای در آن به شدت در حال افزایش است؛ تا جایی که به اعتقاد «دکتر فیروز کاظم‌زاده» استاد تاریخ روسیه در دانشگاه ییل و سخنگوی بهائیان آمریکا، ساختار تشکیلات بهائی لزوما منطبق با دموکراسی در آمریکا نیست بلکه متعهد به رعایت تئوکراسی جامعه بهایی است.

دنیس مک اوئین نیز در تبیین نظام اداری بهایی به تئوکراسی دیکتاتورمآب اشاره می‌کند. تا جائی که «اودو شفر» از محققان برجسته بهائی و عضو سابق محفل ملی بهائیت در آلمان، نگاه بهائیان به مرکز جهانی بهائی (بیت العدل اعظم) را که قائل به عصمت برای آن هستند همانند نگاه به معبد دلف می‌داند و معتقد است که بهائیان به یک الهام شبه نبوی از سوی روح‌القدس در بیت العدل اعظم قائل هستند و روح‌القدس را نیز همچون یک خدای ماشینی در هدایت بیت‌العدل اعظم تلقی می‌کنند.

تشکیلات بهائیت به دلیل ساختار فرقه‌ای خود در جهان غرب از کمترین اقبالی برخوردار است. غربیان بهائیت را یک مسلک شبه عرفانی شرقی می‌دانند که لباسی به ظاهر از دنیای مدرن به تن کرده است.

 «هامر رومر» محقق آلمانی معتقد است که بهائیت یک مسلک درویش مآب است و تنها به لطف تقارن با جنبش‌های فرهنگی ملهم از غرب در خاورمیانه بوده که لباسی مدرن بر تن کرده و می‌کوشد تا پیوندهای خود را با سایر سلسله‌های درویشی پنهان نماید.

 «پرفسور نالینو» استاد دانشگاه روم نیز بهائیت را آمیزه‌ای از توهمات شرقی و آرا و عقاید غربی می‌داندو آن را نقابی می‌داند برای لاقیدی مذهبی.

 «اودو شفر» به دلایل عدم استقبال غرب به بهائیت اشاره می‌کند و معتقد است که عقاید بهائی در سیستماتیک کردن و عرضه محققانه تعالیم خود بسیار ضعیف است و در مقام مقایسه در مطالعات فلسفی، مذهبی و علم کلام با اسلام اذعان می‌نماید که جامعه بهائی در مرحله نوزادی به سر می‌برد. وی بیان می‌کند که در بهائیت نظریه‌های بنیادی فلسفی در مورد نقش عقل و منطق، اخلاق و سیاست مورد پژوهش قرار نگرفته است.

وی همچنین معتقد است که :

بدون تردید احکام جزائی کتاب اقدس کاملاً مخالف تصور ارزش‌های حاکم بر دنیای غرب است و نیز مخالف خواسته‌های متخصصین امور جنائی مدرن است.

 (جهان مدرن هرگز این حکم خلاف حقوق بشری  کتاب اقدس را نمی پذیرد که اگر کسی خانه ای را آتش زد اورا آتش بزنید !!!!)

 و با ناامیدی این گونه بیان می‌کند که :

کم‌تر به نظر می‌رسد بتوانیم این مسائل را در بحث‌های مستقیم در جامعه امروزی یعنی در جامعه‌ای که جز دلایل منطقی و عقلانی دلیل دیگری نمی‌پذیرد مطرح کنیم.

او همچنین اشاره می‌کند :

وجود عقیده‌ای که غالبا بهائیان آن را تکرار می‌کنند که بهاءالله همه چیز را بیان کرده است و انسان برای کشف حقیقت نیازی به فلسفه ندارد به این نتیجه می‌رسد که این می‌تواند جامعه بهائی را به نگرش‌های فرقه گرایانه سوق دهد.

   بر همه آحاد بهائیان بویژه هموطنان بهائی ما فرض است که خود را از حصار تشکیلات بسته بهائیت بیرون کشیده و در فضای معنوی اسلام تنفس کنند و بیش از این خود را گوشت قربانی این تشکیلات فرقه ای نکنند.

 

*************************************************************

معضلات در مطالعات امری  : اودو فیشر – مقاله ای که در اولین کنفرانس اروپائی در خصوص فعالیتهای بهائی در دانشگاهها که از 2 تا 5 ژانویه 1995در برنو واقع در چکسلواکی عرضه شد

 

 THE CRISIS IN BABI AND BAHA'I STUDIES: PART OF A WIDER CRISIS IN ACADEMIC FREEDOM? Denis MacEoin

 

ارسال در تاريخ دوشنبه هجدهم اردیبهشت 1391 توسط صدرا
 

معنویت بسیار کم یا هیچ معنویتی در مورد تشکیلات بهائی وجود ندارد بلکه جلوه ای نوگرا از عقب افتادگی است.

بیت العدل  نامشروع در رأس آئین بهائی قرار دارد. مقرّ دائمی آن در مرکز جهانی بهائی در حیفا قرار دارد و همه­ی اعضای بیت العدل در طول خدمت خود در اسرائیل ساکن هستند.

انتخابات منظّم 9 عضو بیت العدل هر 5 سال یکبار در یک کنوانسیون بین المللی در حیفا برگزار می گردد. آخرین انتخابات در سال 2008 برگزار شد. تا به امروز 10 بار انتخابات بیت العدل انجام شده است (63، 68، 73، 83، 88، 93، 2003 و 2008). تعداد 5 انتخابات میان دوره ای نیز در 1982، 1987، 2000، 2005 و 2010 برگزار شده است.

( در انتخابات بیت العدل زنان حق عضویت ندارند !!؟؟)

آموز گیبسون، چارلز ولکات و ادیب طاهرزاده در دوران خدمت خود درگذشتند. 13 عضو سابق دیگر اجازه گرفتند که بازنشست شوند که ظاهراً دلیل آن دلایل شخصی سلامتی و یا کهولت سن ذکر شده است. 5 عضو دیگر (حکیم، کاولین، هافمن، چانس، روهه و پیتر خان) پس از بازنشستگی درگذشتند در حالی که 8 عضو قبلی دیگر تا ژوئیه 2011 زنده بودند .

تغییر اخیر در عضویت بیت العدل وقتی اتفاق افتاد که 2 عضو دیگر به انتخاب خود در 2007 بازنشست شدند. انتخابات میان دوره ای نیز به دلیل این که این 2 عضو تا زمان انتخاب منظم آوریل 2008 به کار خود ادامه دادند برگزار نشد. چون اعضای بیت العدل هر 5 سال یکبار انتخاب می شوند، به نظر می رسد که آقایان  "دومبار" و "پیتر خان" تصمیم به ترک زود هنگام گرفتند به جای این که چند سال دیگر تا زمان انتخابات آوریل 2013 منتظر بمانند. هارتمن گروسمن و گلنفورد میچل با شهریار رضوی و گوستا و کوریا که هر دو (طبیعتاً) عضو دارالتبلیغ بین المللی (ITC) بودند جایگزین شدند. اگرچه مهمترین نکته این است که "عضویت بیت العدل فقط به علت مرگ یا بازنشستگی تغییر یافته است: هیچ عضو بیت العدل در رقابت انتخاباتی برکنار نشده است"این مسئله بیانگر روشنی از این واقعیت است که یک فرآیند گزینش در پشت صحنه وجود دارد.

عضویت بیت العدل و دارالتبلیغ بین المللی :

1- مهمترین روند این است که از سال 2008 عضویت در بیت العدل کاملاً از بین اعضای دارالتبلیغ بین المللی (ITC) ( مستقر در اسرائیل در کنار بیت العدل ) صورت گرفته است که اعضای آن نیز توسط خود بیت العدل انتخاب می شوند. بنابراین در حقیقت یک حلقه بسته ای وجود دارد که اعضای بیت العدل کاندیداهای آتی خود را منصوب می کند. این مسئله همچنین نشان دهنده­ی آن است که دارالتبلیغ بین المللی (ITC) به عنوان کمیته­ی گزینش برای اعضای آینده­ی بیت العدل عمل می کنند.

2- با انتخاب همیشگی اعضای بیت العدل از ITC در حقیقت نوعی فعالیت انتخاباتی خاموش در حال انجام می باشد. این افراد دارای یک نقش نمایان در مقابل محافل ملی هستند در حالی که یک بهائی عادی هرگز شانسی برای شناخته شدن و معرفی شدن ندارد. بدینصورت مسلّم است که هیچ خون تازه ای تزریق نمی شود و بهائیان جدیدی که در خارج حلقه تشکیلاتی که می توانند دیدگاه های متفاوتی را ارائه کنند نقشی نخواهند داشت. بنابراین شما فقط افرادی را خواهید داشت که در درون سیستم هستند و یک الگوی فکری یکسانی را همواره ارائه می کنند و در نتیجه شما با این افراد روبرو هستید چون که تنها کسانی هستند که در مقابل محافل ملّی رژه می روند.

3- به این گروه افراد نورچشمی (ITC) محملی داده می شود در جائیکه آن ها و فقط آن ها در آن جا توسط افرادی که در شُرُف رأی دادن هستند دیده می شوند. هیچ بهائی دیگری، علی رغم این که چقدر خدمات مهمی انجام داده باشد فرصت مشابهی برای دیده شدن ندارد. این اقدام هدفمند صورت می گیرد. آن چه اتفاق می افتد انتخاب گروهی از افرادی است که اعضای آتی بیت العدل هستند. این فرآیند گزینش، انتخاب الهی نامیده می شود!!!!؟؟؟

4- به اعضای ITC در واقع یک وظیفه­ی جغرافیائی داده می شود. عیناً مثل اعضای بیت العدل که خیلی مسافرت می کنند تا محافل ملی سراسر جهان را ملاقات کنند. این افراد همچنین در مواردی با سایر بخش های تشکیلاتی و جامعه امری ملاقات می کنند، سخنرانی می کنند، در مراسم شرکت می کنند و غیره.

5- عضویت در ITC یک فرصت نابرابر برای خودنمایی و دسترسی به محافل ملی فراهم می سازد (بانک رأی!!). انتخاب در ITC برای رأی دهندگان نشان دهنده­ی آن است که بیت العدل نسبت به انتخاب انحصاری این افراد نظر دارد.

6- فرآیند انتخابات بیت العدل قطعاً ثابت است. اعضای ITC از قبل در خلوص عقیدتی خود گزینش می شوند و فرصت بی نظیر خودنمایی که پیش نیاز کار انتخاباتی است را به دست می آوردند.

تجزیه و تحلیل:

1- تا کنون از 25 عضو بیت العدل 8 عضو ایرانی تبار هستند. این تعداد برابر 5/31 درصد فقط برای 1 کشور است. مهد امرالله از اولویت برخوردار است!! اعضای فعلی بیت العدل 4 عضو ایرانی هستند که 44 درصد اعضا را تشکیل می دهد.

2- 25 عضو بیت العدل دارای 431 سال خدمت هستند که 8 ایرانی دارای 135 سال خدمت هستند که مجدداً برابر 3/31 درصد است. چه اتفاق عجیبی!

3- جمعیت بهائی ایرانی در مقایسه با جمعیت بهائیان جهان برابر 30 درصد می باشد که همه چیز را مناسب جلوه می دهد.

تا به امروز دارالتبلیغ بین المللی دارای 26 عضو هستند که 6 نفر آن ها ایرانی هستند. 23 درصد.

از اعضای محافل ملی در سراسر جهان، درصد ایرانیان بهائی بین 25 تا 30 درصد است. حتی برای 85 نفر هیئت مشاورین قاره ای که در سراسر جهان منصوب شده اند، درصد مشاورین ایرانی در همین حدود درصدی هستند.

جمع بندی :

این موارد به وضوح نشان می دهد که آئین بهائی زیر سلطه­ی ایرانیان است درحالی که افراد سایر کشورها برای فعالیت زیر نظر و برای ایرانیان کار می کنند.( نکته عجیبتر اینکه سایر اعضای غیر ایرانی بیت العدل هم بهائی زاده نیستند و اکثرا آمریکائی یا انگلیسی !!! می باشند ) تشکیلات بهائی تحت تأثیر فرهنگ( شاهنشاهی ) ایرانی بسیار ضد دموکراتیک و ضد توسعه است. در واقع ایرانی های بهائی که تا قلّه­ی تشکیلات اداری حیفائی ارتقاء یافته اند در یک چیز موفق هستند: فرهنگ سازمانی دروغ و سوء استفاده از اختیارات. به عنوان مثال پیمان مهاجر (ایرانی تبار)، تبلیغ کرده است که تا سال 2021، 50 میلیون بهائی در سراسر جهان خواهند بود ؟؟؟؟!!!!!. (مورد افراطی از فریب)

منبع:http://www.unansweredbahaiquestions.blogspot.com

 

ارسال در تاريخ جمعه بیست و پنجم فروردین 1391 توسط صدرا
 


تلویزیون فارسی بی بی سی چند شب قبل در برنامه ای به نام" پرگار" به موضوع بهائیت و نیز سازمان منتقد آن در گذشته( یعنی انجمن حجتیه) بین سالهای 1332تا1357  شمسی در ایران پرداخته است.مطابق معمول و به شکل جانبدارانه همیشگی ، از زبان نماینده بهائیان در میزگرد (یعنی عرفان ثابتی) اعلام کرد که در آن زمان علیه آنان خشونت اعمال می شده است و اصلا مسلمانان شیوه های خشونت آمیز علیه بهائیان و دگر اندیشان به کار برده اند و صحبت از  نفی و شمشیر می نمو ده اند و باز سفره مظلوم نمائی و آن هم در بی بی سی "بنگاه خبرگزاری بریتانیا" ( به تعبیری خبرگزاری بهائیان) را پهن کرده بودند.

تعجب در این است که بهائیت که در یک رسانه فراگیر صحبت از چیزی می کند که خودش بارها مرتکب شده و می شود و باصطلاح خشونت را نه تنها برای دگر اندیشان بلکه حتی برای خود بهائیان اعمال می نماید چگونه با قیافه حق به جانب در لاک مظلوم نمائی فرو میرود ؟؟.میرزا علی محمد باب به عنوان موسس اصلی بهائیت و امام زمان بهائیت از هر پادشاهی که در دین وی مبعوث گردد میخواهد که سر هر غیر بابی را با شمشیر بزند و هر کتاب غیر بابی را محو کند و مخالفین باب را از سرزمینهای بابی نشین اخراج کنند!!!! ودیگر رهبران بهائی ، غیر بهائیان و مخالفین خود  را  به بدترین القاب مثل زنا زاده و گرگ زاده و الاغ دوپا و مشرک و نجس و.....!!! صدا می زنند و مشرک می خوانند ونافهم و بی شعور و بی ارزش نام می دهند و حتی به دستور بهاالله ( به شواهد تاریخی خودشان ) دست به ترور و ضرب و شتم وحذف فیزیکی  مخالفان زده اند وفرزند وی عباس افندی اکثر اعضای خانواده بها و حتی یکی از همسران وی را طرد و لعن کرده و بیت العدل فعلی هم به شیوه خشونت آمیز طرد مخالفان را می نوازد و حتی بهائیان ارتدکس را به جرم مخالف بودن با بیت العدل از حقوق خود در امریکامحروم نموده که پرونده آن در دادگاه های امریکا مطرح است و جوانان بهائی را از مباحثه با منتقدین بهائیت محروم نموده و مشاهده فیلمهائی همچون " بهائیان در حیاط خلوت ما " را ممنوع کرده است و یک فضای سانسور و خفقان در بهائیت ایجاد کرده و شخصیتهائی همچون پرفسور خوان کول آمریکائی را به جرم آزاد اندیشی طرد کرده است . بیت العدل در پوشش برنامه های توسعه اقتصادی و اجتماعی معروف به طرح روحی  مشغول استحمار و فریب دادن مردم فقیر جهان سوم در پوشش برنامه های به ظاهر انساندوستانه برای تبلیغ پنهانی و پوششی حزب سیاسی  بهائیت بر امده است .تشکیلات بیت العدل نامشروع در پوشش آیین مدرن بهائیت و ژستهای انساندوستانه در صدد ایجاد سلطنت بهائی در سرتاسر جهان و محو و نابودی تمام ادیان الهی برآمده است و هر غیر بهائی را جزو اغیار محسوب میدارد .بیت العدل نامشروعی که به هر بهائی یک شماره پلاک ( شماره تسجیل ) میدهد چیزی در حد احزاب دیکتاتورمنش کمونیستی و استالینیستی بایستی قلمداد گردد که حصار آهنین به دور پیروان خود کشیده است.

بهائیتی که در طول 170 سال با زیر پا گذاشتن حقوق شهروندی میلیونها مسلمان ایرانی از طریق توهین و افترا به اصول مسلم اعتقادی و رهبران مذهبی آنها و توسل به شیوه های فریب آمیز تبلیغی حتی در مورد بچه های دبستانی و همراهی و همگامی با حکومت ظلم و جور پهلوی کارنامه ننگینی از خود به جای گذاشته است حق ندارد در مقام یک مظلوم خود ساخته تنها به قاضی برود و خود را طلبکار زمین و زمان بداند . آیا اینها فراموش کرده اند که :

عیب تو چون آینه بنمود راست          خود شکن آئینه شکستن خطاست

ای کاش شبکه بی بی سی میزگردی هم در رابطه با ارتباط حکومت پهلوی و بهائیت برگزار میکرد تا سیه روی شود هرکه در او غش باشد .

 

ارسال در تاريخ دوشنبه هشتم اسفند 1390 توسط صدرا


در تاریخ 15 دسامبر2001 دارالانشای بیت العدل نامشروع در چرخشی متفاوت نسبت به گذشته مجوز  جدیدی برای بهائیان صادر کرده است  که در تاریخ 160 ساله بهائیت کم سابقه و جتی بی سابقه است. آنانی که دم از صداقت و راستگوئی در بین جوامع میزدند اینبار به پیروان خود دستور می دهند که آشکارا دست به دروغ گویی زده و حقارت دیگری برای جوانان بهائی رقم بزنند.

هرچند  نمونه این رویه مزورانه و منافقانه در زمان حضور بها الله و عبدالبها در عکا شروع گردید و آنهم در کمال بی اعتقادی آنان به دین اسلام اما بخاطر حفظ ظاهر و فریب مسلمانان فلسطینی در نماز جماعت و نماز جمعه شرکت و آداب نماز را همانند مسلمانان سنی بجا  می آوردند!!؟؟.رفتار های منافقانه این دو نفر سرمشقی گردید که اکنون دارالانشای بیت العدل با پررویی تمام از جوانان بهایی بخواهد که در دفترچه آزمون سراسری سال 91 ایران اسلامی خود را بدروغ بجای یکی از پیروان ادیان رسمی بطور مثال دین اسلام معرفی کنند وحتی کتاب فرهنگ و معارف اسلامی را بعنوان گزینه امتحانی خودشان  تایید کنند.

       بیت العدل نامشروع در پشت دارلانشا و آنهم بصورت نمایشنامه ای که یکی سوال کند و دیگری جواب دهد و  موضوع برای جوانان بهایی حل و فصل گردد پنهان میگردد و خود را از سوالات پی در پی  که در ذهن پرسشگر بهائیان متحری حقیقت بوجود می آید دور نگه می دارد .براستی چرا علیرغم اینهمه عناد و دشمنی با حمهوری اسلامی و اعتقادات دینی مردم ایران دارالانشا با پرویی تمام  اینگونه نسخه پیچی می کند .تا چند سال پیش اقتخار بیت العدل و دارو دسته اش که در حیفای اسرائیل جا خوش کرده اند این بود که جوانان بهائی نیازی به تقیه کردن ندارند و باید صراحتا به اعلام مسلک بهائیت خود بپردازند و این را نوعی تبلیغ برای این فرقه معرفی می کردند اما امروز از جوانان بهائی می خواهند که خودرا به دروغ بعنوان یک مسلمان معرفی کنند.یک طرف موضوع اینست که آّیا براستی این همان توصیه به صدق و راستگویی است که در مسلک خود از آن دم میزنند؟ آنهمه توصیه و تاکید بر درستکاری و صداقت به دیگران برای کدام بهائیان بوده و چه کسانی باید به آن عمل کنند؟!!  طرف دیگر اینکه با بررسی جامعی که از این نوع نگرش و چرخش ها ی بیت العدل نامشروع شاهدیم همه واقعیت  های درون گروهی و حزبی این فرقه در شکل یک دشمن بروز نموده و آنرا  بصورت  نفوذ در بین حامعه اسلامی بانیت ضربه زدن و کسب اخبار و اطلاعات  و تاثیر گذاری برروی بخشی ازجامعه  اسلامی بایستی نگاه کرد .سوال مهم اینست که سران بیت العدل نامشروع آیا با اینگونه توصیه های خلاف کارانه دارالانشا به جوانان بهائی موافق است یا خیر ؟ آیا از  نظر سران بیت العدل نامشروع ،جوانان بهائی که  از بچگی و در طول عمرشان در کلاس های مختلف از خلاف و گناه  منع شده اند  می توانند بهمین راحتی تمام آموزه های قبلی را صرفا بنا به سفارش دارالانشا زیر پا گذارده و با دروغ و تزویر کار خود را سرو سامان دهند؟! آیا این شروعی  برای ادامه خلافکاری بهائیان نباید تلقی کرد که برای رسیدن به هر هدف ناپاکی وسیله فاسد آنرا توجیه  می نمایند.؟!! آیا این دستورات و توصیه ها خود نوعی از زیر پا گذاشتن حقوق شهروندی جامعه اسلامی توسط بهائیان نیست که این روزها با تبلیغات سوء این فرقه مواجه است؟!!

بهرحال بیت العدل نامشروع و دارالانشا باید مسئولیت خود را در به خطا بردن جامعه بهائی ایران که منجر به بروز برخورد های جدید قانونی با آنان در کشور ایران اسلامی میگردد ، بپذیرد و پاسخگوی خانواده های بهائیان در دوگانه رفتار کردن جوانان آنان باشد..

ارسال در تاريخ شنبه هفدهم دی 1390 توسط صدرا
 

به باور پیروان بهائیت اعتبار حسینعلی نوری ملقب به بها بمراتب بیش از میرزاعلی محمد باب می باشد .اگر به تاریخچه بابیت وبهائیت نگاهی بیندازیم میبینیم پس از باب تمامی تلاش حسینعلی نوری وفرزندش عباس آفندی براین منوال بود که از بساط پهن شده در دین سازی جدید سهم عمده وبرتر آن نصیب بهاالله گرددو این هدف تنها در صورتی محقق می شد که رد پایی برای وی در آثار و مکتوبات میرزا علی محمد باب ایجاد می شد و باب بگونه ای به نردبان ترقی میرزا حسینعلی نوری بدل می شد .با نگاهی به آثار باقیمانده از باب (که متاسفانه بخش عمده ای از آنان به عمد از دسترس بهائیان دورمانده) درهیچیک از کتب و دست نوشته او که اسامی تک تک این کتب  در کتاب نظر اجمالی (نوشته احمد یزدانی) آمده ، بطور قطع یقین اسمی و نشانه ای صریح و روشن از حسینعلی نوری بعنوان رهبر و جانشین آتی یا حتی آوردنده دین جدید نخواهید دهید . لذا در قدم اول در صدد برآمدند که با بالا بردن مقام باب در کتابهای ایقان ،مفاوضات وسپس در کتاب قرن بدیع به او اعتبار ویژه ای بخشیده وسپس با استفاده از عبارت ""من یظهره الله"" راهی برای موجودیت بخشیدن به رهبری فرقه تازه تاسیس و شخص حسینعلی نوری پیدا کنند و با آب و تاب دادن موضوع و بنحوی پیچاندن آن در القاب های برگرفته از مکتب شیخیه حسینعلی نوری را مظهر جدید خدا در روی زمین که توسط باب تعریف شده معرفی نمایند.بطوریکه امروز از هر فرد بهائی در مورد مقام حسینعلی نوری سوال کنید اورا با همین مقام "من یظهره الله"  می شناسد بدون اینکه چرائی آن را بداند و تنها به این خاطر که باب اورا به این صورت معرفی کرده است ،وی را می شناسند.اما ما بیاری خدا در این وبلاگ پرده از فریب بزرگ حسینعلی نوری و عباس آفندی برداشته و به متحریان واقعی جایگاه دروغین یکی از رهبران بهائی را نشان خواهیم داد:

۱-همه بابیان ،ازلیان و بهائیان با همه انشعاباتشان متفوق القول بوده که باب جانشین خود را فقط برادر بزرگتر حسینعلی نوری یعنی یحیی صبح ازل قرار داده و خود میرزا حسینعلی نیز در صفحه ۱۹۵کتاب ایقان نیز به تحت ولایت بودن خود از زمان تبعید به عراق و بعد از آن و حتی بازگشت وی از کوههای سلیمانیه که بدستور مصدر امر اشاره کرده است و تصریح وی گواهی از پذیرش جانشینی باب توسط میرزا حسینعلی نوری می دهد .شایداگر بی کفایتی و بیعرضگی بیش از حد صبح ازل در اداره امور بابیان نبود و تفرقه و اختلاف و حسادت عامل تاثیر گذاری برای حسینعلی نوری نشده بود تا بر موج ایجاده شده سوار و فرصت بروز خود را به بابیان گیج و منگ از این همه اختلاف دهد امروز هیچ نام و نشانی از وی در رهبریت فرقه جدید نبود.تلاش  دول خارجی که در ایجاداین فرقه نقش موثری داشتند نیز موید این موضوع است که   حیات این فرقه بهر نحو ادامه یافته و ناامیدی آنان از صبح ازل وناتوانی وی در اداره بابیان باعث گردید که حسینعلی نوری را فرد مطلوب برای رهبری تشکیلات این جریان فتنه برانگیز در بین جوامع اسلامی در نظر بگیرند و وی نیز با کمک دولت انگلیس بر رهبری خود صحت بگذارد اما این امر با یک مشکل اساسی روبرو بود و آنهم عدم مطرح بودن حسینعلی نوری در آثار و مکتوبات باب بعنوان موسس اصلی!!  . در فرقه تازه تاسیس حسینعلی نوری می بایست  ریشه دار باشد و درآثار باب هم موکد گردد تا دیگر کسی نباشد که به ماهیت رهبری بهاالله خرده بگیرد و لذا بعد فرهنگی و اتصال آن به باب باید عمیقا دنبال می شد تا با آدرس اشتباه راه ایراد احبا گرفته می شد.

۲- اما در مورد "من یظهره الله"  مواردی چند قابل بررسی می باشدکه در ذیل به آن اشاره می گردد:

۱-۲)ابتدا در مورد معنی فارسی این عبارت که:من یظهره الله را ::کسی که خدا اورا ظاهر میگرداند::معنی کرده اند.این بدین معنی است که کسی از چشم و دیدگان ظاهری انسانها بهر دلیل پنهان و غایب است و امکان حضور وی در بین جمع در حال حاضر میسر نمی باشد و هر اقدامی در جهت پیدایی وی به مشیت الهی مقدور نمی باشد و مفهوم این عبارت اینست که شخص غایبی توسط خدا آشکار و ظاهر خواهد شد.حال ببنید آیا میرزا حسینعلی نوری مصداق چنین فردی است .آیا او پنهان از دیدگان بوده یا مانند همه افراد عادی کاملا شناخته شده قبل از باب حضور داشته بعد از باب هم حضور داشته.دهها عملیات مشخص شده را  از جمله ترور ناصر الدین شاه ،واقعه بدشت  و سردستگی آشوب های تهران را بصورت آشکار و بعنوان فردی شناخته شده را سازماندهی میکند .چگونه چنین فرد معلوم الحالی می تواند مصداق کسی باشد که خدا اورا ظاهر میکند ؟؟! او اصولا مخفی نبوده که بخواهد ظاهر شود .مگر اینکه چند روزی که بعد از ترور ناصر الدین شاه به سفارت روسیه !!پناه برد را بحساب مخفی بودن وی بگذاریم در غیر اینصورت عبارت فوق را بصورت من یظهره کینازدالگورگی اصلاح کنیم.

۲-۲)عبارت "من یظهره الله"  تنها در کتاب بیان فارسی علی محمد باب و بیش از 200مورد آمده که در هیچیک از آن موارد هیچ مصداقی برای حسینعلی نوری وجود نداردو این تلاش بیهوده عباس آفندی و شوقی آفندی و مبلغان جاهل بهائی است که می کوشند این وجه را برای حسینعلی نوری القا کنند .حال به مواردی که در کتاب بیان فارسی در مورد این عبارت وجود دارد اشاره میکنیم:

·        -با ذکر نامش بر او صلوات بفرستید.

مُلَخـّص این باب آنکه هر وقت ذکر شود من یظهره الله که نامش محمد است بر او صلوات بفرستید.(میرزا علی محمد شیرازی :بیان فارسی/309.)

·        ۱۵تا ۲۰ قرن بعد از خودش می آید.

سال ظهور او را به حساب ابجد 1511 یا 2001 سال پس از ظهور خودش میداند .(همان مدرک/61.)

·        -محل ظهورش در مسجدالحرام مکه است.

اول ارضی که محل ظهور جسد من یظهره الله در او ظاهر می گردد،مسجدالحرام بوده و هست.(همان مدرک/151.)

·        لقب من یظهره الله ، قائم است.

آنگاه که اسم من یظهره الله را به لقب قائم شنیدید،از جای خود برخاسته ، قیام کنید.(همان مدرک/230.)

·        او امام دوازدهم محمد بن الحسن العسکری علیه السلام است.

میرزا علی محمد باب ، ائمه علیهم السلام را به جنّت تعبیر کرده است و می نویسد:

مثلا در ظهور جنّت خامس (امام حسین علیه السلام) هیچ جنّتی بعد از جنّات سابقه بر آن در حین آخر حیات او اعظم تر نبود که آن وقت وحید بود در ارض طَف (کربلا) و سکّان جنّت آنوقت علی بن الحسین علیه السلام و اسرا بوده و همین قِسم مشاهده کن کل جنات را تا به حرف میم منتهی شود.(همان مدرک/58.) سپس در آخر کتاب ، در برابر حرف میم و در توضیح آن می نویسد:

امام دوازدهم محمد بن الحسن العسکری (عج)     (بیان فارسی،بخش لغات و اصطلاحات/5)

 

حال قضاوت را به خوانندگان عزیز وبخصوص  بهائیان حقیقت جو می سپاریم که با مطالعه آثار غیر قابل دسترس علی محمد باب(بیان فارسی) پی به دروغ و تزویر رهبران بهائی برده و علت این فریبکاری بزرگ را از بیت العدل نامشروع سوال کنند هرچندمطمئن باشند نه بیت العدل نامشروع و نه مبلغان دو آتیشه بهائی به آنان کمکی نخواهند کرد و می بایست خود به تنهائی بابررسی مدارک و مستندات ارائه شده پی به حقیقت ببرندونگذارند توجیهات بی پایه و اساس مبلغان درجهت بیراهه بردن این مبحث مهم در باب رهبری نامشروع و غیر قابل قبول حسینعلی نوری آنان را ازدرک حقیقت دور سازد.

ابن فریب بزرگ و تاریخی که توسط حسینعلی نوری و بازماندگان وی و باحمایت دولت استعماری و خبیث انگلیس صورت گرفت به پروژه فرقه سازی وباهدف به انجراف کشیدن دین اسلام و مذهب شیعه دنبال شد .با رو شدن اهداف و مقاصد این فرقه که با تلاش دلسوزان دینی در هر لباسی صورت گرفته و میگیرد این فرقه هم اکنون با رهبریت بیت العدل نامشروع بیشتر به یک حزب سیاسی دارای امکانات گسترده درجهت تبلیغ اهداف مسموم خود در جوامع اسلامی بدل گردیده است و با همراستا شدن مواضع بیت العدل  نامشروع با دول غربی شدت این تیلیغات سوء و خطرناک در کشور ایران بیش از پیش می باشد که هشیاری همه عرصه های فرهنگی و دینی و اقتصادی و اجتماعی ایران اسلامی را می طلبد.

 

ارسال در تاريخ سه شنبه پانزدهم آذر 1390 توسط صدرا
 

بدنبال اعتراضات گسترده مردمی در انگلیس و بلند شدن صدای مردم آن کشور نسبت به ظلم و بی عدالتیها و مشکلات اقتصادی ناشی از تضاد ویرانگر طبقاتی بخصوص نسبت به مهاجرین و غیر سفیدپوستان ؛ محفل ملی بهائیت در انگلستان مبادرت به صدور بیانیه ای به تاریخ15اوت 2011 به امضای منشی آن محفل  به نام پاتریک خطاب به جمعیت ناچیز  اعضای بهائیان انگلیس نموده است و با اعتراف به تشریح وضعیت عمومی جهان و کشور انگلیس که گرفتار فرو پاشی اخلاقی و انسانی شده و منجر به جنایت ،کشتار ،قتل ،سرقت و.... روز افزون در این جوامع (باصطلاح مترقی )شده، در صدد برآمده نسخه شفا بخشی را برای جامعه انگلیس وجهان پیشنهاد نماید .در اینجا فرصت مناسبی است که مفاد این اعلامیه را بررسی و دیدگاه ایشان را بشرح زیر نقد نمائیم:

1- ما مسلمانان و بخصوص شیعیان به طور اخص وهمه دینداران عالم اعتقاد داریم که وضعیت جهان تنها و تنها با ظهور مصلح و منجی واقعی و حقیقی سامان خواهد یافت و همین اعترافات تشکیلات  بهائیت انگلیس  به وضعیت دهشتناک و خطرناک موجود جهان حاضر ، تاییدی بر این اعتقاد ما می باشد.برهمین اساس شاهد ادیان دروغینی و از جمله بهائیت بوده وهستیم که با ادعای کذب ظهور حضرت  مهدی علیه السلام روی کار آمده  در دوران معاصر مدعی شدند که با ظهور باب و بها الله وعده الهی در رسیدن  به مدینه فاضله جهانی محقق خواهد شد و عدل و داد الهی در سراسر جهان گسترش خواهد یافت .اما می بینیم که نه تنها پس از گذشت بیش از 160 سال و اندی  از آغاز ادعای میرزا علی محمد باب به عنوان موعود ادیان وملل!!؟، این وعده الهی محقق نشده بلکه به اعترافات تشکیلات بهائیت انگلیس  و همه ستم دیدگان عالم ، جهان امروز   شاهد انحطاط بیشتری شده اند و از عدل و داد و کرامت انسانی و ارزش های والای اخلاقی خبری نیست و این گویای اینست که ادعای رهبران  بابی وبهائی از گذشته تا به حال فریبی بیش نبوده و آنها به دروغ خود را جای وجود مقدس حضرت مهدی علیه السلام جا زده اند.دقت نظر در اخبار دنیای پرآشوب معاصر و رواج رو به افزون فساد و غارت و جنگ و ترور و ارتشاو اختلاس و ....چگونه افراد بهائی را به فکر فرو نمیبرد که این جناب باب که موعود ادیان و ملل برای بهائیت بوده است در اینجا چکاره بوده است و نقش ایشان در این جهان معاصر چیست ؟ آرزوی مدینه فاضله بشر به هنگام ظهور مهدی موعود مورد ادعای بهائیان چه شد ؟؟ .این مهدی نمای دروغین آرمیده در خاک اسرائیل که اخیرا بهائیان برای بازسازی مقبره اش بیش از 7 میلیون دلار خرج میکنند در کجای تاریخ قرار گرفته است ؟!

2-جناب پاتریک از شما سوالی دارم واقعا مسبب این همه مادیگرایی و ماده پرستی و مردود شدن جنبه های روحانی انسانها (که شما در بیانیه خود به آن اشاره داشتید)کدام دولتمردان هستند؟ چرا در بیانیه خود به صراحت به دخالت آنها  در بوجود آمدن وضعیت موجود اشاره ای نمی کنید ؟! و می خواهید با گرفتن ضیافت و برگزاری جلسات دعا و عدم دخالت در سیاست توسط افرادی که در بوجود آوردن این مصیبت ها دخالتی ندارند موضوع را چاره جویی کنید !! جناب پاتریک خود را از خواب خرگوشی خارج سازید مطمئن باشید تا زمانی که سرمداران جهانی امروز یعنی همان گروهی که به گروه G8 معروفند و با صهیونیسم جهانی پیوند عمیقی دارند بر سر رهبریت جهانی باشند،اجازه نخواهند داد که وضعیت جهان بسوی خروج از جنبه مذموم مادیگرایی و ورود بسوی جنبه روحانی و انسانی کشانده شود و پایین آوردن آنها از سریر قدرت نیازمند یک قدرت ویک دست الهی است که باظهورش به سلطه آنان خاتمه خواهد داد و اوکسی نیست مگر حضرت مهدی علیه السلام.

3-جناب پاتریک اعتقاد شما اینست که بیت العدل (که بدلایل محکمی غیر مشروع است)می تواند نسخه نهایی حل مشکلات جهانی باشد در حالی که این تصور کاملا غلطی است.بیت العدل نامشروع فعلی(بدلیل نبود ولی امر بعنوان رکن اعظم در راس آن) خود اکنون گرفتار تشتت و تفرق در بین اعضای 9 نفره بوده و کنار گذاشتن پیتر خان بعنوان یکی از معترضین قبل از مرگش نیز ناشی از این امر می باشد .(هرچند بیت العدل نامشروع می کوشد این اختلافات از چشم بهائیان سراسر جهان پنهان باقی بماند) .از طرفی بروز تفرقه میان بهائیان و بی پاسخ ماندن دهها سوال در بین بهائیان حقیقت جو در خصوص رهبری غیر حقیقی بیت العدل و مخالف با نصوص رهبران بهائی و بیعدالتی درمورد حقوق زنان در بیت العدل شاهد انشعابات جدیدی در جامعه بهائی بوده که ارتدوکس بهائی و یونتاریسم بهایی از آن جمله اند.پس سوال اصلی اینست وقتی بیت العدل نامشروع قادر به حل مشکلات اقلیت بهائیان جهان نیست چگونه می تواند راه حلی برای درمان مصائب جهانی باشد ؟!

 

ارسال در تاريخ جمعه بیست و پنجم شهریور 1390 توسط صدرا
 

عنوان‌های رسمی انگلیسی و فارسی همایش تورنتو با یکدیگر تفاوت کلی داشتند. از نظر محتوا و بار عاطفی و ادبی، عنوان فارسی آن، (دگراندیشی ستیزی و بهائی آزاری در ایران) به مراتب تهاجمی‌تراز عنوان انگلیسی آن (دگراندیشی و مساله بهائی در ایران/ Intellectual Othering & The Baha’i Question in Iran)  بود .  

                    برگزار کنندگان همایش بدون هیچ گونه فراخوان آشکاری برای تهیه و ارایه مقالات، به جز یک مورد، تنها به دست چین کردن مطالب مورد توجهی که به طور مستقیم یا غیرمستقیم در جهت تایید، تحکیم و مستند سازی عنوان همایش پرداخته بودند و ظاهرا علاقه چندانی به آزادی بیان و طرح عقاید متنوع و دگراندیش غیربهائی و یا حتی از میان خود بهائیان منتقد و طرح مباحث مرسوم دانشگاهی و تعاطی اندیشه نداشتند.این نحوه گزینش و چینش سخنرانان تنها شامل غیربهائیان نبود. عدم حضور چهره های شاخص پژوهشگر منتقد بهائی (یا سابقا بهائی) از قبیل پروفسور خوآن کول از آمریکا، دکتر دنیس مک اوئن از بریتانیا و حتی تعدادی دیگر از اساتید و دانشجویان شاخص بهائی در خود دانشگاه تورنتو نیز قابل توجه بود، تا جایی که برخی از سخنرانان بهائی با روش های مختلفی، در مقام توجیه غیبت آنان برآمدند.

شرکت کنندگان و سخنرانان همایش تورنتو:
در یک تقسیم بندی کلی، سخنرانان و مدیران نشست‌های این همایش سه روزه را می توان این گونه طبقه بندی کرد:
1 - بهائیان فعال و متعصب : آقایان و خانم‌ها: محمد افنان (چهره مسن و باسابقه تبلیغی بهائیت و از بازماندگان خاندان سرشناس افنان و از منسوبان سید
علی محمد باب، مهرداد امانت (پژوهشگر و از نویسندگان دانشنامه ایرانیکا)، عرفان ثابتی (دانش آموخته دانشگاه زیرزمینی بهائی در ایران و دانشجوی دوره دکترای دانشگاه لنکستر در بربتانیا)، بهروز جباری (نویسنده، شاعر و طنز نویس)، سیامک ذبیحی مقدم(پژوهشگر دینی و از کارکنان بیت‌العدل بهائیان در حیفا اسراییل) نیناز شادمان (زبان شناس و فعال اجتماعی)، کاویان صادق‌زاده میلانی (پزشک و از فعالان بهائی در عرصه اینترنت مقیم آمریکا)، دیان علایی (نماینده رسمی بهائیان در دفتر اروپایی سازمان ملل متحد در ژنو سوییس)، نازیلا قانع (استاد حقوق بشر بین‌المللی در دانشگاه آکسفورد بریتانیا)، فیروز کاظم زاده (استاد بازنشسته دانشگاه ییل و مقام ارشد جامعه بهائی در آمریکا)، نگار متحده (استاد ادبیات انگلیسی در دانشگاه دوک آمریکا)، موژان مومن (پزشک، نویسنده و پژوهشگر کلامی و تاریخی –بهائی مقیم بریتانیا)، فریدون وهمن(زبان شناس، پژوهشگر تاریخ و استاد بازنشسته دانشگاه کپنهاگ) و مینا یزدانی (تاریخ نگار و استاد دانشگاه کنتاکی جنوبی آمریکا)
2 - بهائی زادگان خارج شده (و یا اخراج شده) از سازمان رسمی بهائیت: آقایان کامران اقبال (استاد پیشین و بازنشسته تاریخ و ادبیات عرب در دانشگاههای مختلف آلمان)، عباس امانت (تاریخ نگار و استاد دانشگاه ییل)
3 - مسلمان زادگان سکولار و یا غیرمذهبی ایرانی: آقایان و خانم‌ها: رضا افشاری (استاد حقوق بشر در دانشگاه پیس در آمریکا)، محمد توکلی طرقی (تاریخ نگار و استاد بخش خاورمیانه دانشگاه تورنتو)، رامین جهانبگلو (استاد علوم سیاسی و پژوهشگر مرکز اخلاق در دانشگاه تورنتو چهره معرض جمهوری اسلامی ایران )، شهرام خلدی (پژوهشگر و دانشجوی دکترای دانشگاه منچستر بریتانیا)، سعید رهنما (رییس مدرسه مدیریت و استاد علوم سیاسی در دانشگاه یورک کانادا)، منصور فرهنگ (استاد دانشگاه بنینگتون آمریکا)، همایون کاتوزیان (تاریخ نگار، استاد دانشگاه آکسفورد و سردبیر فصل‌نامه مطالعات ایرانی)، مهرانگیز کار (نویسنده کمونیست و معارض جمهوری اسلامی ، وکیل و فعال حقوق بشر و مطالعات زنان مقیم بوستون آمریکا)، احمد ک
ریمی حکاک (استاد فرهنگ و ادبیات و رییس بخش ایران شناسی دانشگاه مریلند آمریکا، عبدالکریم لاهیجی (وکیل و فعال حقوق بشر و دلال دولتهای غربی ، مقیم فرانسه)، هایده مغیثی (رییس بخش مطالعات تطبیقی در دانشگاه یورک کانادا) و فرزانه میلانی (استاد ادبیات فارسی و مطالعات زنان در دانشگاه ویرجینیا آمریکا.
4- افراد غیرایرانی (همگی زنان دانشگاهی و بیشتر به عنوان مدیر جلسات و بدون انجام سخنرانی): خانم‌ها جنیفر جنکینز(استاد مطالعات تاریخ معاصر و مسایل سیاسی آلمان در دانشگاه تورنتو)، ریوان سندلر (استاد ادبیات و فرهنگ ایران در دانشگاه تورنتو)، ماریا سیمید چی یوا (استاد فرهنگ و ادبیات ایران در دانشگاه تورنتو) و رودا هسمن (استاد حقوق بشر بین‌المللی در دانشگاه ویلفرید لوریه کانادا.   
5  - دین باوران و مسلمانان شیعه: آقایان محمود صدری (استاد جامعه شناسی در دانشگاه زن در ایالت تگزاس آمریکا و آرش نراقی (استاد دین و فلسفه در دانشگاه مری وین در شهر بتلهم در ایالت پنسیلوانیا آمریکا).

6 -  یهودی: آقای سلی شاهور (تاریخ نگار و مدیر مرکز میریام عزری مطالعات ایران و خلیج فارس در دانشگاه حیفا در اسراییل.)
در یک ارزیابی تخمینی می‌توان گفت که یک سوم دیگر شرکت کنندگان به ترتیب کمیت،بهائیان ساکن کانادا و آمریکا ، مسلمان زادگان سکولار و غیر متدین، افراد بی طرف نسبت به بهائیت، تعدادی از نمایندگان رسانه‌های گروهی و روزنامه نگاران ایرانی در کانادا و آمریکا، تعدادی از دانشجویان و دانشگاهیان بی‌طرف علاقمند به مطالعات خاورمیانه، عده کمی از مسلمانان و شیعیان ساکن کانادا و یا تعداد معدودتری از مسلمانان و شیعیان دیگر کشورها بودند.جمع همه این افراد موجب نشد که صندلیهای سالن کنفرانس پوشیده شود و در روزهای دوم و سوم خالی بودن سالن کنفرانس بیشتر دیده می شد !!!.

 

ارسال در تاريخ دوشنبه بیست و چهارم مرداد 1390 توسط صدرا
 

 ایادیان بیت العدل نامشروع و رهبری تشکیلات بهائیت با یک برنامه ریزی به اصطلاح حساب شده از حدود یکسال قبل از طریق نفوذ ی های خودشان در مرکز مطالعات ایران شناسی دانشگاه تورنتو مبادرت به برگزاری یک کنفرانس سه روزه تحت عنوان دگرآزاری در تاریخ معاصر ایران با هدف مظلوم نمائی برای بهائیت  و تبلیغات گسترده ای هم برای جلب توجه به اصطلاح محققین کرده بودند ولی فقط کسانی را که " میخواسته اند " دعوت کرده بودند. البته علیرغم تبلیغات قبلی بیش از دویست نفر در این کنفرانس حضور نداشتند که اکثرا هم بهائیان این دور و بر کانادا و.... بودند.
جالب است به یک کامنت  خواندنی در نقد علمی این کنفرانس توجه کنیم :
برگزاری سمینار های علمی در دانشگاهها یک شیوه معمول و بلکه یک امر طبیعی بوده و از وظایف دانشگاههاست.اما کار دانشگاهی الزامات خودش را دارد.سمینار علمی ،متدهای علمی دارد:که مشخصه های آن عبارتند از: 
- بررسی موشکافانه یک موضوع به دور از اغراض شخصی و گروهی و حزبی،
- حضور صاحبان تخصص در آن موضوع از مخالف و موافق،
- اختصاص فرصت و امکان برابر برای همه موافقین و مخالفین ،
- حذف همه زمینه های شائبه بر انگیز در مورد فضای علمی کنفرانس و خلاصه نیت خالص برای رسیدن به حقیقت است که وظیفه همه تلاشهای
علمی و پرچمداران دانش در ساحت مقدس دانشگاه هاست...

در کنفرانس تورنتو حتی یک مخالف بهائیت و به اصطلاح یک دگر اندیش !!سخنرانی نکرد. نه از خود جامعه بهائی نه از بهائیان ارتدوکس ( بهائیان حقیقی) نه از بهائیان
طرد شده نه از فورمر بهائیان ( متبریان ) نه از یونیتاریانها و نه بهائیان مخالف تشکیلات بیت العدل (بهائیان ناراضی ) و نه از منتقدین بهائیت از جوامع مسلمان و غیر مسلمان حضور نداشت...

در کنفرانس تورنتو آنچنان جو سیاسی بر جو علمی غلبه داشت که همه دانستند به یک میتینگ سیاسی بیشتر شبیه است تا یک فضای علمی.حضور شخصیت های بارز مخالف سیاست ایران در کنفرانس ( نظیر لاهیجی و شیرین عبادی و مهرانگیز کار و ....) برگزاری مراسم بزرگداشت برای آنها و پخش پیام برخی از آنان و حضور مدعوین در مراسم تجلیل ازآن سیاسیون ،انتظار از یک سمینار علمی را مخدوش می ساخت...

عنوان کنفرانس "دگر اندیش ستیزی " نام گرفته بودکه مقصودشان از این عنوان صد البته بهائیت ستیزی بود اما در هیچ یک از سخنرانی های بیست و هشت گانه در مورد خود بهائیت این عنوان بررسی نشد که آیا خود تشکیلات بهائی ظرفیت تحمل دگر اندیش ها را چه در درون یا بیرون بهائیت دارد یا ندارد؟

تمام یا اکثر مدعوین از جامعه بهائیان انتخاب شده و جز اندکی بقیه همه بهائی بودند و به آن اندک هم مجال سخن حتی در پرسش و پاسخ ها داده نمی شدو این روش همان رفتن یک جانبه به قاضی و راضی برگشتن را تداعی می نمود تا یک همایش بی طرف علمی.
 این شکست مفتضحانه آبروی نداشته بیت العدل نامشروع را بیشتر برد وکلاغ سخنگوی آنها خانم دیان اعلائی با سرافکندگی تورنتو را ترک و به شهر خوش آب و هوای ژنو  نزول اجلال کرد تا در کنار کوههای آلپ از گرمای تابستان اروپا آسیب نبیند و در دفتر بیت العدل نامشروع در ژنو و راهروهای مقر سازمان ملل بار دیگر به رایزنی و لابی با عوامل صهیونیست و آمریکائی و انگلیسی برای صدور قطعنامه های تکراری علیه مردم شریف و مسلمان ایران مشغول گردد. .
ارسال در تاريخ چهارشنبه پنجم مرداد 1390 توسط صدرا

 

اخیرا در تاریخ ۳تا ۵ ژوئیه ۲۰۱۱(۱۰ تا۱۲   تیر ماه ۱۳۹۰)  کنفرانسی با عنوان دگر اندیشی ستیزی و بهایی آزاری در ایران در بخش ایران شناسی دانشگاه تورنتو کانادا برگزار گردید که نشاندهنده شروع بخشی از نقشه های شوم تشکیلات بهائیت به رهبری بیت العدل نامشروع با حمایت بیدریغ صهیونیسم جهانی می باشد .در این نشست 3روزه که با دعوت از تعدادی فراریهای از وطن که امروزه نقش عروسک کوکی اجانب را ایفا میکنند و خود را درقالب روشنفکران وطن فروخته و رسوا جا زده اند بعنوان سخنرانان این کنفرانس شکل جدیدی از مقبولیت را برای این فرقه ضاله رقم زدند.وقتی به لیست سخنرانان نگاهی می اندازیم به واقعیت این تشکیلات کاملا سیاسی پی می بریم .در حقیقت بیت العدل نامشروع بعنوان تشکیلاتی پیچیده اینبار تلاش نموده که با برپائی اینگونه مجامع بدنبال کسب وجهه در بین قشر باصطلاح روشنفکر ایرانی باشد تا قبح از دست رفته خوددربین اقشار تحصیل کرده را در دهه پیشین مجددا بازیابی نماید.این تشکیلات از ماه ها قبل با تبلیغات گسترده در بین ایرانیان خارج از کشور تلاش نمود که تعداد کثیری را به این کنفرانس بکشاند،اما چند دستگی در بین اپوزیسیون از یک طرف و خاص کردن موضوع و محور مباحث کنفرانس بر روی بهائیت باعث گردید که استقبال چندانی از آن بعمل نیاید بطوریکه سطح استقبال فقط به ۲۰۰ نفر شرکت کننده رسید که اکثر آنان بهائیانی بودند که از داخل و خارج کانادا آورده شده بودند تا صندلیها را پر کنند . این باعث گردید که صدای یکی از همین افراد یعنی نیک آهنگ کوثر هم در آید و از عدم استقبال ایرانیان خارج از کشور بویژه اپوزیسیون ایرانی خارج از کشور گلایه وشکوه نماید.

استکباروصهیونیسم جهانی با ناامید شدن از سایر گروه های ضد انقلاب همچون سلطنت طلب ها ،منافقین خلق ،چپگراها(فدائیان خلق وحزب دمکرات وکومله)،جنبش سبز و...اکنون بهائیان ایران را که تحت رهبری بیت العدل نامشروع می باشند را بهترین گزینه برای برهم زدن مناسبات اجتماعی ،فرهنگی و مذهبی جامعه ایران بمنظور رویگرداندن نمودن مردم از دین اسلام و مذهب شیعه و نهایتا بی تفاوت نمودن آنان می داند و لذا در  خصوص تقویت تشکیلات بهائیت از هیچ اقدامی فروگذاری نمی نماید .قالب کلی این برنامه  ها که بصورت هماهنگ با بیت العدل نامشروع تدوین گردیده را می توان در چند محور بیان کرد :

1-تمرکز بر مظلوم نمایی بهائیت

2-رفع نفرت از فرقه بهائیت در بین اقشار مختلف مردم ایران

3-سو استفاده از مفهوم  حقوق بشر و در راس آن حقوق بهائیان در ایران

4-وجه المصالحه قرار دادن موضوع این فرقه در روابط بین المللی جمهوری اسلامی

5-گسترش تبلیغ و توسعه فرقه بهائیت از طریق برنامه طرح روحی در جامعه ایران

6-ارتقا سهم بهائیت بعنوان یک تشکیلات منسجم در بین اپوزیسیون خارج از کشور وداراشدن نقش کلیدی در مبارزه مستمر با جمهوری اسلامی

7-سو استفاده از اختلافات  و مشکلات داخلی برای بی تفاوت کردن مردم نسبت به فرقه انحرافی و ضد اسلام بهائیت

دشمنان دین و مذهب مردم ایران همواره از ابزار های مختلف برای ضربه زدن به اعتقادات  مردم استفاده کرده اند .اکنون بالقوه ترین این ابزار رافرقه بهائیت  میدانند  که چون گرگی در لباس میش می تواند در این زمینه تاثیرگذار باشد .به گواه تاریخ هرگاه انسجام ووحدت در بین مردم ایران بیشتر باشد کار آمدی این فرقه ها بحداقل ممکن می رسد و بالعکس با بروز و گسترش اختلاف ،آسیب های اینگونه فرقه ها بیشترمی باشد .لذا بر رسانه ها،موسسات پژوهشی،حوزه های علمیه ،دانشگاهیان واجب است که باآگاهی دادن فرهنگی و اجتماعی و گسترش مبارزه اصولی و فرهنگی با این فرقه و تبیین اهداف شومی که تشکیلات بهائیت به سرکردگی بیت العدل نامشروع بدنبال آن می باشد ،نقشه های آنان را در نطفه خفه کنند.بیت العدل نامشروع باید بداند که در ایران اسلامی شیعیان امام عصر علیه السلام اجازه نخواهند داد سرسپردگان صهیونیسم جهانی فرصتی برای عرض اندام داشته باشندومنتظران حضرتش که این روزها در آستانه برگزاری جشن تولدش میباشند از بذل جان و مال خود دردفاع از حریم ولایتش دریغ نداشته و دست از مبارزه شبانه روزی نخواهند کشید.

ارسال در تاريخ سه شنبه بیست و یکم تیر 1390 توسط صدرا
 

طرح روحی یکی از برنامه های روشمند تبلیغی فرقه بهائیت است. این طرح چند سالی است با هدف ترویج و تبلیغ  و به منظور فریب و جذب افراد طراحی و به تصویب مرکزیت تشکیلات بهائی رسیده و در سطح جهان به ویژه ایران اسلامی به اجرا در آمده است. با انتشار برخی از پیام های بیت العدل نامشروع بر خروجی سایت های رسمی تشکیلات بهائیت به زبان فارسی، اهداف و نیت اصلی تشکیلات آشکار شده است.طرح روحی که در ایران با جدیت درحال اجرا است  با ایجاد شبهه و سیاه نمایی و با هدف ایجاد بسترهای لازم برای افزایش آمار تعداد بهائیان به دنبال شکار افراد می باشد.

سرکردگان تشکیلات اصلی که در اسرائیل مستقر می باشند براي دستيابي به اهداف خویش، زمان‌بندي‌هاي مشخصي را با شعار"دخول افواج مقبلين" تعیین و به سرکردگان تشکیلات ایران موسوم به یاران ایران دیکته کردند و آنها نیز مانند عروسکان خیمه شب بازی موظف به اجرای آن هستند.

تمامی فرقه ها برای تداوم حیات خویش نیازمند جذب اعضای جدید و به خدمت گرفتن آنها در راستای اهداف سرکرده هستند. این امر اتفاق نمی افتد مگر با تبلیغ. در بهائیت تبلیغ جایگاه ویژه ای دارد، به طور مثال در پیام بیت العدل ۲۶ جون سال۲۰۰۶ شدیدا تاکید به تبلیغ شده و تا آنجا پیش رفته که به اعضای بهائی گوشزد می کند «...اگر در تبلیغ سستی کنید رگ حیات تشکیلات قطع می شود در هر صورت باید تبلیغ کرد ولی با سیاست، اگر تبلیغ آشکار ممکن نشد در پنهان به جذب بپردازید...»

امروز تشکیلات بهائیت برای تبلیغ و جذب پا را فراتر نهاده و به اعضای خود دستور داده که دایره تبلیغ خود را گسترده تر کنند و با استفاده از کتب موسسه روحی در سطح وسیع تری از جامعه حضور داشته باشند و با شیوه تبلیغ مستقیم اقدام به ایجاد شبهه و فریب افراد ساده لوح کنند. تا آنجا که تشکیلات مرکزی بهائیت در پیامی به اعضای تشکیلات جهت بهینه سازی و تشویق به تبلیغ بیشتر چنین می گوید:« مادام که این گفتگو ها از ملاقات اولیه فراتر رود و یک دوستی شکل گیرد، این نوع تبلیغ مستقیم می تواند عاملی راه گشا برای یک فرایند پایدار باشد. این مسئله که دوستان تازه یافته منجر به اخذ تسجیل و یا شرکت در یکی از فعالیت های جامعه بهائی شود، چندان مهم نیست.»۱

این نشان از عمق شیطنت و نقشه های شوم تشکیلات بهائیت دارد تا بتواند در جامعه اسلامی خصوصا جوانان شکاف اعتقادی – سیاسی ایجاد کند. بر همین اساس است که تشکیلات بهائیت طرح سیستماتیک روحی را که ساعت ها، ماه ها بلکه سال ها به بررسی و تجزیه تحلیل در مورد آن پرداخته، مساعد برای تبلیغ در ایران اسلامی می بیند.

طرح روحی چیست؟

طرح تبلیغی روحی توسط یکی از بهائیان مهاجر ایرانی به نام "روحی ارباب"، در کشور کلمبیا طراحی و پی ریزی شد و پس از بررسی و تصویب بیت العدل نامشروع به عنوان یک طرح آزمایشی در کشور کلمبیا به اجرا درآمد.

در مدت ده سالی که این طرح به صورت آزمایشی در حال اجرا بود، به طور مستمر و مداوم توسط بیت العدل مورد ارزیابی قرار گرفت تا اینکه تائید شد. سرانجام این طرح به عنوان یک راهنمای عمل، به تمام محافل بهائی برای اجرا، ابلاغ شد. تشکیلات بهائيت در این طرح و با توجه به پیام بیت العدل در تاریخ ۲۶ نوامبر سال۲۰۰۳ شیوه تبلیغی جدیدی (شيوه هجومي) را در برخورد با نظام اسلامي ايران در پيش گرفت.

به همين مناسبت در سال ۱۳۸۰ سيزده نفر از بهائيان به اصطلاح مستعد، زير پوشش هاي مختلف از ايران به امارات متحده عربي رفتند و در آنجا دوره هاي آموزشي را که براي اجرايي کردن"طرح روحي" تدوين و تأليف شده بود، آغاز کردند.

در ظاهر امر، اعزام مبلغان برای آموزش طرح مذکور بود ولی در واقع تشکیلات برای رسیدن به اهداف دیگری دست به چنین اقدامی زد که از آن جمله می توان به موارد زیر اشاره داشت:

۱- آموزش فرایند جذب و ایجاد تور اطلاعاتی جهت کسب خبر.

۲-آموزش چگونگي جذب افراد مستعد جهت وارد کردن به درون تشکیلات.

کاویان صادق زاده میلانی یکی از نویسندگان  بهائی در یکی از مقاله های خود به صراحت چنین می گوید: «اجراي طرح روحي در ايران و دعوت از غير بهائيان براي شركت در آن، با هدف اصلي تجهيز اعضا براي ورود عملي و برنامه ريزي شده در سطح وسيع و تشكيل حلقه هاي تبليغي با غير بهائيان می باشد.»۲

برای اجرای این طرح تاکنون ۹ عنوان کتاب تألیف و تنها ۷ عنوان از این سری کتب به زبان فارسی ترجمه و آماده شده است که عناوین برخی از کتاب ها عبارتند از: گفتگوهای هدفمند با غیر بهائیان، تاریخ بهائیت، آموزش و نحوه تبلیغ بهائیت و کتابی برای مبلغان فرقه. در اردیبهشت ۱۳۸۳ آموزش راهنمایان و مبلغان به پایان رسید و تعدادی راهنما آماده فعالیت شدند. به همین سبب و بنا به دستور تشکیلات مرکزی بهائیت حرکت و هجوم تبلیغاتی بهائیان به بیرون و به سمت جوامع غیربهائی آغاز شد. که البته آقای جمال الدین خانجانی، نماینده ارشد بیت العدل نامشروع و فرد شماره یک و مرجع بهائیان در ایران، پیش دستی کرده و برای خوش خدمتی بیشتر در آن سال طی ابلاغیه ای رسمی به کلیه بهائیان ایران تأکید کرد که: «ما نبایستی فقط به دوستانی اکتفا کنیم که از قبل در زمره دوستان درآمده اند، زیرا این امر به علت محدود بودن دایره این دوستی ها، ناچاراً به تدریج اقدامات ما را محدود و متوقف خواهد کرد و بایستی با طرح دوستی ها و صمیمیت های جدید و پس از حصول اطمینان از طریق معاشرت های خانوادگی و گفتگوهای هدفمند، دایره دوستان مطمئن خود را مرتباً اتساع ببخشیم تا امکان لازم برای یافتن نفوس مستعده فراهم گردد.»۳

تشکیلات بهائیت براساس طرح روحی استفاده از حربه های دروغین را نیز جایز می شمارد و برای ایجاد ارتباط و نفوذ، جوامع روستایی و کوچک را به عنوان جامعه هدف خود انتخاب می کند و با پوشش بهداشت یار به روستاها و مناطق محروم می رود تا افراد مستعد را شناسایی و جذب کند. «اگر فرضاً دوستان ايده هايي را بيان مي دارند مانند اينكه بهداشت يار هستيم و... اينها هدف نيستند، بلكه محملي است براي شناسايي افراد مستعد و اينكه آنها را وارد پروسه مؤسسه آموزش نماييم.»۴

براساس برنامه طرح روحی هر خانواده بهائی در ایران باید توصیه های راهنمایان گوناگون جهت فریب غیر بهائیان را مدنظر داشته باشد. برهمین اساس تشکیلات تاکید دارد که هویت افراد جذب شده به جلسات دعا باید کاملاً سرّی بماند. این تأکید که بی شباهت به عملکرد عملیات گروهک منافقین نیست تا آن حد است که حتی افراد بهائی مقیم ایران نیز نباید در جریان این امور قرار گیرند. خانجانی سرکرده بهائیان ایران در ابتدای اجرای این طرح در ابلاغ خود به خانواده ها و مراکز بهائی متذکر می شود: «نکته بسیار مهم این است که اسامی محبین که وارد اقدامات اساسی می شوند، بایستی مکتوم بماند و به سایر احبأ معرفی نشوند.»۵ "میم-الف"یکی از متبرئین در این خصوص می گوید: «به ما اجازه آشناشدن با خانواده های دیگر را نمی دادند و به واسطه همین موضوع برایم دلخوری پیش آمد، اینکه چرا من نباید جامعه بهائی را بشناسم و دردل جامعه بهائی باشم. در جواب سوال من می گفتند: بیت العدل معتقد است که نباید به جامعه بهائی آسیبی برسد و اگر آسیبی هم وجود دارد به فرد برسد نه به جامعه»۶

و کلام آخر اینکه، در اردیبهشت سال جاری، تشکیلات با صدور پیامی به ظاهر برای جهانیان ولی در حقیقت دستور تشکیلاتی برای بهائیان ایران، توقع خود را از تشکیلات بهائی ایران بالا برده و تقاضا کرده است که تبلیغات را از سطح کودکستان ها آغاز کنند!۷

پی نوشت:

۱.پیام  رضوان ۲۰۱۰

۲.مقاله "البته قربانی مقصر است" .نیونگاه

۳.مقاله "ماهیت و اهداف طرح روحی"، روزنامه کیهان، ۱۳ شهریور ۱۳۸۵.

۴.همان.

۵.همان.

۶. شفافیت، مجله شماره ۱۰

۷. پیام رضوان ۲۰۱۰ 

 

ارسال در تاريخ یکشنبه پانزدهم خرداد 1390 توسط صدرا
.: Weblog Themes By Blog Skin :.

پیج رنک

آرایش

طراحی سایت