تبليغاتX
سراب بهائیت

سراب بهائیت

تحقیقی پیرامون دیانت بهائی دیانت ساختگی تشکیلات بهائیت

 

MY OFFICIAL WITHDRAWAL OF

 MEMBERSHIP 

Asmá 13, 157 B.E.

Even though the content of the letters and manuscripts which I composed and sent to the Auxiliary Board Member for Protection and other official addresses of the Heterodox Bahá'í administration during the past two years vividly articulated my personally held belief that the Will and Testament of Abdu'l-Baha' must, by deeds and application, be recognized as the Charter of the New World Order, the Child of the Covenant, not merely by words or in theory, I have received no official word from the Heterodox Baha'i administration concerning my membership within that Baha'i community, namely membership #137661, Ross . Campbell.

The Maxwell Pilgrim Notes of Jan.-Mar. 1937 speak of the Dispensation of Baha'u'llah, as the "spiritual testament" of the first of our Guardians, Shoghi Effendi


 

مقدمه :عدم حضور ولی امر منصوب بر سر تشکیلات بیت العدل که موجب عدم مشروعیت بیت العدل است یک موضوع مناقشه برانگیز در میان امریکائیان و اروپائیان است که به بهائیت گرایش پیدا کرده و سپس با این تناقض در بهائیت روبرو شده اند . لذا تعدادی از این افراد از بهائیت کناره گیری کرده اند که منجمله شخصیتی است بنام "روس کامپبل "که در اینترنت نوشته است:

 

 

 

به رغم اینکه مندرجات نامه ها و نسخ که در دو سال گذشته  به رشته تحریر در آورده و به مقامات بهائیت فرستاده ام ، ایده ام را که شخصاً  راجع به وصیّت نامه عبدالبهاءاظهار داشته ام  مبنی بر اینکه وصیّت نامه عبدالبها ء باید با اعمال و کاربرد عملی به عنوان منشور نظم نوین جهانی " فرزند میثاق" به رسمیت شناخته شود نه با کلام و به طور نظری، به وضوح بیان میدارد ، هیچگونه خبری در رابطه با عضویتم در داخل جامعه بهایی یعنی شماره عضویت 137661 ، Ross W.A. Campbell از سوی بیت العدل بدعت گذار بهائی دریافت ننموده ام.

 

یادداشت های زیارتی ماه های ژانویه و مارس Maxwell حکایت از تقدیر بهاءالله به عنوان وصیّت نامه روحانی نخستین ولی امر (شوقی افندی)دارد.

این خطر وجود داشت که دوستان احیاناً وصیت نامه رهبری را به خوبی درک ننمایند و تفسیر و تعبیر غلطی از آن داشته باشند ، لذا در وصیّت نامه روحانی شوقی افندی ،  تقدیر بهاءالله به تفصیل نوشته شده و شرح داده شده است. وی در آن روابط تشکیلات را با یکدیگر تثبیت نموده است. ما نمی توانیم از آن چیزهایی که وی مشخص و معین نموده است عدول نماییم ، مع هذا،فقط دومین ولی امر می تواند خود مفاد انرا تفسیر نماید ، دومین ولی امرتنها حامی و موید ایادیان امر است.

 

در تصمیمات بیت العدل فقط ولی امر زنده می تواند تصمیمی را که بدقت احساس می نماید با تعالیم بهائیت مطابقت نداشته و با آنها در تناقض است رد و یا کان لم یکن اعلام نماید.

 

بدون شک و به طور یقین تقدیر بهاء الله با فصاحت حکایت از خود و جایگاه و موقعیت ,ولی امر ها را در قلمرو خداوند بر روی زمین مشخص و معین می نماید که از طریق اطاعت ابناء بشر از منشور نظم نوین جهانی وصیّت بهاء الله فرزند میثاق تحقق خواهد یافت.

 

عدم اطاعت مستمر بیت العدل بدعت گذار بهایی از فرزند مقدّس میثاق بهائی برای من هیچ گزینه ای باقی نمیگذارد به جز اینکه به عنوان یک فرد بهایی دارای شماره عضویت شماره 137661 از دین بهایی تحت نظر بیت العدل بدعت گذار دین بهایی فعلی کناره گیری نمایم ، در حالیکه همزمان سندی را که به دفعات به نشانی های رسمی بیت العدل بدعت گذار بهایی فعلی فرستاده ام ارایه می دهم که به منزله تسلیم دست نوشته ام به سومین ولی امر دین بهایی می باشد.

 

دوستان عزیز من و عده ای از مؤمنان به بیت العدل بدعت گذار دین بهائی با همدیگر بطور مفصل بحث و تبادل نظر داشتیم و به طور متقابل توافق نمودیم تا اظهار نامه ضمیمه را که در آن به طور واضح و آشکار اعلان گردیده است تسلیم سومین ولی امردین بهائی آقای Joel Bray Marangella نموده و آن را ارسال دارم. این موضوع صحت دارد که به طور مختصر و مفید دلایل خودم را جهت تسلیم به ولی امر بهائی ضمیمه نمایم که عبارتند از :

 

1- من به این درک رسیده و اعتقاد پیدا کرده ام که دین بهائی باید دارای ولی امری باشد و وی باید بر روی زمین و در میان ما زندگی کند، زیرا که وصیّت نامه عبد البهاء که به وسیله نخستین ولی امر دین بهایی -شوقی افندی- تحت عنوان منشور نظم نوین جهانی مورد تأیید و شناسایی قرار گرفت خود،بخوبی تکلیف تعیین ولی امر بهائی را روشن کرده است .

 

2- من آنچه را که شوقی افندی در صفحه 4 نظم جهانی بهاءالله نوشت مبنی بر اینکه وصیّت نامه عبد البهاء و مقدس ترین کتاب بهاء الله یعنی کتاب اقدس اجزاء تفکیک ناپذیر یک واحد کامل هستند ایمان دارم و لذا وصیّت عبد البهاء فرمان مقدس بهایی است که بر مبنای ان ولی امر بهائیت تنها مرجع الهی برای هرگونه تفسیر و تبیین  ، نه شخص یا گروه دیگری، باشد

 

3- در رابطه با بیت العدل وصیّت نامه عبدالبهاء می گوید:

ریاست ولی امر بر ادیان امرالله به عنوان رئیس مقدس و ضامن اعتبار و مشروعیت ان است، وصیّت  نامه در بر دارنده اندیشه و یا بیانی نیست که بیت العدل را مجاز نماید تا بدون سرپرست و رئیس باشد.

 

4- نخستین ولی امر بهایی - شوقی افندی- در صفحه 56 تقدیر بهاء الله در رابطه با ابزاری می نویسد که" باید برای همه ایام اخوت سازمان یافته پیروان دین بهایی حفظ گردد." من اعتقاد و ایمان دارم به همان نحوی که در وصیّت  نامه تعریف شده و منظور گردیده است ، ولی امر بهایی یکی از آن ابزار ضروری و اساسی می باشد .

5- من ایمان کامل دارم که مفاد وصیّت نامه عبد البهاء نه تنها برای مقام ولی امر حی و زنده بلکه برای ایادیان بهایی که به طور انحصاری از سوی ولی امر دین بهایی انتصاب شده اند مفاد قانونی محسوب می شوند به طوریکه غفلت یا عدم پذیرش آنها ایمان مقدس بهاء الله را جهت اداره نظم نوین جهانی که در وصیّت نامه عبد البهاء شرح داده شده است ، یعنی فرزند فنا ناپذیر میثاق بهائی نقض خواهد نمود.

 

موضوعات مشروحه فوق را امروز با مؤمنان به بیت العدل بدعت گذار دین بهایی مورد بحث و تبادل نظر قرار گرفته که پس از تبادل نظر و بحث با آنها اظهاريه ای را  نوشتند و من امضاء نمودم که در آن یک گفته اضافی گنجانده شده است که اشعار میدارد:

من Ross Campbell قبل از هر چیز اظهار میدارم که آقای Joel Bray Margella را که از سوی Charless Mason Remey دومین ولی امر دین بهایی به عنوان سومین ,ولی امر دین بهایی منصوب شده است را می پذیرم و همچنین اعتقاد دارم که بیت العدل تاسیس شده شما که در سال 1963 در دامنه کوه کرمل در حیفا و تمامی ایادیان امرالله به استثناء Charles Mason Remey  پیمان شکن و ناقضین آرمان بهائیت هستند.

                               

                         " روس کامپبل "

 

علاقه مندان می توانند برای اطلاع بیشتر از بهائیان مخالف بیت العدل به ادرس های زیر مراجعه کنند:

http://www.bahai-guardian.com

http://www.rt66.com/~obfusa/council.htm

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386ساعت   توسط صدرا  |