بنا داشتیم بخش دوم مقاله جنگ نرم را برای علاقه مندانی که سلسله مقالات وبلاگ را دنبال می کنند درج کنیم ولی با توجه به اهمیت موضوع شهروندی که پس از مرگ آیت الله منتظری مورد سواستفاده مبلغان بهائی در اینترنت واقع شده است برآن شدیم آنرا را مورد نقد وبررسی قرار دهیم و میانبری به این موضوع زده و سپس ادامه جنگ نرم را در وبلاگ پی بگیرم. لذاپیشاپیش از بابت عدم ترتیب مقالات عذر خواهی می گردد.
این روزها در پی مرگ آیت الله منتظری، شاهد تلاش سوخته ی مبلغان اینترنتی فرقه بهائیت برای دوباره مطرح کردن آنچه از آن بعنوان حقوق شهروندی بهائیت در ایران یاد میکنند،می باشیم.براستی هدف از اینهمه غوغا سالاری چیست ؟چرا این فرقه همچنان براین طبل توخالی می کوبد ؟ 
واقعیت اینست که تشکیلات بهائیت دچار توهمی کور گردیده است و حکایت آن حکایت ملانصرالدین است که روزی با خود گفت که بهتر است دیگران را سرکار گذارم و به هر که از کوچه می گذرد بگویم که ته کوچه آش می دهند وشروع کرد به گفتن . کم کم با ازدیاد مردم کاسه به دست و رفتن آنان به ته کوچه و برنگشتن آنان با خود فکر کرد که نکندواقعاً ته کوچه آش میدهند و سرِِِِ, ما بی کلاه بماند و اینقدر آن را پیش خود تکرار کرد که باورش شد و دوید منزل تا کاسه ای برای گرفتن آش از ته کوچه فراهم کند . !!!!
آری حال و روز تشکیلات بهائیت هم همین است. آنقدر طلب حقوق شهروندی حقوق شهروندی کرده و میکنند انگار که این گروه از هیچ حقوقی برخوردار نیست و چنان در این مورد مظلوم نمایی میکنند که انگار هیچ کسی به اندازه آنان در این کره خاکی ظلم ندیده است بگونه ای که آنرا بصورت یک باور غلط به سایر بهائیان نیزتلقین می کنند .اما ببینیم وضعیت حقوقی بهائیان همانگونه است که تشکیلات بهائیت میگوید یا واقعیت چیز دیگری است؟
بر اساس ادعای تشکیلات بهائیت اکنون 300 هزار بهائی درایران زندگی میکنند .هرچند این آمار توسط هیچ سازمان رسمی تائید نشده است اما فرض را بر همان آمار میگیریم و چند سوال مطرح میکنیم:
1-آیا فرزندان بهائی همانند سایر مسلمانان ایرانی به رایگان از آموزش ابتدائی ،راهنمائی ودبیرستان در ایران استفاده میکنند یا خیر؟
2-آیا بهائیان از ایران با گذرنامه رسمی ایرانی مثل همه ایرانیان آزادانه به سفرهای خارجی و داخلی میروند یا خیر؟
3-آیا بهائیان در ایران در داشتن مالکیت زمین ،خانه،مغازه ،شرکت،ماشین وغیره بهائیان در ایران ممانعتی دارند یا خیر؟
4-آیا بهائیان در ایران از امکانات بهداشتی ودرمانی استفاده میکنند یا خیر؟
5-آیا برای رای دادن بهائیان در انتخابات مختلف در ایران مشکلی وجود دارد یاخیر؟
6- آیا بهائیان از امنیتی که پلیس در سطح شهر های ایران برقرار کرده است برخوردارند یا خیر؟
7-آیا همه 300هزار نفر بهائی در ایران شاغلند با بیکار؟
8-آیا برای ازدواج وطلاق بهائیان در ایران منعی وجود دارد یا خیر؟
9-آیا برای خرید و فروش املاک و اموال بهائیان در ایران با مشکلی مواجه میباشند یا خیر؟
10-آیا بهائیان در ایران دارای شناسنامه و کارت ملی هستند یا خیر؟
11-آیا حضور بهائیان در اماکن عمومی همچون پارک ها ،ورزشگاه ها ،سینما و تئاتر و اماکن خرید ممنوع یا آزاد است؟
12-آیا بهائیان در ایران برای استفاده از آب ،برق ،گاز ،مخابرات واینترنت تفاوتی با سایر ایرانیان دارند یا خیر؟
13-آیابه راحتی و مثل همه ایرانیان از یارانه های دولتی از بیت المال مسلمین استفاده یکسان می کنند یا خیر ؟
14 – آیا اگر تعدادی معدود بهائی ایرانی مثل همه ایرانیان ،تخلف از قوانین مدنی و مقررات اجتماعی بنمایند و به زندان بیفتند اشکال دارد یا خیر ؟
15 – آیا .....و آیا ....
اینها بخش کوچکی از صدها حقوق شهروندی است که بهائیان در ایران از آن استفاده می کنند و در برابر استفاده از اینهمه حقوق ،بصورت ناجوانمردانه ای دم فرو می بندندوسکوت اختیار میکنند.پس براستی تشکیلات بهائیت چه تصوری از حقوق شهروندی دارد ؟آیا آنان انتظار دارند در برابر هر قانون شکنی برخوردی صورت نگیرد؟باز اگر برفرض مثال از جمعیت 300هزار نفری بهائیان ایران صد نفر در زندان بسر می برند آیا آنرا یک امر ضد حقوقی برای بهائیان ایران تلقی میکنند در حالیکه در زندان های ایران طیف مختلفی از اقشار مردم با هر مسلک و مرامی بدلیل زیر پا گذاشتن حقوق شهروندی واجتماعی خود و دیگران هم اکنون زندانی می باشند .تشکیلات یهائیت بسرکردگی بیت العدل هنوز نمی داند که اداره هر جامعه بر اساس قوانین جاری تعیین شده است و زیر پا گذاشتن آن در هر قالب و شکلی و بسته به نوع وشکل آن دارای مجازات های مختلفی است . در غیر اینصورت سنگ بر روی سنگ بند نمی شود . آیا تشکیلات بهائیت نمی داند که بهائیان ایران در کشوری زندگی میکنند که دین اسلام دین رسمی و مذهب شیعه مذهب اکثریت جامعه ایران است و تنها سه دیانت مسیحی،کلیمی و زرتشتی رسمیت داشته و سایر اقلیت ها فاقد آن می باشند ؟چرا تشکیلات بهائیت علیرغم اطلاع از عدم مشروعیت برای تبلیغ فرقه بهائیت در ایران که در قانون اساسی و قوانین مجازات اسلامی صراجتاً بر ممنوعیت آنها تاکید گردیده باز بر ادامه فعالیت غیرقانونی و مخالف با حقوق شهروندی اصرار می ورزند ؟ بهائیت بنا به یکی از اصلی ترین اصول 12 گانه خود ملزم به اطاعت از حکومت هرکشور و قوانین آن می باشد پس چرا بیت العدل این اصل مهم را برای بهائیان ایران نادیده می گیرد و دست بهائیان را در انجام فعالیت های غیر قانونی و مخالف با حکومت آزاد می گذارد؟! وسپس با کمال پررویی داد وفغان از حقوق شهروندی بهائیان ایران سر می دهد .تشکیلات بهائیت به رهبری بیت العدل برای هربهائی آزاده ای که اصول بهائیت را زیر سوال ببرد حکم طرد روحانی و اجتماعی صادر می کند و بهائی آزاد اندیش را از هستی ساقط کرده، حتی اجازه حرف زدن را با نزدیکان درجه یک مثل همسر و فرزند و پدر و مادر را از وی سلب میکند. چگونه است که بهائیت شدیداٌ از خطوط قرمز خود دفاع کرده و آنرا مشروع می داند اما حقی و احترامی برای قوانین کشوری با 70 میلیون مسلمان شیعه قائل نیست؟!! لذا بهائیان ایران در یک پاردوکس دائمی بسر می برند انها نمی دانند به حرف رهبران بهائیت همچون بها الله یا عبدالبها مبنی بر عدم دخالت در سیاست وتبعیت از حکومت توجه کنند یا بیانیه های بیت العدل که نویسندگان و تائید کنندگان آن نه در ایران زندگی می کنند و نه از جو وفضای آن اطلاعی دارند،مدنظر قرار دهند.؟!! تشکیلات بهائیت باید بداند که جامعه بین المللی نیز به حاکمیت و قوانین داخلی هر کشور مستقل احترام می گذارد و برای مجرمین هرکشوری تره هم خرد نمیکند بهمین خاطرنظام جمهوری اسلامی نیز حقوق جامعه بهائی را تا جائی حفظ می کند که آنان نیز بنوبه خود هم برای حاکمیت و هم برای قوانین آن احترام قائل گردیده به آن تن در دهند در غیر اینصورت هر فرد با هر اعتقادی با زیر پا گذاشتن قوانین این نظام مجرم تلقی گردیده و مصداق مجازات اسلامی می باشد.حقوق شهروندی کلمات زیبائی است که بار حقوقی خاص خود را بدنبال دارد که متاسفانه اکنون مستمسک دست تعدادی مبلغ مزدوربیت العدل برای دروغ پراکنی و تلقین توهمات به جامعه بهائی ایران شده است .
ذکر یک نکته در پایان ضروری است که سو استفاده از افرادی همچون آیت الله منتظری (که امید است مشمول مغفرت الهی واقع گردند)دیگر جزو حربه های سوخته می باشد، جالب است که ایشان به ضاله بودن فرقه بهائیت تاکید داشته اما نه تائید و نه رد ایشان مستمسکی برای فرقه بهائیت محسوب نمی شود زیرا ملاک حقوقی و قانونی با رد یا تائید یک فرد ضعیف و قوی نمی شود. مسئله حقوق شهر وندی و ابعاد آن کاملا در قوانین ایران اسلامی مشخص و روشن بوده و آیت الله منتظری هم مطلب جدیدی که اینچنین به مذاق بهائیان خوش آمده نگفته است . در پایان از تشکیلات بهائیت در خواست می شود دو بیانیه ای که بعدا ایشان در پاسخ به غوغا سالاری بهائیان صادر کردند را نیز در اختیار بهائیان و مدافعان به اصطلاح حقوق بشر قرار دهند که در آن بر مسیر انحرافی و کج اندیشی بهائیت تاکید مجدد داشتند.
در برابر رافت اسلامی نظام مقدس جمهوری اسلامی به حقوق شهروندی اکنون شاهد نمونه های بارزی از بی احترامی و زیر پا نهادن حقوق اجتماعی از سوی برخی از اعضای فریب خورده این فرقه بسرکردگی بیت العدل در داخل و خارج کشور می باشیم ولذا مطالبات حقوقی مردم مسلمان و شیعه ایران هنوز بقوت خود باقی است که امید است دستگاه قضائی با شجاعت و رعایت عدالت نسبت به اعاده آن از این فرقه و رهبران آن اقدام نماید.

ملت ایران اسلامی، دیگر از بیانیه های پی در پی بیت العدل خبری نیست . تعطیلی محفل ملی ایران (تحت عنوان یاران ایران) و نبود سیستم رهبری و هماهنگ کننده از یک طرف و کاهش صدور بیانیه از سوی بیت العدل جهت راهبری بهائیان داخل ایران از طرف دیگر ، تامل برانگیز و در نوع خود کم سابقه می باشد و این سوال به ذهن متبادر می گردد آیا بهائیان در ایران رها شده اند یا سیستم تشکیلاتی بهائیت در حال دگردیسی جدیدی است ؟ و بیت العدل نامشروع بدنبال چه گزینه جانشینی در ایران بجای محفمل ملی ایران می باشد ؟
خبری،هنری،اقتصادی،فرهنگی و... درخارج از کشور توان مبارزه دراز مدتی را از خود بروز دهد و لذا سردمداران جنگ نرم حساب ویژه ای برای این فرقه و تشکیلات باز نموده اند.بیت العدل در این میان بازنگری جدیدی برای استراتژی حیات خود در دستور کار دارد.آنان کم کم باب تفاسیر جدیدی از آنچه بدستور رهبران گذشته خود منع شده اند ،آغاز خواهند نمود و با استفاده از ابزارهای تبلیغاتی خود آنها را توجیه پذیر نموده تا سطح اعتماد عمومی بهائیان را از دست ندهند.بطور مثال آنان در تلویزیون ، سایت ها وضیافت های 19 روزه تفسیر جدیدی از اصل عدم دخالت در سیاست را ارائه می دهند و مرتباٌ بر این تفاسیر جدید توجیه تکراری می گذارند.اگربه بیانیه های بیت العدل ،مقالات درج شده در سایت های منتسب به بهائیت و نوع گفتار گویندگان کانال های تلویزیونی بهائی در مقایسه با چند سال قبل نگاهی بیاندازیم ، بخوبی صدق این ادعا روشن خواهد شد. بیت العدل نامشروع برای همراه نمودن بهائیان با اقدامات در دست انجام خود چاره ای جز ورود به آنچه قبلا بر آن منع گردیده ، ندارد . شاید یکی از دلایل مخالفت بهائیان ارتدوکس یا بهائیان حقیقی با بیت العدل فعلی نیز بایستی از همین زاویه مشاهده کرد.هرچند هردو در اصل قضیه باطلند.اما غیر سیاسی بودن بهائیان حقیقی و متعهد بودن آنان نسبت به بیت العدل نشینان ملموس تر است. در پست مطلب بعدی به مقایسه جنگ نرم و سخت پرداخته و جایگاه بیت العدل نامشروع در این جنگ را بررسی خواهیم کرد.
سایت فیس بوک و در صفحه شخصی" مارتین لاوالی" که ظاهرا از بهائیان ارتدوکس(معترض به عدم حضور ولي امر در تشكيلات بهائيت ) می باشد شدیدا اظهار نگرانی کرده و حضور در این صفحه را تهدیدی بر علیه جوانان بهائی دانسته است . قبل از اینکه به جمع بندی این مطلب بپردازیم اصل این بیانیه را بدون هیچ دخل و تصرفی درذیل می آوریم تا اذهان عمومی رفتار بیت العدل را درایزوله کردن جامعه بهائی سراسر جهان از واقعیت های موجود و غیر قابل انکاری که در مورد مشروعیت و موجودیت بیت العدل وجود دارد، آگاه سازیم . این بیانیه بشرح زیر است:
واقعی از سوی سایر مراجعی که با استناد به آثار رهبران بهائی یعنی عبدالبها و شوقی مشروعیت و اصالت بیت العدل فعلی آنهم از سوی جماعت خود خوانده بهائیان حقیقی( نه غیر بهائیان) زیر سوال رفته و نقش فعلی بیت العدل نامشروع سست تر و بی خاصیت تر گردد و گرایش بهائیان بسوی سایر انشعابات این فرقه (بهائیان حقیقی )بیشتر گردد ونهایتاً مرگ تدریجی بیت العدل نامشروع را از حیث اعتبار رقم زند.
شده است . بيت العدل بايد بداند كه ديگر زمان كور شو؛ دور شو گذشته است و بهائيان روشنفكر در سراسر جهان با حساسيت فراوان مسئله مشروعيت بيت العدل را دارند دنبال ميكنند .
تلاشی با استفاده از بیت المال مردم مسلمان ایران برای تقویت این فرقه و رواج فرهنگ ضد اسلامي بهائيت کوتاهی ننمودند .سمبل اصلی این فرقه در آن دوران ؛هویدای معدوم و پنج وزير بهائي كابينه او و صدها افسر عاليرتبه بهائي در ارتش سركوبگر شاهنشاهي می باشند که همگان کم و بیش از آن اطلاع دارند.
مقدسی شدند که در آن صدها هزاران جوانان این آب و خاک شهید ومجروح شدند بلكه آنها ضمن پرهیز از شرکت در دفاع از وطن هیچگاه خود را غمخوار مردم ندانسته و در دفاع از این مردم اطلاعیه و بیانیه هم صادر نکردند وهرگز از خانواده های شهدا و جانبازان وآزادگان دلجوئی نکردند.
اوج مشارکت مردمی را بنمایش گذاشت ، می توان به دلایل متعددی رد پای تشکیلات رهبري بهائیت یعنی بیت العدل نامشروع مستقر در اسرائيل را بعنوان رهبری جاسوسی ، خبر چینی ، دروغ سازی ، شرکت و سازماندهی در تظاهرات داخل و خارج از کشور علیه جمهوری اسلامی را را به طور عيان و آشكار مشاهده كرد . شاید تا قبل از این انتحابات کمتر کسی به اوج خباثت و دشمنی این فرقه با نظام جمهوری اسلامی ایران اعتقاد داشت اما با نزدیک شدن به انتحابات و وقایع بعد از آن همداستانی تشکیلات بهائی با دول استعماري خارجی یعنی امریکا ،اسرائیل ،انگلیس وآلمان و..... چهره پلید بیت العدل نامشروع در پس پرده توطئه های گوناگون اخیر را بیش از پیش آشکار كرديد. در اینجا به برخی از اقدامات بیت العدل نامشروع اشاره می شود:
اکثر این شبکه های گسترده خبری در بسط و قبض نیرو های تربیت یافته بهائی می باشد.بطور مثال راديو فردا وابسته به "سيا " با گوينده و خبر نگار بهائي اش و راديو صداي آمريكا با گويندگي ضد انقلابي فراري به نام " احمد باطبي " كه رفيق و هم صحبت و مصاحبه شونده مكرر تلويزيون آيين بهائي در آمريكا مي باشد و كانالهاي متعدد ضد انقلابي كه از آمريكا و اروپا برنامه پخش ميكنند و همگي از مبلغين راديو صداي دوست بهائي و تلويزيون آئين بهائي مي باشند . این شبکه ها ي عریض و طویل و با سرمایه های فراوان وبه کمک همین نیروهای تربیت یافته بهائی ؛ آتش تهیه تبلیعاتی را در ابعاد گسترده ای در مبارزه نرم با نظام جمهوری اسلامی تهیه و انتشار می دهند .اینکه اکثریت تهیه کنندگان اخبار ،خبرنگاران و گویندگان این شبکه های خبری از میان بهائیان معرفی شده از بیت العدل نامشروع انتحاب گردیده اند ما را به یاد همکاری صمیمانه عبدالبها وبریتانیای کبیر در جنگ با دولت عثمانی و اشغال فلسطین می اندازد.اگر آنروز عبدالبها برای اربابان انگلیسی خود به نحو شایسته ای برای ضربه زدن به مسلمانان از هر خیانتی فرو گذاری نمی کرد و برای خوش خدمتی خود به گرفتن لقب و مدال "نایت هود" یعنی نشان دولتی انگلیس نائل می آمد ،امروز هم نوادگان و بازماندگان او همان مسیر بندگی و ضلالت وی در خدمت به امریکا و اسرائیل و انگلیس را با شدّت و حدّتی فراتر دنبال می کنند . آری امروزاعوان و انصار بیت العدل نامشروع با تمام قوا در برابر اسلام و شیعه و نظام مقدس جمهوری اسلامی صف آرائی کرده و از هر اقدام ضد حقوق بشری فرو گذاری ندارند . این گروه از بهائیان با تائیدات بیت العدل نامشروع وظیفه مهم به تخریب کشاندن وتحریک نمودن افکار عمومی به ایرانیان داخل کشور را با صدها بخش خبری و گزارشات تفرقه افکنانه وبعضا خط هدایت اغتشاشگران خیابانی را دنبال می نماید.
کوتاهی نمی نمایند دیگر بس است.چرا که از قدیم به ما یاد داده اند که:ترحم بر پلنگ تیز دندان ستمکاری بود بر گوسفندان.
بر هيچكس پوشيده نيست كه هدف از اين اقدامات به ظاهر انسان دوستانه ؛ زمينه سازي براي نفوذ بيشتر و القاي فرهنگ استعماري آن دولتها بوده است .نمونه عینی آن را در رفتار تشکیلات بهائی در منطقه
به آنان اجازه تفکر واستفاده از نعمت خدادادی عقل را نمی دهد.اجازه نمی دهدآنان خوب و بد خود را عاقلانه تشخیص دهند و به آن عمل کنند و نهایتاً آنانرا به راهی می کشاند که وحدت ملی کشور را بهم ریخته ؛ زمينه نفوذ و حضور بيگانگان را در مملكت فراهم كنند ؛ با كمك و همراهي عوامل ضد انقلاب در مجامع بين المللي مشكل آفريني كنند و تفکر شیعه انقلابی و اسلام آزادي بخش را هدف حملات بيگانگان قرار دهند . بیت العدل نامشروع با سرپوش گذاشتن بر صدها إشکال اساسی خود و عدم پاسخگوئی به سوالات مکرری که درباره مشروعیت بیت العدل بدلی مطرح می باشد ،همچنان بهائیان ایران را سپر بلای خود قرار می دهدو با انحراف افکار هموطنان بهائی از صداقت آنان نسبت بخود نهایت سوءاستفاده را می نماید.بیت العدل نامشروع در این راستا از خود مایه نمی گذارد بلکه این بهائیان بیچاره هستند که باید تاوان ندانم کاری و دستورات متناقض بیت العدل نامشروع را بپردازند. بیت العدل نامشروع نمی داند که جامعه شیعی ایران به هیچ عنوان دست از امام و انقلاب و ساحت مقدس حضرت بقیة ا... اعظم( اروحنا له الفدا )برنمی دارند وهرحرکت دشمن را در هر لباسی تشخیص داده و به مبارزه با آن خواهند پرداخت .
""این فرقه باچنین تشکیلات پیچیده ای از فعالبت اصلی و اساسی خود که همانا تبلیغ و گسترش بهائی گری در بین جوامع اسلامی و شیعی و به انحراف کشاندن آنها است دست بردارد.دربیانیه26مارس2009 بیت العدل دقیقاً هرنوع دستور واطاعت از حکومت ایران را بر نمی تابد و رعایت دستورات حکومتی توسط بهائیان ایران را به منزله تجاوز به حریم اندیشه انسانی تلقی نموده و عدم تبعیت و اطاعت وزیر پاگذاشتن آنرا به بهائیان ایران القا میکند .براستی آیا اینست نشانه تبعیت از حکومت که در احکام بهائی بر آن صحه می گذارند.آیا این بیانیه نوعی دهن کجی و مخالفت با نظام جمهوری اسلامی و مردم شیعه ایران نیست؟ آیا معنای واقعی تبعیت از حکومت تنها باید در اسرائیل غاصب رعایت گردد و سایر کشورهاو ازجمله ایران از شمول این قاعده باید خارج شوند؟براستی اینهمه تاکیدات بها الله و عبدالبها بر رعایت و اطاعت از قوانین و مقررات مدنی و عدم دخالت در سیاست و اطاعت از حکومت ( هر حکومتی ) کجا رفت ؟؟!!
در حالی که روزانه شاهد کشتار خونین دهها زن و بچه بی گناه فلسطینی بدست ارتش تا به دندان مسلح اسرائیل می باشیم ، مدعیان دروغین صلح جهانی در زیر زمینهای بیت العدل چشمان خود را بسته نگه داشته و بر این جنایات اربابان آشکار مهرتایید می زنند. کجاست خانم بانی دوگال و نماینده پرمدعای بهائیت در سازمان ملل که اشک تمساح خود را به جهانیان نشان دهد . مدعیان وحدت عالم انسانی در کدام سوراخی پناه گزیده اند که جنایات عالم انسانی را نمی بینند و دم فرو بسته اند؟!! براستی چرا صدها شبکه تلویزیونی ، دهها خبرگزاری ،هزارها سایت و وب سایت همواره جیغ شان در می آید که حقوق ما فلان و بهمان شد و مظلوم نمائی پشت سر مظلوم نمائی ، اما هزاران انسان بیگناه فلسطینی در غزه هر روز به خاک و خون می غلطند و دریغ از یک اعلام همدردی !!!


