تبليغاتX
سراب بهائیت

سراب بهائیت

تحقیقی پیرامون دیانت بهائی دیانت ساختگی تشکیلات بهائیت

برای اینکه زمینه اختلاف طرفداران میسن ریمی وبیت العدل را که ریشه در وظایف "ولی امراله :دارد بهتر متوجه شویم در ذیل به این وظایف براساس کتب بهائیت می پردازیم:

1-" اوست مبین ایات الله ....."

ولی امراله مبین ایات الهی است واین وظیفه تنها از او ساخته است.

2-" ......... ولی امراله رافع اختلافات وتنازعات در دیانت بهائیت ......."

حضرت عبدالبها در جلد سوم مکاتیب می گوید:

   " ای احبای الهی صریح کتاب اینست که اگر دو نفس در مسایل الهیه جدل وبحث نمایند واختلاف ومنازعه نمیند هردو باطلند........ اگر اندک معارضها به میان اید سکوت کنندوحقیقت حال را از مبین سوال کنند.   "

 

3- " این نظم بدیع .... بنیانش بر دو رکن رکین استوار. رکن اول و اعظم ولایت الهیه است که مصدرتبیین است.

پس ولی امراله بزرگترین رکن وستونی است که ائین بهایی بر ان  استوار است

 

4-حضرت عبدالبها در الواح وصایا می فرمایند:

   " ای احبای الهی باید ولی امراله در زمان حیات خویش من هو بعده را تعیین نماید...."

ولی امراله باید ولی امر بعدی را در زمان حیاتش مشخص و تعیین نماید.

 

5- حضرت ولی امراله در صفحه 84 دور بهایی می گوید:

   "ولی امر حاضر و ولاه امر مستقبل ایام باید اقوال و اعمال خود کاملا بحقیقت این اصل مهم ایین نازنین ما شهادت دهند وبا روش وسلوک خود حقیقت این اصل را بر اساس متین استوار سازند...."

یعنی : ولی امر در ائین بهایی استمرار دارد.

 

6-تعیین ولی امراله بعدی از جانب ولی امر قبلی علاوه بر اثار روحانی ان از تشتت وتفرقه واختلاف جلوگیری نماید.

"  ای احبای الهی باید ولی امراله در زمان حیات خویش من هو بعد را تعیین نماید تا بعداز صعودش اختلاف حاصل نگردد .

 

حال که به بخشی از وظایف ولی امراله پرداختیم از همه خوانندگان دعوت  مینمایم که  ببنیم با این دستورات اکید رهبران بهائیت در مورد ولی امراله برای سوالات ذیل چه پاسخی وجود دارد:

 

1-   چرا شوقی افندی دستور اکید پدربزرگ وپدر پدربزرگ خود را در تعیین ولی امراله رعایت نکرد وپس از خود ولی امری تعیین ننمود؟

2-   چه کسی بعد از صعود شوقی بعنوان رافع اختلافات میسن ریمی با دیگر بهائیان بود؟

3-   ولی امر فعلی ( رکن اول واعظم) در حال حاضر چه فردی است؟

 

4-   ایا ایین بهایی بدون ولی امراله ارزش واعتباری دارد؟

 

5-   ایا رکن ثانی(بیت العدل) بنا به نظرات رهبران بهایی بدون رکن اول واعظم (ولی امراله) اعتبار و موجودیتی دارد؟

 

در مبحث بعدی به برخی دیگر از وظایف ولی امر خواهیم پرداخت.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم آبان 1385ساعت   توسط صدرا  | 

هنگامی که مسئله اخراج و طرد "ریمی"و سایر بهائیان مطرح بود بهائیان ایران ترجمه توقیع شوقی را به تاریخ 11 اوریل 1949را که به افتخار محفل روحانی ملی بهائیان امریکا صادر شده و در "اخبار امری امریکا به شماره 220" و " اخبار امری ایران " شماره 6 سال 106 بدیع به وسیله "ذکر الله خادم" ترجمه و چاپ شده بود مجددا به صورت پلی کپی منتشر کردند در این توقیع که عینا نقل می شود چنین نوشته شده است :

" حضرت ولی امر الله مانند سلف خویش حضرت عبدالبهاء نظر مبارکشان انست که مناسب نیست به احدی یا محفلی اجازه داده شود نفسی را از امر الله طرد نمایند.در اینجا فرق مبینی است بین محروم نمودن شخصی ازحق انتخاب که در حقیقت تنبیه شدید انتظامی است و اعلان طرد نفسی که در ظل امر بوده و حال به مرض روحانی مبتلا گردیده است . بعبارت اخری نفسی که  حضرت عبدالبهاء مرض روحانی او را قبل از صعود مبارک در اخرین تلغراف خویش به امریکا به این نحو توصیف نمودند که "هر کس با مجذوم نشیند به جذام مبتلا گردد"حضرت ولی الله در سنوات اخیر ملاحضه فرمودند که"اساس محافل روحانیه ملیه به نحوی مستحکم گردیده است که حال قادرند موضوع محروم نمودن فردی از بهائیان را از حق انتخاب تصویب نمایند . ولی احدی جز ذات مبارک ولی الله را یارای ان نیست که مرض جذام روحانی نفوس را اعلان نماید . این نفوس را ما ناقضین عهد و  میثاق

الهی مینامیم و احدی هم نمی تواند ناقضی را به جامعه اعاده دهد و همچنین به هیچ محفل روحانی ملی هم چنین حقی اعطا نشده است . از این رو هیچیک از محافل روحانیه ملیه هم قادر نیستند درباره طرد روحانی و یا اعاده احدی به جامعه تجدید نظر نمایند و تنها وظیفه محفل روخانی ملی ان است که هر وقت با ناقضی مواجه گردد موضوع را به حضرت امر الله عرض کند و وجود مبارک بنفسه درباره او تصمیم اتخاذ خواهند فرمود . "

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم آبان 1385ساعت   توسط صدرا  | 

ابلاغیه میسن ریمی واخطار وتهدیدهای شدیدالحن او که کسی را اجازه دخالت در امور بهائیت نخواهد داد حتی تاکید روی این نکته که وی تنها جانشین شوقی افندی وپنجمین رهبر بهائیان است نه فقط مشکلی را حل نکرد بلکه بیش از پیش اتش اختلافات را دامن زد وبر وسعت ان افزود واکثریت بهائی که طرفداردسته بهائیان انگلیسی بودند به تهدیدهای او وقعی ننهادند.

اگر در گذشته اختلافات خاصی با رهبری یکی وکنار ماندن دیگری به پایان می رسید بعداز مرگ شوقی ربانی با انحلال "بیت العدل اعظم " یا  "شورای بین المللی بهائیان" و برکناری "ریمی " جانشین شوقی ورئیس این شورا اختلافات رسما "  جلوه کرد وگروههای مخلف با قاطعیت رو در روی یکدیگر ایستادند  .

بهائیان مخالف "ریمی" ( یعنی دسته طرفدار انگلیس وروحیه خانم ماکسول همسر شوقی ) به این هم اکتفا نکرده با طرد واخراج بهائیان که به نحوه اداره بهائیت اعتراض می کردند دامنه اختلافات را وسیع تر کردند.در حالی که شوقی ربانی می گوید:

                   ".......ایادی امرالله باید بیدار باشند به محض اینکه نفسی بنای اعتراض ومخالفت با ولی امراله گذاشت فورا ان شخص را اخراج از جمع بهاء نمایند وابدا بهانه ای از او قبول ننمایند  چه بسیار که باطل محض به صورت خیر در اید تا القای شبهات کند ........"

این دستور چهارمین پیشوای بهائیان نه تنها از طرف مخالفان ریمی یعنی کارگردانان کنونی بهائیت اجرا نشد بلکه اینا موفق شدند علیرغم توصیه شوقی افندی حتی جانشین خود اورا نیز اخراج کنند .

کارگردانان فعلی بعد از طرد "میسن ریمی " بتدریج شروع به اخراج وطرد بهائیانی که خواستار اجرای نظرات شوقی افندی بودند نیزشدند .با اینکه شوقی گفته است:

      "طرد واخراج افراد از شریعت اله جزء اختیارات خاصه ولی امراله یعنی رئیس عالیه روحانی جامعه میباشد         (نظامات بهائی –صفحه 82 الی 85)

همچنین عبدالبهاء نیز تاکید کرده است که:

       "طرد روحانی نفوس واعاده نفوس مطروده به جامعه او از اختیارات خاصه وحقوق مسلمه ولی امراله است وبس"

اما با همه اینها کارگردانان  کنونی بهائیت که خود را بحق جانشین "شوقی ربانی" و "بیت العدل "می دانند موفق شدند چندین صد نفر را در ایران وخاورمیانه وچند هزار نفر در امریکا از محافل بهائیت اخراج کنند. خوشبختانه اکثر انان از بهائیت دست کشیده وخود را نجات دادند.

+ نوشته شده در  دوشنبه پانزدهم آبان 1385ساعت   توسط صدرا  |