تبليغاتX
سراب بهائیت

سراب بهائیت

تحقیقی پیرامون دیانت بهائی دیانت ساختگی تشکیلات بهائیت

 

پیام 31 اکتبر 2008 برابر با 10 آبان 87 صادره از سوی بیت العدل مستقر در حیفا ، حاوی مطالبی است که هر فرد آزاد اندیشی را که کمی از تاریخچه تشکیلات بهائیت طی 160 سال گذشته داشته باشد به خنده وا می دارد.

گویا بیت العدل نشینان  هنوز در خواب خرگوشی بسر می برند و دوست دارند دروغهای آشکار خود را بعنوان حقیقت بهائیت بخورد جامعه ایرانی و بخصوص بهائیان ساده اندیش بدهند و با زیر پا گذاشتن واقعیت های ملموس که در گوشه گوشه تشکیلات بهائی بچشم می خورد،خود را الگوئی از صداقت و پاکی جلوه دهند .اما خوشبختانه مسیر باطلی که بیت العدل نشینان بعنوان سردمداران تشکیلات بهائی دارندمی پیمایند‌‌بقدری گویای واقعیت های باطل این فرقه است که راه گریزی بجز دروغ پراکنی پیدا نمی کنند.

با این مقدمه بسراغ پیام 31 اکتبر بیت العدل می رویم تا بار دیگر به اشتباهات مکرر  و افشای دروغ های بزرگ آنان اشاره کنیم:

در این بیانیه آمده است:

      """......به هموطنان عزیز توضیح دهیدکه هرگونه دخالت سیاسی حزبی و یا جبهه گیری سیاسی در تمام سطوح محلی ،ملی و بین المللی اکیدأ و شدیدأ منع و نهی شده است......"""

حافظه تاریخی ملت ایران در قبل از انقلاب اسلامی هنوز بخاطر دارد که وجود صد ها عوامل بهائی در ارکان سیاسی،نظامی،اقتصادی،آموزشی وفرهنگی حکومت منحوس پهلوی بقدری گسترده و تمام عیاربود که صدای علمای آنزمان و از جمله حضرت امام خمینی (ره) در اوج مبارزات 15 خرداد 42 در مخالفت با گسترش و نفوذ بهائیت در منابر طنین انداز گردید( رجوع شود به وبلاگ امام خمینی و بهائیت)!!. زیاد دور نمی رویم در همین دوران اخیر مگر بیت العدل نشینان به جامعه بهائی ایران توصیه بر رای دادن و شرکت در انتخابات سیاسی شورای اسلامی ننمودند؟،چیزی که در انتخابات گذشته سابقه نداشت. آیا دیدار و رایزنی نمایندگان منتسب به محافل بهائی شهر های ایران با کاندیداهای مجلس شورای اسلامی جهت پشتیبانی از تشکیلات بهائی چیزی جز انگیزه های سیاسی بوده است ؟

آیا بیت العدل فراموش کرده است؟!!!

در بخش دیگری از این بیانیه آمده است:

    """"....مفهوم حکومت در دیانت در مقام نهادی برای تامین رفاه و ترقی بشری و اصل اطاعت از آن و تبعیت از قوانین مدنی از جمله ویژگی های بارز آئین بهائی است......"""""

می بینیم که توصیه های قبلی و مکرر بیت العدل خلاف این موضوع را نشان می دهد. بر اساس قوانین مدنی جمهوری اسلامی تبلیغ بهائیت در ایران بهر شکل آن بلحاظ قانونی جرم و خلاف محسوب می شود و اگر بنابراطاعت و تبعیت آنگونه که در عبارت فوق آمده است چرا بیت العدل صریح و واضح دستور بر عدم تبلیغ به جامعه بهائی نمی دهد تا بهائیان جرم و خلافی نداشته باشند؟ اما بالعکس تشکیلات بهائیت بر انجام تبلیغ بصورت جمعی یا فردی در ایران تاکید و اصرار دارد.آیا اطاعت در جامعه بهائی جور دیگری تعریف می شود؟!!! .شاید منظور از حکومت ،حکومت اسرائیل است که مورد قبول بیت العدل نشینان است که تمام قوانین آن را از جمله "عدم تبلیغ در خاک اسرائیل" را مو بمو و لعل به لعل اجرا میکنند ولی از نظر آنان زیر پا گذاشتن قوانین جمهوری اسلامی ایران اشکال ندارد تا آنجا که حتی دانش آموزان مسلمان دوره ابتدائی و مراکز آموزشی هم از دست تبلیغات ظاهر فریب بهائیت آسوده نیستند.

آیا بیت العدل فراموش کرده است؟

اما در قسمت دیگری از بیانیه بیت العدل آورده شده است:

    """...عده ای از روی بیخبری و یا به منظور پشبرد مقاصد خود ، وجود مراکز جهانی بهائی در کشور اسرائیل را امری سیاسی و نوعی وابستگی به نهضت صهیونیسم به شمار می آورند........."""image

اتفاقا بایستی گفت که در عین آگاهی و بر اساس دلایل فراوانی که در اسناد تشکیلات بهائیت وجود دارد حیات و ممات این تشکیلات در دست دولت اسرائیل است. این باورکه جدائی و تباینی بین بهائیت و صهیونیزم وجود ندارد را با عبارت همسر شوقی آفندی یعنی روحیه ماکسول که دیدگاه این تشکیلات در مورد اسرائیل است دنبال میکنیم. او می گوید:

""من ترجیح می دهم جوانترین ادیان (بهائیت)از تازه ترین کشورهای جهان (اسرائیل)نشو و نما نمایدو در حقیقت باید گفت آینده ما (بهائیت و اسرائیل)چون حلقه های زنجیر بهم پیوسته است  ""(۱)

 آیا  این حلقه های زنجیر بهم پیوسته  می توانند اهداف جداگانه ای  داشته باشد ؟!!

آیا بیت العدل فراموش کرده است؟!!!

بیانیه بیت العدل می افزاید:

       """"......جای تاسف است که اهل افترا بهائبان را مخالف و حتی دشمن اسلام می شمرد...""

واقعیت اینست که در صدها آثار باقیمانده از رهبران بهائی از جمله بها الله و عبدالبها وشوقی آفندی  بقدری  به  امامان ،رهبران دینی و مذهبی توهین گردیده  که هر فرد مسلمان و شیعه ای از شنیدن آن  باید  خون گریه کند . به عبارات ذیل که نشانه بغض وکینه رهبران بهائی نسبت به وجود مقدس حضرت ولی عصر علیه السلام است توجه فرمائیدتا بدانید تبلیغ فرقه بهائی آخرش به کجا منجر می گردد.عبدالبها میگوید: 

....ای بنده حقّ جمهور ناس منتظر موعودی خونخوارند و وليّ ظالمی غدّار مهديی خواهند که با سهم و سنان و شمشيری برّان سيلی از خون بيچارگان جاری و ساری نمايد و شب و روز مشغول بضرب اعناق گردد و قطع رقاب فرمايد و بروجی از سرها بيارايد ملک الموت باشد و آفت جانها گردد خونريز شود فتنه‌انگيز گردد بنيان انسان براندازد و مدن و قری بر باد دهد اطفال يتيم کند و زنان بيوه نمايد اين را شروط حقيّت دانند و منتظر چنين موعودند ......"(۲)

آیا بیت العدل فراموش  کرده است ؟!!

در بخش پایانی بیانیه سخن از فشار های اقتصادی و اجتماعی از جمله محرومبت جوانان از تحصیلات سخن گفته است.جالب اینجاست که اخیرا بیت العدل در پاسخ به سوالات جوانان بهائی در مورد خروج از ایران جهت ادامه تحصیل  بر عدم خروج آنان از ایران تاکید نموده است. واقعا اگر محرومیت از تحصیل جوانان بهائی مهم است  پس چرا اجازه خروج آنان را به سایر کشورها نمی دهند تا رفع این محرومبت که برای آن اینهمه جاروجنجال راه انداخته اند، شود؟ نهایت سادگی جوانان بیچاره بهائی که حتی برای ادامه تحصیل آنان نیز باید منتظر مجوز بیت العدل شوند.بدون شک وحشت بیت العدل از اینست که با مهاجرت گسترده جوانان بهائی به خارج از کشور و عدم بازگشت آنان به ایران نیروی جوان بهائیت در ایران به تحلیل رفته و اهداف تشکیلات بهائیت در آینده و در جامعه ایران بدلیل نبود نیروی  جوان با شکست مواجه گردد.

راستی تشکیلات بهائیت چگونه دم از ایران و ایرانیت می زند در حالیکه در اوج مبارزات ضداستبدادی و ضد استعماری مردم ایران علیه حکومت ظالم و فاسد پهلوی مهر سکوت کامل بر لب زده و نه تنها کوچکترین گامی در همراهی مردم ایران بر نداشتند بلکه با ارتباط ننگین حود با حکومت پهلوی تا آنجا توانستند در مقابله با انقلاب مردمی ایران با حکومت پهلوی همکاری کردند. این تشکیلات استعماری با همین بهانه عدم دخالت در سیاست مانع از مشارکت جوانان پر شور بهائی در مبارزات مردم ایران می شد و در حالیکه مردم ایران جشن پیروزی را شادمانه در کوی و برزن برگزار میکردند ، بهائیان مایوس و دل مرده در کنج حانه های خود خزیده بودند.

در طی این سی سال که از پیروزی انقلاب اسلامی ایران گذشته و در تمام این لحظات و مراحل حساس تاریخ این این انقلاب هیچ گونه همدردی و وطن پرستی از سوی بهائیت ایران مشاهده نشد و حتی این تشکیلات عنکبوتی در مقابل دفاع مقدس مردم ایران در مقابل متجاوزین مهر سکوت بر لب زده بود.

آنچه برای تشکیلات بیت العدل مهم است اینست که با تشویق بهائیان به تبلیغ مرام بهائیت در وحدت ملی و دینی ایرانیان خدشه وارد سازند و آنگاه راه را برای ابرقدرتهای سلطه طلب هموار سازند.زهی خیال باطل.......


۱-مجله امری

۲-مکاتیب جلد اول صفحه ۴۰۷

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387ساعت   توسط صدرا  | 

 

. ناتوانی بیت العدل نامشروع رهبری بهائیت در برخورد با مسائل اجتماعی و سیاسی بهائیان ساکن در ایران هرروز ابعاد تازه ای بخود می گیرد . این ناتوانی هر چند در تاریخ گذشته بیت العدل درباره هزاران شبهه ای که پیرامون مشروعیت آن در اذهان بهائیان حقیقی سابقه داشته و تا کنون نیز پاسخ روشنی برای آن نیافته اند وجود دارد اما تحولات دو ساله اخیر در رشد آگاهی مردم ایران از خطر فرقه بهائیت ازیک ازطرف و حمایت های مشکوک دول خارجی از جمله آمریکا و اسرائیل از این تشکیلات از طرف دیگر باعث گردیده که طرحهای استعماری بیت العدل نیز مرتبا" دستخوش تغییرو تحول می گردد .
بررسی های پژوهشی نشاندهنده این موضوع است که طی سالیان اخیر حنای این فرقه در سایر کشورهای پیشرفته و توسعه یافته بخصوص کشورهای اروپایی و امریکا رنگی نداشته و آمار موجود بر عدم موفقیت در جذب نفرات جدید در این فرقه صحه می گذارد و آنچه بعنوان گسترش بهائیت نشان داده می شود نیز در جوامع عقب مانده یا توسعه نیافته که ادیان رسمی در آنها وجود نداشته ، جلوه گر می باشد . کشور ایران در این میان از جایگاه ویژه ای برای این فرقه برخوردار است و نگاه بیت العدل به این ناحیه از جغرافیای جهان کاملا" متفاوت و بعضا" مغایر با سایر کشورها است . آنها با جامعه 70 میلیونی شیعه و در دولتی که بنای حکومتی آن دین اسلام و قوانین اساسی آن منبعث از شریعت اسلام است مواجه اند و عدم درک صحیح از این موقعیت ، بیت العدل را همواره دچار سر در گمی نموده است و آنان را ناچاراز ورود به عرصه سیاست جهانی در تقابل با نظام جمهوری اسلامی نموده است . این فرقه که همواره ادعای عدم سیاسی بودن خود را سر داده است اکنون دست در دست اربابان سیاسی خود به شکل یک اپوزیسیون سیاسی ، ضدیت با جمهوری اسلامی را در دستور کار دارد و بعنوان پیاده نظام دشمن در خاک جمهوری اسلامی ، مذهب و دین مردم را بعنوان مدافعان این نظام نشانه گرفته است .
درخارج کشور نیز با تشکیل دهها جلسه با ضد انقلابیون ، توسعه چندین شبکه رادیو و تلویزیونی ، ایجاد دهها سایت اینترنتی بر این تلاش خود روز به روز می افزاید تا شاید به حیات در حال جان دادن بهائیت در ایران جان تازه ای بخشد .
عرصه ای که بیت العدل نشینان در این برهه به آن وارد شده اند به میدان مرگ و زندگی شبیه شده است . از یک طرف تحت فشار کشورهای سلطه گر بایستی در جامعه کنونی ایران از خود حرکتی نشان دهند تا بهانه سیاسی فشار بر جمهوری اسلامی را برای دول خارجی ایجاد نمایند و از طرف دیگر تمام اقدامات یکی دو ساله اخیر آنان که برای اجرای آن بصورت تشکیلاتی برنامه ریزی شده بود به دربسته مردم شیعه و عاشق ولایت برخورد کرده است .
بهائیان ایران که عروسکان خیمه شب بازی این میدان در اجرای اوامر باصطلاح الهی بیت العدل نشینان می باشند ، خسته و درمانده از این وضعیت در یک سر در گمی دائمی بسر می برند .یک روز طبق اعلامیه بیت العدل در سال 2004 بایستی حرکت عمومی تبلیغ را شروع کنند . یک روز به جای حرکت عمومی تبلیغ ، باید به تبلیغ فردی بپردازند و روز دیگر این حرکت بایستی با حفظ حکمت ( از نوع بهائی آن ) انجام شود و از تبلیغ علنی در پارکها خودداری نموده و به سراغ منسو بین مسلمانان خود بروند!!؟؟
این پریشان حالی دائمی و تغییر تاکتیک باعٍث گردیده که سیل اعتراضات ، آرام آرام متوجه بیت العدل گردد. بهائیان ایران نمی خواهند زندگی آرامی را که در کنار سایر ایرانیان دارند با دستگیری ، زندانی شدن و از دست دادن شخصیت اجتماعی و تلقی شدن بعنوان یک همدست دشمن خارجی عوض نمایند و آن زندگی را دستخوش ناملایمات سازند . آنها معتقدند که تبلیغ در هر نوع آن ، کارایی خود را در بین جوامع ایرانی بدلیل هشیاری و آگاهی روز افزون مردم از دست داده است و  اکنون با پاسخ دندان شکن مردم مسلمان ایران مواجه می گردد و بطوریکه حتی هموطنان اقلیتهای مذهبی ایران هم به مخالفت با بهائیت پرداخته اند .
به همین علت یک دختر بهائی با ارسال یک نامه اعتراض آمیز در تاریخ 16 آبان سال 1386 از بیت العدل خواستار توضیح می شود و جالب اینجاست که جواب این نامه یکسال بعد در تاریخ 4 سپتامبر 2008 (16/6/87) و با توجیهات دو پهلو صادر می گردد .
در این راستا بیت العدل تلاش می نماید که با صدور بیانیه 4 ژوئن 2008 موذیانه بیانیه های سالهای 2004و 2005 خود را به فراموشی سپرده و وضعیت را برای بهائیان ایران عادی جلوه دهد اما واقعیت اینست  که کم کم سراب بهائیت در ایران روز به روز افول بیشتری پیدا می کند و ساده انگارانه خواهد بود که بگوئیم از این به بعد این فرقه بتواند در جامعه ایرانی اقبالی داشته باشد و این امر صرفا" به دلیل ناشی گری بیت العدل نشینان (که در اسرائیل جا خوش کرده اند ) از وضعیت کشور شیعی مذهب ایران است . آنان می پندارند که با وجود مشکلات داخلی و خارجی ، مردم از ایمان و اعتقاد خود دست برمیدارند در حالیکه مردم ایران که پوست و خون آنها با ولایت اهل بیت عجین گردیده و هر روز بر این عشق در عصر غیبت حضرت ولی عصر (عج) افزوده می شود ، دست از این اعتقادات دینی و قلبی خود بر نمیدارند و فرصت را برای فرقه بهائیت جهت به گمراه کشاندن جوانان این مرزو بوم فراهم نمی سازند. 
شکست طرحهای تبلیغی بهائیت در ایران که مهد تأسیس این فرقه است بقدری برای تشکیلات بهائیت سخت وزیان آور است که دائما" بدنبال تغییر در روش و برنامه های کاری بهائیان ایران در توسعه این فرقه گردیده است .ولی بیداری مردم ایران و نقش بر آب شدن این طرحها ، نا امیدی بی حد و حصری را در جامعه بهائی ایران به همراه داشته است . این نا امیدی در روند حرکت دول خارجی در حمایت از این فرقه که روزی آنرا وجه المصالحه مذاکرات خود می دانستند نیز روز به روز در حال آشکار شدن است

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم آبان 1387ساعت   توسط صدرا  |