تبليغاتX
سراب بهائیت

سراب بهائیت

تحقیقی پیرامون دیانت بهائی دیانت ساختگی تشکیلات بهائیت

کالبد شکافی رفتار و اقدامات اخیر تشکیلات رهبری کننده بهائیت مستقر در اسرائیل مشهور به بیت العدل و توصیه های مکرری که در این  ماه  به بهائیان ایرانی نموده است در نوع خود جالب و قابل تامل و بررسی است. پس از ترس و وحشتی که در پی دستگیری یاران ایران (اعضای محفل ملی  بهائیان ایران) به جان جامعه بهائی و بخصوص خادمان شهرهای ایران (اعضای محفل محلی )افتاد و ادامه بحث پیرامون این دستگیری در بین محافل و ضیافت های بهائیان ایران که منجر به تضعیف روحیه میگردید لازم بود اینبار بیت العدل بفکر چاره افتد و طی مدتدکوتاهی اقدام به صدور 2 بیانیه در یکماه نماید.                 

هرچند در قدم اول تلاش شد به مدد وزارت خانه های امور خارجه دولت امریکا و انگلیس و سازمان های رسمی و غیر رسمی بین المللی و وابسته به این ارگان ها در سطح زیادی مخالفت خود را با دستگیری اعضای یاران ایران بعمل آید ، اما بی تاثیر بودن این اقدامات در مقامات ایرانی از یک طرف و وحشت حاکم بر جامعه بهائی از طرف دیگر باعث شد که پیام 3 جون 2008 بیت العدل اذهان بهائیان نگران را به جهت دیگری سوق دهد. بیت العدل در این پیام از بهائیان درخواست می کند فکر و ذهنشان را از مسائل یاران ایران به اطرافیان خود سوق دهند و به ایرانیان که تحت ظلم و ستم هستند خدمت کنند و درباره آنچه مشغله فکری آنهاست مذاکره شود و از اختلاف و انشقاق پرهیز شود. این پیام نشاندهنده این موضوع است که در اثر اقدامات مردمی و مقامات ایرانی تهدید علیه این فرقه تشدید گردیده و احتمال پراکندگی و تفرقه زیاده شده و زحماتی که بعد از انقلاب برای سر پا نگه داشتن این فرقه صورت گرفته به یکباره بهدر رفته و آنچه را که بافته اند رشته گردد. لذا پس از گذشت دو هفته ازییام فوق ،پیام دیگری در 20 جون 2008 صادر می نماید .بیت العدل  در این پیام موذیانه به طرح  تساوی حقوق زن و مرد می پردازد . قبل از اینکه به نیات پشت پرده این پیام بیت العدل بپردازیم جالب است بدانیم فرقه ای دم ازتساوی حقوق زنان و مردان می زندکه:

-هیچیک از رهبران بهائی از میان زنان نبوده و معیار تساوی حقوق زن و مرد در این مورد زیر پا گذاشته شده است

-آنان را در بالاترین رده رهبری یعنی حضور در بیت العدل راه نمی دهندو حقوقی را در انتخاب اعضای بیت العدل برایشان قائل نیستند.

- تبعیض در مهریه اعطائی مردان شهری و روستایی به زنان بهائی

- در مسئله ارث بیشترین میزان را به پسر ارشدخانواده می دهند بدون اینکه دختران سهمی داشته باشند

-.........................

و دهها مورد اختلاف و بی احترامی به حقوق زنان ترویج می دهند اما خود را مدافع حقوق زنان می دانند. اما در انتهای پیام 20 جون 2008 دستور العمل بیت العدل صادر می گردد .بیت العدل در این پیام دستور می دهد که :"بهائیان درباره چالش ها و راه حل های موثر در اینمورد (حقوق زنان )با دوستان ، همسایگان و همکاران گفتگو نمایند و در پروژه هایی که از طرف سازمان های مدنی برای رسیدن به این هدف انجام می کیرد شرکت جویند."اینکه کادر رهبری بهائیان مستقر در اسرائیل در مقطع کنونی مجوز روود بهائیان را به سازمان های مدنی یا ngoها را صادر می نماید از چند جنبه قابل بررسی است:

1-     این سازمان ها با قالبی مردمی بروز پیدا نموده و صرفا بدنبال تحقق یک هدف می باشند . دراین سازمان ها برخلاف سازمان های رسمی با هر اعتقادی می توان به عضویت در آمده و بدون نگرانی از گزینشی رفتار شدن با عضو براحتی به فعالیت پرداخت. معمولا این سازمان ها به موضوعی خاص حساسیت داشته و در همان راستا به فعالیت می پردازند . فرقه بهائیت از آنجائیکه کاملا سازمان یافته حرکت می کند لذا اینبار سازمان های مدنی را محل مناسبی برای نفوذ و رخنه و سپس انجام نیات شوم خود در پوشش این سازمان ها یافته است.

2-     هدف دیگری که بیت العدل بدنبال آنست ، همراهی نمودن با افراد و تشکل هایی است که بعضا با طرح مسئله قصد به زیر سوال بردن مسائل مترقی اسلامی  را دارند و چه پوششی بهتر ازاین سازمان ها که به آنها این فرصت مغتنم را میدهدکه برای توسعه و تبلیغ بهائیت از طریق همین محافل مدنی  افکار دروغین همچون تساوی حقوق زن ومرد بسط و گسترش دهند . بعبارت دیگر آنچه را که نمی توانستند تحت لوای فرقه بهائیت در جامعه کنونی ایران بصورت آشکار و مستقیم تبلیغ نمایند از مجرای اینگونه سازمان ها و تحت پوشش آنها اعلام و غیر مستقیم تبلیغ می نمایند .

3-     قصد دیگری که بیت العدل دارد به تثبیت رساندن این فرقه در اینگونه محافل برای کم کردن حساسیت مذهبی و کاهش تنفر عمومی بدلیل مخالف بودن اعتقادات آنان با اعتقادات جامعه شیعی ایران است. در حقیقت فرقه بهائیت با ورود به این سازمان ها ضمن بیان آزاد اعتقادات مسموم خود سعی در کسب وجهه در بین سایر اقشار بی تفاوت ، مخالف و یا بی توجه به اعتقادات اسلامی که با تشکیل اینگونه سازمان ها خود را مترقی تر و پیشرفته تر از آنچه در دین مبین اسلام آورده شده ، میدانند.

لذا مشاهده می کنیم پس از این دستور العمل لیست کاملی از سازمان های مدنی زنان فعال در ایران و سایر کشورها که فعالیت موضوعی آنان "زنان ایران"است بصورت شبکه گترده در اختیار بهائیان قرار گرفته و توسط عوامل بهائی داخل و خارج از کشوربر ثبت نام در این سازمان ها تاکید می گردد.حتی به توصیه یکی از خوانندگان بهائی سایت نیو نگاه (سایت رسمی بهائیت)به خوانندگان این سایت میگوید که بدون اینکه چیزی در مورد دیانت خود بگوئید در این سازمان ها ثبت نام کنید .

بهرحال رفتارهای بیت العدل نشینان که بهائیان ایرانی را ملعبه و بازیچه این صحنه قرار داده و از شرایط و فرصت مهیا شده برای نفوذ و رخنه در بین جوامع مسلمان ایرانی کوتاهی نمی نماید باید از جنبه های سیاسی و امنیتی مورد ارزیابی قرار گرفته و نقشه شوم آنان را در نطفه خفه کرد. در پایان توصیه ما متولیان این سازمان ها و مراکز دولتی که اقدام به صدور مجوز برای این سازمان ها می نمایندُاینست که مواظب نفوذ عوامل بهائی در اینگونه سازمان ها باشید چرا که آنان بدون توجه به اهداف اولیه تشکیل این سازمان ها صرفا اهداف از قبل تعیین شده فرقه بهائیت به رهبری بیت العدل مستقر در اسرائیل را دنبال می کنندتا با امکانات این سازمان ها کماکان جوانان این مرز و بوم را به گمراهی کشانده و آنان را از دین اسلام خارج سازند.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت   توسط صدرا  | 

پس ازدرج پست مطلب قبلی در خصوص عدم حضور زنان در بیت العدل نامشروع یکی از خوانندگان وبلاگ از زاویه دیگری به انتخابات اخیر بیت العدل پرداخته است و آنرا به ایمیل وبلاگ ارسال نموده است که برآن شدیم آنرا بدون هیچ دخل و تصرفی عینا در این وبلاگ درج نمائیم. جا دارد از این خواننده خوش ذوق در همین جا تشکر و قدر دانی  نمایم.

 

مدیر محترم وبلاگ سراب بهائیت

با عرض سلام ، از آنجائیکه وبلاگ شما در مورد رهبری وبیت العدل  و نیز تناقضات ، مشکلات و معضلات آن می باشد ،لذا برآن شدم  که مقاله ای با عنوان "انتخاب یا انتصاب در بیت العدل ،مسئله  اینست!!"جهت درج در وبلاگ تهیه و ارسال نمایم.

همانگونه که  در پست قبلی اشاره نموده بودیددر اردیبهشت ماه گذشته اعضای جدید بیت العدل  باصطلاح انتخاب شده اندکه با روشن شدن چند موضوع خوانندگان محترم متوجه خواهند شد که این امر نه تنها انتخاب نبوده بلکه عمدتا انتصابی است  و ادعای بهائیت مبنی بر انتخابی بودن بیت العدل شعاری بیش نیست:

 

1-براساس آنچه ازابتدای بیت العدل نامشروع مرسوم بوده است از کشور های مختلف که فرقه بهائیت درآن رشد و نمو یافته است اعضای محافل ملی کشوری بعنوان نماینده جامعه بهائیان آن کشور در مراسم مزبور حضور یافته تا اعضای بیت العدل  را باصطلاح انتخاب نمایند.این افراد بین 3تا 5 نفر و بعضا نیز محدودیتی از نظر زن و مرد هم ندارد ولی اصولا تلاش می گردد بدلیل اینکه انتخاب حالت مسخره ای بخود نگیرد(یعنی از اکثریت زنان  بدون انتخاب هیچ زنی 9نفر مرد انتخاب شوند)تعداد زنان از مردان در این مراسم کمتر می باشد.

 

2-از آنجائیکه عمر بیت العدل برای هر دوره 5 سال می باشدلذا این افراد هر 5 سال طی چند  روز  آنهم بصورت یکجا (حیفای اسرائیل)تجع می کنند قریب بالاتفاق این تعداد هیچ شناختی از یکدیگر  ندارند بطور مثال اعضای محفل ملی ایران نمی دانندکه اعضای محفل ملی گینه در افریقا چه کسانی هستندمگر در همان چند روز که همه تجمع می نمایند که البنه اگرهم فرصت شود خیلی سطحی و زود گذر و ماجرا از همین جا شروع می شود. گروهی دور هم جمع می شوند و بدون اینکه شناخت کاملی از یکدیگر داشته باشند بایستی  از جمع 1400نفری خود 9نفر را باصطلاح انتخاب کنند.بعبارت دیگر شما بدون اینکه کسی یا کسانی را بشناسی  بایستی رای بدهی.علی الاصول  رای دهنده  باید حداقل هایی از فرد منتخب را بداند اما ظاهرا این مورد در باصطلاح انتخاب بیت العدل صورت نمی گیرد.

 

3-ادعای فرقه بهائیت اینست که هیچ کاندیداتوری برای این باصطلاح انتخاب وجود نداشته و به تبع آن هیچ تبلیغی برای کسی صورت نمی گیرد  . عدم کاندیداتوری از یک طرف و عدم شناخت 1400نفر بصورت فردی از یکدیگر چگونه می  تواند شرایط  انجام یک انتخاب عادلانه را فراهم سازد؟!!!چه عقل سلیمی می تواند بپذیرد فردی بدون اینکه تکلیف پذیرش مسئولیت را برای خود  ودیگران روشن کرده باشد و بدون اینکه کاندیداتوری خود را اعلام نماید از طرف دیگران اتنخاب شود!!!تا آنجائیکه در همه جوامع انسانی مرسوم است جهت یک نهاد اتنخاباتی حداقل های زیر باید رعایت گردد:

 

الف-پذیرش درونی برای خود فرد در به انجام رساندن مسئولیت

ب-  اعلام قابلیت ها و برنامه های خود برای کاندیدا شدن   به دیگران

ج-بررسی صلاحیت  و صدق گفتار وی

د-معرفی و اعلام کاندیداتوری وی به رای دهندگان

 

موارد فوق حداقل شرایطی است که  می تواند بر یک انتخاب صحیح و عادلانه حاکم باشد  که به اعتراف فرقه بهائیت هیچیک در انتخابات باصطلاح بیت العدل صورت نمی گیرد.

 

4- نکته مهم دیگری که وجود دارد و جزو ابهامات بیت العدل است  وقتی کسی کاندید نشده یا معرفی هم صورت نگرفته باشد علی القاعده همه می توانند بجز زنان به یکدیگر رای دهند . این بدین معنا است  که اسامی که از صندوق آرا خارج  می گردد بیش از 9 نفر باید باشد در حالیکه نه تنها این اتفاق رخ نمی دهد بلکه تکلیف آرای برابر نیز نامشخص است و تنها اسم 9 نفر مرد خارج می شود.  آیا این شاهدی برانتصاب افراد قبل از انتخاب نیست که همه میدانند باید به چه کسی رای دهند؟!!!!!آیا می توان با این اوصاف  گفت که انتخاباتی برگزار شده است؟!!

 

اکنون که ماهیت انتخابات بیت العدل روشن گردید باید اذعان نمودکه  آنچه تحت عنوان انتخابات بیت العدل صورت می گیرد چیزی بیش از یک نمایش تبلیغاتی مضحک برای بهائیان ساده لوح نیست آنانی که از جزئیات  اینوع انتخابات اظهار بی اطلاعی می نمایند و بیت العدل نشنینان هم بمانند سایر ابهاماتی که حول و حوش مشروعیت  آن می باشد هیچ پاسخی برای اذهان بیدار ندارند.

 

در پایان ذکر این نکته نیز ضروری است که اگر انتخابات بیت العدل  یک انتصاب با واسطه  است پس چه کسانی پشت پرده این ماجرای حساس هستند تا افسار فرقه بهائیت با نام رهبری بیت العدل از دستشان خارج نشود.؟!! این سوالی است که پاسخ آنرا بعهده خوانندگان عزیز وامی گذارم.                                              

                                                      

                                                   دوست شما -شایان

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت   توسط صدرا  | 

مقدمه

نادیده گرفته شدن حقوق زنان در بهائیت میراث شوم رهبران بهائی است . میرزا حسینعلی جانشینان خود را از میان پسران خود یعنی عباس آفندی و محمد علی تعیین می کند و عباس آفندی هم در کتاب الواح وصایا خود رهبران بعد از خود را منحصر به فرزندان پسر از نسل خودش تعیین کرده است و هیچ حقی برای فرزندان دختر قائل نیست .

در اردیبهشت سال جاری انتخابات جدید بیت العدل در کشور اسرائیل و در شهر حیفا برگزار گردید و همانگونه که از قبل مشخص بود هیچ سهمیه ای به زنان بهائی در عضویت 9 نفره بیت العدل اختصاص نیافت. هرچند به ادعای بهائیت فرقه بهائی یک آئین مترقی و مربوط به قرن اتم است و تساوی کامل حقوق زن ومرد از تعالیم 12گانه و اصلی آن می باشد ولی به رغم این ادعا ، شاهد تضاد آن در انتخابات بالاترین نهاد قانون گذاری بهائیت یعنی بیت العدل می باشیم.هر چند ماهیت وجودی و مشروعیت بیت العدل از اساس برخلاف نص صریح رهبران بهائی یعنی بهاالله و عبدالبها تشکیل یافته و مورد سوال هزاران بهائی قرار گرفته است اما کماکان روند خارج شدن از مسیر تعیین شده توسط رهبران بهایی ادامه دارد. در حالی که از جمع 1400نفری شرکت کنندگان در مراسم باصطلاح انتخابات!!! اعضای بیت العدل بیش از 400نفر زن نیز حضور داشته اند ولی در عین حال هیچ حقی برای این گروه از جامعه بهائی قائل نشده اند . علیرغم اینکه فرقه بهائیت بخش عمده ای از بار فعالیت فردی و جمعی خود در تشکیلات مربوطه را برعهده زنان این جامعه گذارده و شبانه روز از آنان کار می کشنداما در انتخابات بیت العدل زنان این جامعه به در بسته می خورند و این بالاترین توهینی است که درهیچ نهاد انتخاباتی مشابه آنرا سراغ نداریم. این نکته که زنان فقط ابزاری برای اجرای نیات ماشین تبلیغاتی بهائیت کاربرد دارند ،بقدری به مسئله ای بحث برانگیز و غیر قابل توجیح در آمده است که بدنبال خود موجبات خروج تعداد زیادی از بهائیان غربی را از این فرقه فراهم کرده است.

باعتقاد بهائیت " قوانینی که درآثار مقدسه آمده قابل تغییر نیست (هرچند دلایلی قاطع بر تغییر آن وجود دارد)اما آنچه در آثار مقدسه نیامده باشد برعهده بیت العدل است که تشریع نمایدو لذا آنچه ایشان تصویب نمایند بااتفاق و با اکثریت ارا تحقق می یابد" و انتظار زنان بهائی اینست که این تغییر مشابه سایر تغییراتی که تاکنون بوجود آمده در بیت العدل بوجود آید. اعتقاد گروههای مخالف اینست که نبایستی از سادگی و احساسات زنان بهائی سو استفاده و حقوق اولیه انسانی آنها در نهاد انتخاباتی!!بیت العدل نادیده گرفته شود. سوال اساسی اینست چرا بهائیت ارزش و منزلت زنان را در حد یک وسیله تبلیغاتی کاهش داده و هر زمان بحث حضور زنان در بیت العدل پیش می آید زنان از هیچ اعتبار و وجه قانونی برخوردار نیستند و لذا آنرا ظلمی آشکار برخود تلقی می کنند بگونه ای که انگار آنان جزو جامعه بهائی نیستند. بهر تقدیر بحث حضور زنان در این نهاد بصورت چالشی حل نشدنی برای بیت العدل در آمده است.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387ساعت   توسط صدرا  | 

دو نفر فیلم ساز مستند  به نام های آصف شفیر و نعیما پیریتز ( Naama Pyritz & Asaf Shafir) با الهام گیری از تشکیلات بسته و اسرار آمیز بهائیت فیلم مستندی تحت عنوان بهائیان در همسایگی یا حیات خلوت من( Bahais in my backyard )ساخته اند که در بیست و سومین فستیوال بین المللی فیلمهای مستند که در تابستان سال جاری در اسرائیل برگزار گردید به نمایش در آمد و سر و صدای فراوان به پا کرد...
آصف شفیر تهیه کننده فیلم سالها در منزلی در کنار تپه ای در حاشیه کوه کرمل در شهر حیفا که در روبروی آن، سه ساختمان عظیم سفید رنگ مربوط به تشکیلات جهانی بهائیت احداث شده است زندگی می کرده و همواره مایل به کسب اطلاع از درون این ساختمانها و کشف اسرار درونی آنها بوده است.
زمانی که وی شاهد احداث ساختمانهای عظیمی در طبقات زیر زمینی این تپه بوده مصمم میگردد با همکاری دوستش نعیما به این اسرار پی ببرد.
تلاش این دو نفر برای کشف اسرار درونی ساختمانهای بهائیت ، منجر به تهیه این فیلم مستند شده است.
در این فیلم با اشاره به بعضی جملات منقول از رهبران بهائی شامل وحدت ادیان و انسانها(وحدت عالم انسانی) ، تلاش برای صلح جهانی ، نفی جنگ و بکارگیری اسلحه، عدم دخالت در کار حکومت و سیاست و امثال آن ، به کشف عملکرد و شیوه رفتاری بهائیان می پردازد.
اولین سؤال برای او زمانی پیش می آید که وی متوجه می شود که این ساختمانها و تشکیلات ،یک مجموعه قلعه گونه دارای زیر زمین و سازه های ضد حملات اتمی می باشد که بنظر نمی رسد یک محل روحانی متعلق به یک تشکیلات دینی باشد.
در ادامه این تحقیقات این دو نفر بارها به عنوان توریست به بازدید باغ های بهائی که در روی این تپه احداث شده می روند تا بلکه راهی به درون ساختمانها بیابند ولی هر بار مأیوس تر از گذشته بر میگردند.
2-
این دو نفر متوجه اختلافات درونی بهائیت نیز می گردند و با نوه محمد علی افندی برادر عباس عبدالبهاء که جانشین واقعی عباس بود ولی به همراه اعضای خانواده اش توسط عباس مطرود گردیدند مصاحبه می کند. این خانم مسن که "نگار "نام دارد هم اکنون به عنوان یک بهائی منتقد تشکیلات بیت العدل بهائیت در شهر حیفا زندگی می کند و این تشکیلات گسترده را نماینده و معرف یک نظام دینی که داعیه صلح و برادری دارد نمی داند.
ادامه این تحقیقات منجر به کشف ارتباط میان تشکیلات بهائیان انگلیس با "دیوید کلی" ناظر تسلیحات کشتار جمعی سازمان ملل در عراق می گردد.دیوید کلی مامور مخفی انگلیس
وی که عضو سازمان مخفی M16 انگلیس بوده توسط خانمی به نام تد پترسون که یک بهائی و مترجم زبان عربی و وابسته به سازمان سیا بوده است ،بهائی می گردد .
خانم پترسون بارها به عنوان مترجم زبان عربی به همراه دیوید کلی به عراق سفر می کرده است.
گزارش همین آقای دیوید کلی، وسیله ای برای توجیه آمریکا و انگلیس برای حمله به کشور مسلمان عراق گردیده که آثار سوء آن در نسل کشی ده ها هزارمسلمان و غیر مسلمان و تخریب و غارت اموال و خسارات جبران ناپذیر و جنایاتی عظیم بوده که هنوز هم ادامه دارد و تا قرن ها اثرات مخرب آن پا برجا خواهد بود.
تهیه کننده فیلم با این سؤال بزرگ روبرو می گردد که اگر بهائیان موظف به عدم دخالت در سیاست هستند چرا افرادی نظیر دیوید کلی و پترسون در مهمترین جریان سیاسی نظامی جهان معاصر یعنی حمله آمریکا و انگلیس به کشور مسلمان عراق دارای نقش کلیدی و تعیین کننده هستند؟!
جالب اینجاست که بعد از حمله نظامی به عراق مشاهده خود کشی اسرار آمیز دیویدکلی در حاشیه شهر لندن هستیم و در این میان نتیجه تحقیقات پلیس از محفل ملی بهائیان انگلیس که دیوید از اعضای آن بوده است نیز به اطلاع عموم مردم نمی رسد و این دو نفر هرگز موفق به ملاقات و مصاحبه با خانم پترسون هم نمی گردند!
بالاخره این دو نفر با متوسل شدن به بعضی بهائیان و با ارائه علاقمندی خود به بهائی شدن موفق می گردند به بعضی از طبقات زیرزمینی بیت العدل در تپه های شهر حیفا راه یابند ولی برای ورود به بعضی از طبقات کاملاً سری ومحرمانه آن هرگز موفق نمی شوند و سؤال بزرگ همچنان باقی است ولی به این نتیجه می رسند که بهائیت یک تشکیلات سری و مخفی سیاسی- نظامی- جاسوسی با پوشش مذهبی و دینی ظاهر فریب می باشد 

منبع :سایت بهائی پژوهی

مشاهده فیلم

+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم آبان 1386ساعت   توسط صدرا  | 

A LETTER TO THE PERSIAN BAHA'IS
FAITHFUL TO THE COVENANT OF BAH?U'LL? 
new1.gif (1041 bytes)

(BY THE THIRD GUARDIAN JOEL.B.MARENGELLA)

Read below passages from the overlooked significant messages of Shoghi Effendi that provide irrefutable evidence that Shoghi Effendi, ever faithful to the sacred provisions of the Will and Testament of Abdu’l-Bahᬠclearly provided for the continuance of the  

Guardianship.Be advised that upon the termination of my ministry, the Guardianship will again be in the hands of the Persian believer whom I have appointed as my successor and

who is identified below.Prior to naming my successor, it would be well to briefly trace for the benefit of the uninformed believer, the developments that took place following the tremendous shock sustained by the Baha’i world upon the sudden and unexpected...............

 

 


افتراق و چند دستگی پس از مرگ شوقی آفندی در سال1336 شمسی همواره دامن بیت العدل به عنوان مرکز جهانی بهائیت در اسرائیل را گرفته و این افتراق و جدائی روز به روز ابعاد تازه ای پیدا می کند . عدم وجود رهبری الهی !! به عنوان "ولی امر" و رکن اعظم در بیت العدل آنرا به صورت سازمان و تشکیلات بی اعتبار و فاقد وجاهت قانونی در میان بهائیان آزاد اندیش مبدل ساخته بگونه ای که اخیرآ جوئل برای مارنجلا رهبر بهائیان حقیقی (مشهور به ارتدوکس) که خود را ولی "امر سوم" بهائیان و جانشین شوقی آفندی می داند با ارسال بیانیه ای بلند بالا اقدام به معرفی جانشین خودش یعنی "ولی امرچهارم" از میان بهائیان ایرانی نموده است .

مفاد این بیانیه در تاریخ 6 مه 2007 (16 اردیبهشت 1386) چیست؟

 

اقای مارنجلا در مقدمه این بیانیه می گوید:

"""" آگاه باشید که دوران ولایت این عبد به پایان رسد ولایت امر الهی بدست یکی از بهائیان ایرانی که اورا به جانشینی خود منصوب نموده ام سپرده خواهد شد و ذیلا هویت وی مشخص می گردد.سلسله رهبری در بهائیان ارتدوکس

پیش از آنکه جانشین خود را معرفی نمایم بجا است که برای استفاده و اطلاع کسانی که از وقایع متعاقب صعود نابهنگام و غیر مترقبه شوقی آفندی بی اطلاع مانده اند شرح مختصری به آگاهی برسانم . پس از صعود ؛ بهت و نگرانی بهائیان با شنیدن اینکه شوقی آفندی اولین ولی عزیز امرالله جانشینی تعیین ننموده است شدت یافت زیرا اعتقاد و انتظار چنین بود که ایشان بر طبق دستور صریح الواح وصایای حضرت عبد البها ولی امر بعد از خود را تعیین نموده باشند . و این تصور که به سبب عدم تعیین جانشین توسط ایشان امر بگونه ای جبران ناپذیر از ارشاد و رهبری ولایت امرالله که بر طبق نص صریح الواح مبارک وصایا وظیفه و اختیار تبیین آیات الله و ریاست بیت العدل اعظم به او محول گشته است برای همیشه محروم خواهد بود ؛ موجب اندوه و تاسف فراوان خواهد بود.""""

 

وی سپس می نویسد:

 

""....در پرتوتاکیداتی که دراین پیام ها و توقیعات درباره ضرورت و اهمیت ولایت امرالله در نظم جهانی حضرت بهاالله مرقوم داشته اند بوضوح آشکار است، افزون براین ابراز و ابرام ایشان براین حقیقت که الواح وصایای حضرت عبدالبها بخشی از آیات مقدس الهی که مفاد آن همانند کتاب مقدس اقدس لازم الاجرا و غیر قابل تغییر و تا پایان دوران دیانت بهائی بقوت و اعتبار باقی خواهد ماند........"""

 

وی در بخش دیگری از بیانیه خود به خیانت و قصور ایادیان امرالله اشاره می کند و ادامه میدهد:

 

""" .....متاسفانه ایادی سابق امرالله  به زیان آینده امر در مطالعه و بازنگری این توقیعات فوق العاده مهم قصور ورزیدند و درنتیجه از اینکه بیت العدل جنینی با نام موقتی شورای بین المللی بهائی (هئیت مرکزی) که بنا به دستور شوقی آفندی می بایست سرپرستی محافل ملی در تمام دنیا را به عهده بگیرد و حقا به اداره امور امر بپردازد جلوگیری نمودند و بجای این موسسه امر بهائی به ایجاد هئیتی مرکب از نه نفر از ایادی با نام "محافظین یا قیم های دیانت جهانی بهائی"(در مکاتبات فارسی از آن به اسم ایادی مقیم ارض اقدس نام بردند)مبادرت ورزیدند و کاملا واضح است که این موسسه آنان نامشروع و خارج از شمول الواح مبارک وصایا بود.

.......از آنچه فوقا مذکور گشت هر شخص روشنفکری بدور ازتعصب در می یابد که متاسفانه اکثریت احبا درطی سالهای پس از صعود شوقی آفندی براثر این فرضیه غلط  که با صعود ولایت امرالله پایان یافته است بنحو غم انگیزی رنج برده و از اطلاع از حقیقت محروم مانده اند ......"

 

چگونگی انتصاب ولی امر چهارم:

مارنجلا در بیانیه مفصل خود نتیجه گیری می کند و می گوید :

 

"......در حالیکه الواح مبارک وصایای حضرت عبدالبها ولی امرالله را مقید نمی سازد که جانشین خود را منحصرا از میان ایرانیان تعیین کند و نژاد و ملیت در این موضوع هیچ تاثیری نداشته و ولات امرالله در مستقبل ایام و در طی قرون متمادی که در پیش است از نژادها و ملیت های گوناگونی خواهند بود ، موجب سرور و سپاس یاران الهی بخصوص احبای ایرانی خواهد بود که بدانند مشیت الهی براین قرار گرفته است که ولی امر حاضر کیک از احبای ایرانی رابه جانشینی خود برگزیند....... اراده پروردگار برآن قرار گرفت که او سالیان قبل ایران را ترک نموده و در فاصله ای بسیار دور از وطن در شهر پرت استرالیا ساکن گردد بدون اینکه بداند ولی امرالله در این شهر سکونت دارد و سالها بعد ایمان و پایبندی وی به عهد و میثاق الهی سرانجام به ثمر رسیده و موفق به یافتن ، شناسائی و پذیرش و ملاقات ولی امر الله خواهد شد . به این خاطر با از خود گذشتگی و از دست مال و اموال مضایقه ننمود و درد جانکاه جدائی افراد خانواده ،فامیل و دوستان بهائی خود که او را در شناخت و پذیرش ولی امر حاضر همراهی ننمودند متحمل گردید.

این بهائی حقیقی و مومن "نصرت الله بهره مند " که به مفاد الواح و آثار و بخصوص الواح مبارک وصایای حضرت عبدالبها بخوبی مطلع و آگاه می باشد به لحاظ شایستگی به نیابت ریاست  شورای بین المللی بهائی متشکل در بیست و دوم سپتامبر 2006 منصوب نمودم و جانشین منتخب پس از پایان ولایت این عبد می باشد.

جوئل برای مارنجلا

سومین ولی امر دیانت بهائی

شش می 2007

 

همانگونه که مشاهده و مطالعه گردید این بیانیه از زبان یک بهائی مومن و معتقد و آشنا به الواح وصایا که خود را ولی امر سوم بهائیت  می داند بیان شده که خود را بر این دیدگاه صادق می داند و لذا دور از ذهن است که استدلالات وی در خصوص نامشروع بودن بیت العدل را با تردید بپذیریم . بدین ترتیب می توان نتیجه گرفت که دیوار کج فرقه بهائیت هیجگاه با بیت العدل بی اعتبار و نامشروع فعلی راست نخواهد شد و بدا بحال بهائیان ناآشنا و ناآگاهی که اسیر این مرکز مجهول الهویه یا بهتر بگوئیم بیت الجهل امروز شده اند.

از طرفی باید به آقای جوئل مارنجلا نیز گفت که انتصاب ولی امر چهارم دردی از دردهای بهائیت را کم نخواهد کرد چرا که براساس الواح وصایای عبدالبها رکن اعظم (ولی امر) در کنار رکن اکبر (بیت العدل ) اعتبار خواهد داشت و لذا در این مسئله یکپای بهائیان ارتدوکس هم در نبود بیت العدل می لنگد. و چاره جوئی های بعمل آمده از دو طرف نه تنها معضلات و مشکلات پیش روی بیت العدل  و ولی امر را حل ننموده بلکه روز به روز  برآن افزوده است و جامعه بهائی را دچار سردر گمی و افتراق نموده است.  

  

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آبان 1386ساعت   توسط صدرا  | 

بیت العدل اعظم بهائیان که مرکب از یک جمع ۹ نفری مستقر در حیفای اسرائیل  است  به منزله نظام رهبری معصوم از خطای بهائیت شناخته شده است!!؟؟.این تشکیلات خودساخته همواره با این سوال اساسی روبرو بوده که:   جانشین  شوقی افندی و رهبر منصوب و معصوم (موسوم به ولی امرالله )بهائیت کیست؟به علت عقیم بودن شوقی آفندی و عدم تعیین جانشین توسط وی بهائیت بعد از مرگ شوقی در سال ۱۳۳۶ (ه.ش)با یک انسداد و معضل در نظام رهبری مواجه شده  است بهائیان آزاد اندیش نیز همواره این سوال را از بیت العدل مطرح می کردند و پاسخ صریح و قابل قبولی دریافت نکرده اند .

بلاخره این بیت العدل در ۶ اکتبر ۱۹۶۳ میلادی با سمبل کاری و بدون هیچ دلیل  و  مدرک و با اجتهاد شخصی و برخلاف نص صریح الواح وصایای عباس آفندی (فرزند بهاالله)صورت مسئله را پاک کرده و خیال بهائیان ساده اندیش و خوش خیال را آسوده نمود تا دیگر این سوال اساسی را مطرح ننمایند.

لطفا به سند زیر توجه فرمائید.

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم مهر 1386ساعت   توسط صدرا  | 


 

تاملی پیرامون پیام بیت العدل 7 جون 2007 و 28 فوریه 2005
دوستان عزیز بهائی و غیر بهائی


اخیراً بیت العدل در پیام مورخ جون 2007 خود خطاب به هیئت یاران که همان اعضا محفل ملی می باشند بیانیه ای ارسال نموده و از آن ها درخواست کرده تمهیدات لازم جهت مطالعه پیام مذکور برای خانواده های بهائی فراهم نمایند.
پیام مذکور و هم چنین پیام 28 فوریه 2005 که به آن اشاره گردیده دارای مطالب بسیار مهمی است که تحلیل آن را به وقت دیگری موکول می کنم ولی در رابطه با تبلیغ فردی و اطاعت از حکومت نکاتی را یادآور می شوم، محورهای اصلی که بیت العدل در این پیام دنبال می کند به صورت خلاصه چنین است:

الف: تشویق بهائیان به تبلیغ و ممانعت از خروج آن ها از ایران

ب: القا این نکته که تبلیغ فردی با حکم اطاعت از حکومت تعارضی ندارد.

ج: تبلیغ فردی از امور وجدانی است و کسی نمی تواند، حتی حکومت، بهائیان را از تبلیغ منع نماید.

د: اطاعت از حکومت فقط در امور اداری است و در مسائل اعتقادی بهائیان شهادت را بر اطاعت ترجیح می دهند.

هـ. با یک ترفند زیرکانه می خواهد به اصحاب حکومت بگوید ما تشکیلات نداریم و اگر هم تبلیغ می کنیم این تبلیغ فردی است و ربطی به تشکیلات ندارد مانند نماز و روزه و سایر اعمال عبادی است بنابراین کسی نمی تواند مانع امر تبلیغ فردی شود.

ز: اصرار بر این نکته که در ایران نفوس مستعده برای قبول آئین بهائی زیاد هستند لذا فرصت را غنیمت شمرید و زمان را از دست ندهید و به تبلیغ نفوس بپردازید.


حال لطفاً به نکات زیر توجه فرمائید:

1-اصولاً تبلیغ اعم از فردی و غیر فردی امریست اجتماعی چون روح و حقیقت تبلیغ برقراری ارتباط است با دیگری و یا دیگران تفاوتی هم نمی کند که شما به تنهائی تبلیغ کنید و یا به صورت گروهی مهم برقراری ارتباط است که حقیقت تبلیغ می باشد بنابراین امر تبلیغ فردی علی رغم انفرادی بودن آن به جهت ماهيت عمل وارد حوزه اجتماعی می گردد و دیگر مشمول احکام و قوانین حوزه فردی نخواهد بود.
لازم به ذکر است امور وجدانی و معنوی و اعتقادی تا زمانی که در حوزه فردی است کسی نمی تواند از آن مطلع گردد چه برسد بخواهد مخالفت و ممانعت نسبت به آن اعمال نماید.
البته بیان اعتقادات و تشریح آن و اصرار بر درستی آن و اثبات برای دیگری و ایجاد بسترهائی جهت انتقال این اعتقاد و فکر به دیگری طبیعتاً از حوزه فردی خارج می گردد و تابع احکام خاص عمل در حوزه اجتماعی می شود.

2-اگر کسی مختصری با ساختار تشکیلات بهائی آشنا باشد می یابد تبلیغ فردی بدون تشکیلات بی معنا است و اساساً عنوان فردی کوششی است برای گریز از فشارهای اجتماعی و حکومتی جهت ممنوعیت تبلیغ در ایران همین پیام از چه طریق به بهائیان ایران رسیده به غیر از طریق تشکیلات؟
توسط چه کسانی توزیع شده است؟ به غیر از ناظمین ضیافات 19 روزه که قاعده هرم تشکیلات بهائی می باشد مگر به همه بهائیان توصیه نمی شود در امر تبلیغ از رهنمود های کتاب های روحی که توسط بیت العدل تهیه شده استفاده نمائید.
پی گیری امر تبلیغ فردی و نتایج حاصل از آن چگونه خواهد بود؟ جز از طریق تشکیلات؟
بنابراین تبلیغ فردی (با این توضیح که تبلیغ فردی امری وجدانی و شخصی است و حتی در صورت فرمان حکومت هم غیر قابل ترک می باشد) یک ترفند سیاسی است از سوی بیت العدل در جهت پیشگیری اقدام دولت برای ممنوعیت تبلیغ در ایران.

3- حال توجه دوستان را به قسمت هائی از پیام مورد بحث جلب می کنم
((تبلیغ به عنوان افضل اعمال از جانب حق توصیف شده از جمله مظاهر روحانی است که هر فرد بهائی در آثار مبارکه به انجام آن موظف شده است بدین ترتیب تبلیغ امری وجدانی و به طور قطع جاذب تائیدات روح القدس))
(( اگر وظائفی که جنبه روحانی دارد مقدس و تخطی ناپذیر است بنابراین نمی تواند مورد مصالحه قرار گیرد ولی مسائل اداری ثانوی و انعطاف پذیر است و نتيجتا می توان آن را قربانی اطاعت از قوانین حکومتی کرد. ))

خوب اهمیت امر تبلیغ را دقت فرمودید.
حال سوال این است با توجه به همه مطالبی که در امر تبلیغ و حیاتی بودن آن گفته شد چرا تبلیغ در اسرائیل برای بهائیان ممنوع است؟ (1)
آیا این امر وجدانی –اعتقادی- شخصی در نقاط مختلف جهان فرق می کند آیا تعریف وجدان در امور وجدانی در اسرائیل و ایران متفاوت است. آیا تعریف حکومت و اطاعت از آن و احکام مربوطه نسبت به دولت های مختلف گوناگون است؟ این جاست که دم خروس تبلیغ فردی و اطاعت حکومت از پیام بیت العدل بیرون می زند.

4. بر اساس نصوص بهائی مفسر و مبین آیات فقط جناب عبد البها و شوقی ربانی هستند در حالی که بیت العدل در حال حاضر هر گونه که بخواهد احکام قطعی و مصرح مانند اطاعت از حکومت که یک حکم کلی است را آن چنان که نیاز دارد تفسیر و تبیین می نماید.
البته در این زمینه در آینده مطالب بیشتری به اطلاع دوستان خواهد رسید.
مانند همیشه از دریافت نظرات دوستان بهائی مسرور خواهم شد. 




منبع:
سایت بهائی پژوهی

 

 

 



 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم مرداد 1386ساعت   توسط صدرا  | 

 

در پست مطلب قبلی به نامه یکی از خارجیان جدا شده از بهائیت بنا به دلایل متعدد اشاره نمودیم در این پست مطلب به یکی دیگر از اسناد بهائیت که توسط یکی از خوانندگان عزیز در اختیار ما قرار گرفته است اشاره خواهیم کرد .

 همانگونه که قبلاٌ اشاره گردید مسئله رهبری در بیت العدل و عدم حضور ولی امر همواره مورد سوال بهائیان نه تنها در خارج کشور بلکه در ایران بوده است یکی از مبلغان بهائی بنام "محمد دهقانی "در سال 1349 سفری به مناطق جنوبی ایران داشته و با سوالات متعدد بهائیان آن منطقه در خصوص عدم حضور ولی امرالله بر سر تشکیلات بیت العدل روبرو شده است و گزارش سفر خود را به شرح زیر برای پاسخ دهی به محفل روحانی بهائیان شیراز ارسال می دارد:

ساحت مقدس محفل روحانی شیراز شیدالله ارکانه  

پس از عرض تکبیر وفیر؛محترماٌ باستحضار میرساند در مسافرت اخیر که حسب الامر لجنه مهاجرت بصفحات جنوب انجام گرفت و راپرت آن را به لجنه مزبور تهیه و تسلیم خواهم کرد در خرموج بموضوعی برخورد کردم که با جناب ریحانی در میان گذاشتم و طبق راهنمائی ایشان  قرار شد کتباٌ به اطلاع آن محفل جلیل برسانم تا هر اقدام لازمی را مقتضیاٌانجام فرمائید. جناب دکتر الف که مدتی در بَستک لار تشریف داشتند و سالی یکبار که از طرف لجنه مهاجرت برای مسافرت تشویقی به لار می رفتم به آن نقطه نیز سرکشی می کردم و ایشان را مجسمه اشتعال و انجذاب مشاهده می کردم .تا اینکه در این سفر در خرموج اطلاع حاصل کردم که در خرموجند  ولی با احبا و تشکیلات هیجگونه تما سی ندارند. در روز مراجعت از خرموج برای چند دقیقه ای به ملاقات ایشان رفتم و بسیار استقبال خوبی از بنده بعمل آورد .ولی بعد از اینکه علت  عدم شرکت در تشکیلات و تماس با احبا را از ایشان سئوال کردم در جواب چند پرسش مطرح کردند و تا آنجا که وقت و معلوماتم اجازه می داد جواب دادم ولی جواب کافی و قانع کننده موکول بر این شد که در فرصت مناسب بنده تهیه و کتباٌ برایشان ارسا ل دارم . سوالات بقرار ذیل است:

1-چرا حضرت ولی امرالله دارای وصیتنامه نبودند؟آیا حقیقتاٌ وصیتنامه ای موجود نبود؟ 

 ۲--طبق الواح وصایا حضرت عبدالبها ء پس رئیس بیت العدل اعظم کیست ؟

   3-هئیت معاونت ایادی آیا مطابق کدام نصوصی است ؟ در صورتیکه طبق انتخاب ولی امر بایستی ایادیان امر انتخاب گردند ودر صورت موجود نبودن ولی امر ایادیان از بین خواهند رفت.و دیگر انتخاب معاونین ایادی جدید مفهومی ندارد.

4-چرا آثار ناقضین را نباید مطالعه کرد؟

ضمناٌ ایشان اصرار داشتند این جواب ها را تهیه و ارسال دارم زیرا اظهار داشتند که من از ترس اینکه مبدا طرد شوم با نا قضین تماس نخواهم گرفت و از طرف دیگر مایلم اجوبه کافیه دریافت دارم و از شک و تردیدی که برایم حاصل شده رهائی یابم . توضیحاٌ به استحضار می رسانم که ایشان زمان تحصیل طب در تبریز توسط جناب عمائی به امر اقبال نمودند و خانم ایشان نیز که اکنون در شیراز ساکنند ؛ توسط خود دکتر مومن شدند و تا آنجا که اطلاع دارم با جناب عمائی و خانمشان ارتباط خانوادگی داشته اند . چنانچه لازم باشد برای ادای توضیحات بیشتری در ساحت محفل حضور یابم.             با تقدیم تحیات بهائی بنده فانی- محمد دهقانی 26/7/1349

-------------------------------------------------------------------------------

۱۵۱۸ -۳شهر العلم۱۲۷ بدیع(۲۶/۷/۱۳۴۹  )               سواد     جهت اطلاع و اقدام لازم به جناب سرهنگ وحدت   معاونت محترم ایادی امرالله ایفاد می گردد که با تماس با جناب صدیق عمائی اقدام فرمایید.

 

                                                                          با رجای تائید- منشی محفل

+ نوشته شده در  شنبه دوم تیر 1386ساعت   توسط صدرا  | 

 

MY OFFICIAL WITHDRAWAL OF

 MEMBERSHIP 

Asmá 13, 157 B.E.

Even though the content of the letters and manuscripts which I composed and sent to the Auxiliary Board Member for Protection and other official addresses of the Heterodox Bahá'í administration during the past two years vividly articulated my personally held belief that the Will and Testament of Abdu'l-Baha' must, by deeds and application, be recognized as the Charter of the New World Order, the Child of the Covenant, not merely by words or in theory, I have received no official word from the Heterodox Baha'i administration concerning my membership within that Baha'i community, namely membership #137661, Ross . Campbell.

The Maxwell Pilgrim Notes of Jan.-Mar. 1937 speak of the Dispensation of Baha'u'llah, as the "spiritual testament" of the first of our Guardians, Shoghi Effendi


 

مقدمه :عدم حضور ولی امر منصوب بر سر تشکیلات بیت العدل که موجب عدم مشروعیت بیت العدل است یک موضوع مناقشه برانگیز در میان امریکائیان و اروپائیان است که به بهائیت گرایش پیدا کرده و سپس با این تناقض در بهائیت روبرو شده اند . لذا تعدادی از این افراد از بهائیت کناره گیری کرده اند که منجمله شخصیتی است بنام "روس کامپبل "که در اینترنت نوشته است:

 

 

 

به رغم اینکه مندرجات نامه ها و نسخ که در دو سال گذشته  به رشته تحریر در آورده و به مقامات بهائیت فرستاده ام ، ایده ام را که شخصاً  راجع به وصیّت نامه عبدالبهاءاظهار داشته ام  مبنی بر اینکه وصیّت نامه عبدالبها ء باید با اعمال و کاربرد عملی به عنوان منشور نظم نوین جهانی " فرزند میثاق" به رسمیت شناخته شود نه با کلام و به طور نظری، به وضوح بیان میدارد ، هیچگونه خبری در رابطه با عضویتم در داخل جامعه بهایی یعنی شماره عضویت 137661 ، Ross W.A. Campbell از سوی بیت العدل بدعت گذار بهائی دریافت ننموده ام.

 

یادداشت های زیارتی ماه های ژانویه و مارس Maxwell حکایت از تقدیر بهاءالله به عنوان وصیّت نامه روحانی نخستین ولی امر (شوقی افندی)دارد.

این خطر وجود داشت که دوستان احیاناً وصیت نامه رهبری را به خوبی درک ننمایند و تفسیر و تعبیر غلطی از آن داشته باشند ، لذا در وصیّت نامه روحانی شوقی افندی ،  تقدیر بهاءالله به تفصیل نوشته شده و شرح داده شده است. وی در آن روابط تشکیلات را با یکدیگر تثبیت نموده است. ما نمی توانیم از آن چیزهایی که وی مشخص و معین نموده است عدول نماییم ، مع هذا،فقط دومین ولی امر می تواند خود مفاد انرا تفسیر نماید ، دومین ولی امرتنها حامی و موید ایادیان امر است.

 

در تصمیمات بیت العدل فقط ولی امر زنده می تواند تصمیمی را که بدقت احساس می نماید با تعالیم بهائیت مطابقت نداشته و با آنها در تناقض است رد و یا کان لم یکن اعلام نماید.

 

بدون شک و به طور یقین تقدیر بهاء الله با فصاحت حکایت از خود و جایگاه و موقعیت ,ولی امر ها را در قلمرو خداوند بر روی زمین مشخص و معین می نماید که از طریق اطاعت ابناء بشر از منشور نظم نوین جهانی وصیّت بهاء الله فرزند میثاق تحقق خواهد یافت.

 

عدم اطاعت مستمر بیت العدل بدعت گذار بهایی از فرزند مقدّس میثاق بهائی برای من هیچ گزینه ای باقی نمیگذارد به جز اینکه به عنوان یک فرد بهایی دارای شماره عضویت شماره 137661 از دین بهایی تحت نظر بیت العدل بدعت گذار دین بهایی فعلی کناره گیری نمایم ، در حالیکه همزمان سندی را که به دفعات به نشانی های رسمی بیت العدل بدعت گذار بهایی فعلی فرستاده ام ارایه می دهم که به منزله تسلیم دست نوشته ام به سومین ولی امر دین بهایی می باشد.

 

دوستان عزیز من و عده ای از مؤمنان به بیت العدل بدعت گذار دین بهائی با همدیگر بطور مفصل بحث و تبادل نظر داشتیم و به طور متقابل توافق نمودیم تا اظهار نامه ضمیمه را که در آن به طور واضح و آشکار اعلان گردیده است تسلیم سومین ولی امردین بهائی آقای Joel Bray Marangella نموده و آن را ارسال دارم. این موضوع صحت دارد که به طور مختصر و مفید دلایل خودم را جهت تسلیم به ولی امر بهائی ضمیمه نمایم که عبارتند از :

 

1- من به این درک رسیده و اعتقاد پیدا کرده ام که دین بهائی باید دارای ولی امری باشد و وی باید بر روی زمین و در میان ما زندگی کند، زیرا که وصیّت نامه عبد البهاء که به وسیله نخستین ولی امر دین بهایی -شوقی افندی- تحت عنوان منشور نظم نوین جهانی مورد تأیید و شناسایی قرار گرفت خود،بخوبی تکلیف تعیین ولی امر بهائی را روشن کرده است .